سال نو مبارک   

نمی دونم وسط جهنم میشه سفرهء هفت سین پهن کرد یا نه ؟

نمی دونم پنج دقیقه مونده به قیامت میشه به کسی عیدو تبریک گفت یا نه ؟!

نمی دونم ...

به هر حال برای همهء دوستان سال خوب و خوشی آرزومندم .

لینک
   لنگر وظیفه شناس !   

بالاخره بعد از چند هفته ترترنت ( very low speed internet ) ! امروز مقامات ذیربط

لطف کرده و فرمودند  که لنگر یک کشتی بین جاسک و فجیره صاف خورده وسط خط

اصلی فیبرنوری و اختلالات اخیر اینترنت در ایران به دلیل فوق است . یعنی به ما چه !

همینجور که اخبار داشت این را می گفت ، فکر می کردم که عجیبه ... این دفعهء

چندمه که این لنگر یه همچین کاری می کنه ... اصلا مال کدوم کشتیه که همیشه

اون وسط آویزونه ؟! و عجیب تر اینکه "چه به موقع " این لنگر می خوره به کابل کف

دریا و بعدش هم " چه به موقع " تعمیر میشه ...؟! ( آبا که از آسیاب افتاد یعنی )...

تازه داشتم می رسیدم به اینجا که یعنی لنگر به دکل مخابرات هم اصابت کرده ؟! چون

پیامک هم یا اصلا نمیره یا اگر هم بره نصفهء اولش میره !!! یعنی فقط ارسال میشه

- تا کنتور مخابرات بندازه - ولی به اونطرف نمیره یعنی نمی رسه و همینطور میره

تو کهکشان راه شیری ... که البته این هم نشان از توان بالای فناوری موشکی ما

داره که یک sms دو خطی را تا چه ارتفاعی سوت می کنه ! ... تو همین فکر بودم

که اخبارگو - انگار که فکرم را شنیده باشه ! - گفت مشکل پیامک به لنگر ربطی

نداره و به خاطر اینه که مخابرات محترم در حال تعویض سیستم خارجی با داخلی

است !!! (یعنی یه جور کابل برگردان بی سیم) ... و باز هم " چه به موقع " کابل

دمر خواهد شد !؟ ...

پی نوشت : بر پدر و مادرش لعنت هر کسی زیر قبض تلفن ما چند تا صفر اضافه

بشا ... یعنی بگذارد .

لینک
   ابتکار   

با وجودی که چند روز از فیلتر شدن وبلاگ خانم ابتکار می گذرد هنوز بر این باورم که

اشتباهی صورت گرفته و بزودی رفع خواهد شد . تا آنجا که به یاد دارم خانم ابتکار

در نگاشته ها ی خود نهایت وسواس را به خرج می دادند تا موضوع از حالت اعتدال

خارج نشود . با این حال شاید بنده یکی دو پست آخر ایشان را ندیده باشم ! شاید

تحولاتی صورت گرفته و ما بی خبر مانده ایم !

ضمنآ بازی روزگار را که : وبلاگ سخنگوی اشغالگران سفارت آمریکا اشغال می شود!!

به هر روی بنده اینجا (یعنی وبلاگم) را خانهء " همهء دوستان " می دانم .

چنانچه ایشان مایل باشند می توانند تا روشن شدن تکلیف همینجا بنویسند ، البته

در صورتی که لایق بدانند . تعارف هم نیست . هر جور هم که خود صلاح بدانند یعنی

مطلب را ارسال کنند برایم یا پسورد ارسال شود برای ایشان . به هر روی امیدوارم

بازهم از قلم ایشان بهره مند شویم و مشکل - اگر واقعآ مشکلی باشد - مرتفع گردد.

لینک
   وزارت راه و فاجعه ای دیگر   

نیازی به ذکر مجدد کارنامهء اسف بار وزارت راه نیست . تلفات جاده ای در ایران بیش

از مجموع تلفات هر دو طرف جنگ ٣٣ روزه لبنان بود - در همان مقطع - بود . سقوط

پی در پی هواپیماهای مسافری ، خروج مکرر قطارهای مسافری از ریل و ... که با همهء

تلفات و خساراتی که داشتند خم به ابروی آقایان هم نیاورد .

کارنامهء زیست محیطی شخص آقای وزیر هم فکر می کنم در تاریخ تخریب محیط

زیست ایران بی سابقه بوده و شاید سالها بگذرد تا فردی بتواند رکورد آسیبهای

زیست محیطی ایشان را بشکند . بگذریم .

خبر سقوط بهمن در دیزین و کشته شدن اسف بار ٨ تن از هموطنان و مجروح شدن

۴٢ نفر دیگر بعلاوهء حداقل یک نفر مفقودالاثر تا این لحظه محرز شده است .

اخبار عصر امروز صدا وسیما به روشنی اشاره کرد که وزارت راه و عوامل آن نه تنها

به هشدارهای جدی سازمان هواشناسی توجهی ننموده و راه را مسدود نکرده

است بلکه بولدوزر وزارت راه که مشغول گشودن راه ! بوده ، محرک و عامل اصلی

سقوط بهمن بوده است که البته خود بولدوزر و عوامل وزارت راه نیز در بین گرفتاران

زیر بهمن بوده اند . فکر می کنم دورهء مدیریت جناب آقای بهبهانی از لحاظ کثرت و

شدت و تنوع وقوع حوداث جانی و مالی و فجایع زیست محیطی یک دورهء نادر و 

استثنایی در تاریخ ایران باشد .

لینک
   CPI 168   

شفافیت در عملکرد اقتصادی دولتها ، از مهمترین شاخص های ارزیابی "فساد مالی"

حکومت ها و دولتمردان آنهاست .

CPI یا همان Corruption Perceptions Index ، فهرستی است که سالانه منتشر شده

و علاوه بر رتبه بندی کشورهای جهان ، آنهایی را هم که قابل ارزیابی نیستند ! نیز

جداگانه اعلام می کند .

بر اساس فهرست فوق ایران از رتبهء 141 در سال 2008 با 27 پله سقوط به رتبهء

168 تنزل یافته است . این فهرست فقط شامل 180 کشور از کل  دویست و چند

کشور دنیاست . امتیاز ایران از 3/2 در سال قبل به 8/1 در سال 2009 کاهش یافته

است . در این فهرست تنها کشورهای ازبکستان ، چاد ، عراق ، سودان ، میانمار،

افغانستان و سومالی پایین تر از ایران قرار دارد . علت این امر اشتراک ایران در رتبهء

168 با پنج کشور بوروندی ، گینه استوایی ، گینه و هاییتی در بالادست خود و

ترکمنستان در پایین دست خود است .

لینک
   پیشرفت یا پیشنفت ؟   

امروز در عرض چند دقیقه ده ها میلیارد دلار رفت هوا ! تکنولوژی چند دهه قبل را از

کشورهای دست چندم و با چند برابر قیمت وارد کرده ایم تا فقط روی چند کشور یا

حتی چند نفر را کم کنیم ... به قول دوست گرامی آقای سپهر سلیمی :

... این خبرها این حسن را دارد که خبردار می شویم هنوز نفت داریم .

آنهم "نفتی" که قبلآ فروش رفته و پول آن از "پیش" به صندوق واریز شده یعنی همان

"پیش نفت"  که حالا هم ما داریم آنرا "پیش خور" می کنیم ... تازه آنهم در " سال

اصلاح الگوی مصرف " !؟

فقط چند روز صبر کنید . جشن عاطفه ها ، چشن شکوفه ها ، جشن گلریزان و

خلاصه اینکه بیایید شادی هایمان (یعنی پولهایمان) را قسمت کنیم .

بهزیستی بودجهء کافی ندارد ، آموزش و پرورش سی سال است که کسر بودجه دارد،

بهداشت و درمان که همیشهء خدا مفلس است ، محیط زیست که اصلا بودجه ندارد ...

خدا را شکر که هنوز نفت را داریم و دوستانی که در یک سالن چند ده میلیاردتومانی

بنشینند و در مراسمی چند صد میلیون تومانی روی همدیگر را ببوسند و خرسند

برگردند به مسندهای دنیوی شان . 

لینک
   تالاب   

چه امیدی به این ساحل ؟

خوشا فریاد زیر آب

لینک
   سوگوار   

حدود سی و یک سال پیش بود که "شعورم" را با دستان خود دفن کردم .

امشب در سالمرگش دوباره خواهم گریست .

لینک
   گرامیداشت بسیار گسترده 26 دی ماه !!!   

امسال تقریبآ ٧٠ میلیون ایرانی با ٢۴ ساعت سکوت روز ملی حمایت از حیوانات را

برگزار کردند  ...  و این در حالی است که چنانچه بزرگترین و محبوب ترین شخصیت

- های جهانی هم مرحوم شوند تنها با چند دقیقه ! سکوت یاد ایشان را گرامی

می دارند ... شاید هم به خاطر وسعت و کثرت و شدت تیره روزی حیوانات این

سرزمین بوده که به جای چند دقیقه ، یک روز کامل را سکوت کرده اند !؟!

                                         ***************

... می فرمایند این روز ملی نیست .

... می فرمایند این روز در تقویم ما ثبت رسمی نشده .

... می فرمایند انتخاب چنین روزی ریشه در گاهنامهء زرتشتی و ایران باستان دارد

    و بنابراین از همان اول انتخاب اشتباهی بوده است .

... می فرمایند یکی از اساتید و پیشکسوتان شهیر  جامعهء دامپزشکی ایران ثبت

چنین روزی را وتو کرده اند .

... می فرمایند آیا کسی جرات دارد یک مناسبت اسلامی - اعم از میلاد یا وفات - را

 برای چنین روزی پیشنهاد دهد ؟

... می فرمایند روز جهانی حیوانات هم قبول نیست چون غربی است و استکباری !

... و سرانجام نمی فرمایند بالاخره تکلیف چیست و راه کدام است .

                                   *****************

ما روز ملی یا روز رسمی حمایت از حیوانات نداریم چون در تقویم که ثبت نشده . اما

یک چهارشنبه سوری داریم که بیا و ببین ، کسی هم کار به تقویم ندارد .

سبزی پلو ماهی شب عید (که اوجب واجبات است) و گلدفیش سفره ٧ سین هم

لابد حتمآ توی تقویم هستند که مردم از همین الان به فکر تهیه آنها هستند !

آیا می دانید ما روز "ملی" مبارزه با بیماری های مشترک انسان و حیوان داریم ؟

یا به قول دامپزشکان محترم : روز ملی زئونوزها ... برابر سیزدهم تیرماه هرسال .

آیا می دانید چرا "لپتوسپیروز" و "تب مالت" را اینقدر توی بوق نمی کنند ؟ چون

مبادا فقط یک گاو چند میلیونی را مجبور شوند معدوم سازند و این هم برای دولت

و هم برای ملت "هزینه" دارد . ولی صدها گربه و سگ بی صاحب یا حتی با صاحب

سالم و شناسنامه دار را چنانچه معدوم سازند هم برای دولت و هم برای ملت

"عایدی" دارد آنهم از قرار لاشه ای چند هزار تومان ...

ما هم روز جهانی شیر مادر داریم و هم هفتهء آن را . ما روز جهانی پوکی استخوان

را هم برگزار می کنیم .ما روز جهانی و ملی ماما ، پرستار ، پزشک ، بهورز ، دامپزشک

 ، داروساز و ... را داریم و هر کدام جداگانه . ما روز هاری ، سل ، جذام ، سرطان ، ایدز

، بیماری های قلبی و کلیوی و غیره را هم داریم . هم ملی و هم جهانی اش را ...

و علیرغم همهء اینها حاضر نیستیم تنها یک " زنگ انشاء " داشته باشیم برای

آموزش مهرورزی به طبیعت و همهء ساکنین آن .

 

لینک
   هر از گاهی بنشین و تماشا کن   

چندی قبل کتاب یکی از دوستان را معرفی کردم . این هم نقدی خواندنی از کتاب

ایشان که در روزنامهء همشهری چاپ شده است .

و اینجا هم مطلب دیگری به مناسبت ٢۶ دی ماه روز ملی حمایت از حیوانات .

و این هم پیام نهایی همان مطلب :

لازم نیست مهربان باشیم. لازم نیست دلسوزی کنیم. لازم نیست عضو انجمن حمایت از حیوانات شویم. لازم نیست غذای گران قیمت برای سگ و گربه بخریم. همین که حیوانات را به حال خود بگذاریم کار انسانی کرده ایم. همین که بگذاریم پرنده ها آسوده از کنار کفش مان دانه بردارند ، همین که وقتی گربه ای باقی مانده ی غذایمان را بر می دارد سنگ پرت نکنیم ، همین که با چوب دنبال سگ ها ندویم و با سم کشاورزی به جانشان نیافتیم، همین که برای پرکردن تنهایی مان ، حیوان زبان بسته را در چاردیواری حبس نکنیم ، همین که توی سیرک با شلاق به جان حیوانات نادر و زیبای جهان نیافتیم کافی‌ست. جای گرم و غذای خوب و نظافت و واکسن و دامپزشک بردن شان پیشکش.

 

لینک
   بیست و ششم دی ماه " روز ملی حمایت از حیوانات " را گرامی بداریم   

بسیاری مناسبت های ملی یا جهانی می آیند و می روند و ما بیشتر اوقات بدون

توجه از کنار آنها می گذریم . امیدوارم ٢۶ دی امسال به سکوت برگزار نشود .

اصلا قصد ندارم هیچ نهاد دولتی یا مردمی را مقصر خطاب کنم . اگر قصوری بوده

(که حتمآ چنین است) همه مقصریم : مردم ، دولت ، مجلس ، محیط زیست ، صدا

و سیما ، رسانه ها ، بنیادها (صاحبان باغ وحش ها و سیرک ها) ، مدارس ، مساجد ،

والدین ، فرزندان ، نخبگان ، عوام ، متمکنین ، تهیدستان ... . همه .

چند "پیشنهاد عملی" برای این روز دارم که می تواند در احیای حقوق حیوانات و

گسترش فرهنگ طبیعت دوستی و حمایت از حیوانات در میان هم میهنان موثر

واقع شود :

١- دوستان وبلاگ نویس به پیشواز این روز رفته و قبلآ مطالب خود در این زمینه را

منتشر کنند . اطلاع رسانی نمایند . پیشنهادات و برنامه های خود برای این روز را

به گوش سایرین برسانند . در شرایط فعلی همیشه بلاگرها در خط مقدم قرار دارند

، اگرچه شاید این خواستهء بسیاری از ایشان نباشد .

٢- در حال حاضر یکی از مهمترین نیاز های دوستداران حیوانات "پیدا کردن یکدیگر"

است . اینکه بدانند تنها نیستند و همفکرانی دارند که شاید سالها همسایه یا همکار

ایشان بوده است . اینکه در مواقع لزوم می توانند به کمک یکدیگر شتافته و مثلا

کمک به یک حیوان مجروح را ١٠٠% از توان خود خارج ببینند ولی با همراهی سایر

دوستان بسیار ساده و راحت حیوان را نجات دهند .

این گردهمایی الزامآ نباید با تشریفات و در یک تالار بزرگ همراه اکومداح ! صورت گیرد.

خیلی ساده می توان در یک پارک یا فضای باز یا یک مکان عمومی حاضر شد و برای

یکبار در سال هم شده به تبادل نظر مستقیم و آزادانه پرداخت . منتظر دعوت از طرف

یک نهاد خاص نباشید . فقط یک هماهنگی قبلی لازم است . الزامآ هم نباید همگی

در یک روز و یک جا حاضر شوند . برگزاری چند گردهمایی کوچک خیلی بهتر است

از عدم برگزاری  یک گردهمایی بزرگ  .

٣- جالب اینکه در حال حاضر یکی از فعالترین جوامع مجازی و حقیقی در یاری رساندن

به حیوانات تالار گیاهخواران ایران است . و این در حالیست که مسئولیت مستقیم

حمایت از حیوانات بر عهدهء نهادهای دیگری است . به سهم خویش از این دوستان

صادق و مهربان تشکر نموده و امیدوارم حس مسئولیت پذیری ایشان سرمشق

سایر افراد و نهادهای مسئول باشد .

۴- قبل از رسیدن به ٢۶ دی ماه می توان با رسانه های متفاوت دیداری یا شنیداری،

مکتوب یا مجازی ، محلی یا سراسری ... تماس گرفت و از ایشان خواست تا برای

یکبار در سال هم شده ، به مناسبت این روز ملی ، چند جمله ای در حمایت از

 حیوانات و حقوق آنها درج کنند .

۵- حتی با تشکیل موقت چند تیم محدود ، به چند دبستان یا مهد کودک مراجعه

نمود و فقط یکربع ساعت برای ایشان سخن گفت از حیوانات . یقینآ تاثیر این یک ربع

حرف در دبستان بسیار بیشتر است از یک هفته حرف زدن در یک اداره یا کارخانه یا

حتی یک دانشگاه .

۶- در حال حاضر ما با چند مسئلهء حاد روبرو هستیم . سگ کشی و گربه کشی

و ترغیب مردم به اینگونه کارها از جملهء این موارد است . با تهیه یک طومار و امضای

دسته جمعی می توان اعتراض خود را به گوش مسئولین رساند . شخصآ در این

زمینه مراجعه به شورای شهر را بهترین گزینه می دانم . برخی اعضای شورا

کاملا با این مقوله آشنا هستند و سایرین نیز چنانچه موافق هم نباشند حداقل

عناد هم ندارند و برخوردشان خیلی بهتر است از عوامل شهرداری و آن ادارهء

ساماندهی اشقیائش .ضمن اینکه شورای شهر از نظر مرتبت قانونی در بالادست

شهرداری و ادارات تابعهء آن قرار دارد و می تواند شهرداری را ملزم به تغییر رویه

نماید . به علاوه هر روز افراد زیادی در جلوی ساختمان شورا حاضر می شوند و

تقاضای ملاقات حضوری و یا ثبت عریضه شان را دارند . تاکنون نشنیده ام آنجا

برخورد خشن یا ناشایستی با مردم صورت گرفته باشد .

٧- دوستداران حیوانات در همه جای دنیا "جهانی فکر می کنند" . یعنی فقط به فکر

نجات حیوانات سرزمین خود نیستند . می توان به مناسبت 26 دیماه با برخی از

مهمترین حرکات جهانی همراهی نمود .برای مثال میتوان اقدام به تهیه نامه یا طومار

به منظور منع کامل و دائمی گاوبازی در جهان و تحویل آن به سفارت اسپانیا

(و مکزیک) در تهران نمود . یا ارسال چنین نامه هایی فی المثل به سفارت نروژ و

ژاپن (به دلیل صدور مجوز شکار نهنگ و دلفین) ، سفارت کانادا (به دلیل صدور مجوز

شکار فک و سیل) ، سفارت استرالیا (به دلیل تصمیم برای کشتار وسیع کانگوروها) 

و ...

٨- قطعآ سایر دوستان ایده های بهتری می توانند ارائه دهند . فقط مهم این است

که برای یکروز در سال هم شده صدایی باشیم برای بیصدایان .

لینک
   شوراهای حل اختلاف، نیازمند بازنگری   

البته به نظر من شوراهای حل اختلاف، نیازمند انحلال هستند . چرا که این نهاد

بطور ذاتی و ماهوی دارای تناقض و تعارض است .

با این وصف نقد روزنامه جام جم نسبت به این نهاد خواندنی است ، اگرچه بسیار

محتاطانه و ملایم نوشته شده است .

لینک
   انا لله و انا الیه راجعون   

درگذشت بزرگمرد تاریخ معاصر ایران ، فقیه عالیقدر و مجاهد نستوه

   حضرت آیت الله العظمی حاج حسینعلی منتظری (رحمت الله علیه)

را به عموم مردم ایران و مسلمین جهان خاصه شیعیان دوستدار اهل بیت و علاقمندان

این مرجع عالیقدر و بیت معظم له تسلیت عرض نموده و از درگاه ایزد متعال علو درجات

برای آن بزرگوار را مسئلت دارم .

لینک
   بروشور گربه ها ... تالار گیاهخواری ... و اظهار تاسف   

دوست گرامی آقای دکتر لطفی زاده مطلب مبسوطی در تالار گیاهخواران در مورد

دلایل اعتراض خود به بروشور حمایت از گربه ها درج نموده اند . با وجودیکه بر اساس

همه موازین حق پاسخگویی متقابل برای همه محفوظ است بنده ترجیح دادم ارسال

پاسخ به روز بعد موکول شود مبادا که بحث به مجادله تعبیر شود ...

جالب اینکه امروز یعنی یکشنبه هر چقدر تلاش در ارسال پاسخ نمودم میسر نشد

که به ظن قوی اکانت بنده مسدود شده و یا تاپیک قفل شده است و یا هر دو ...

به هر حال روش برخورد معقول و مطبوعی نبود ... به ناچار همینجا مطلب را درج

نموده و امیدوارم در حوصلهء دوستان  گرامی باشد .

                                      ********************

با سلام خدمت همه دوستان و به ویژه جناب آقای دکتر محمد لطفی زاده  ( و نه کاربر لطفی زاده .)

1- از سوی بنده بارها - مستقیم و غیر مستقیم - عرض ارادت شده است . در پست قبلی وبلاگم دقیقآ به مطلب
و مصاحبه’ شما لینک داده ام که خوشبختانه قبل از این گفتگو بوده و تنها می تواند نشانه’ احترام من (و سایر دوستان) به حامیان حیوانات - منجمله جنابعالی - باشد .

2- بنده اغلب سعی می کنم اشخاص را مستقیم خطاب نکنم و این را در نگاشته هایم - در سایتها یا وبلاگم یا ... -
دیده اید .در همین مورد اخیر هم فقط از کلمه’ دوستان استفاده کرده ام . منظور اصلی من در همه این موارد پرهیز
از "شخصی شدن موضوع" است. یعنی اگر اینجا اختلافی هم مشاهده شود ، اختلاف در سخن و دیدگاه باشد نه در
شخصیت یا منش افراد .

3- در یک مورد کاملا همفکر هستیم !! و آن اینکه بنده هم گیاهخوار نیستم (با پوزش از اعضای محترم تالار )
و دقیقآ نظیر شما به خود اجازه ورود به جمع این دوستان متعهد را نمی دادم . اما درخواست شما را دوستان
اجابت کرده و نظر شما را در تالار منعکس نمودند . حال آنکه سایر دوستان - منجمله سرکار خانم کیانا - درخواست
بنده را رد کرده و فرمودند هر مطلبی دارید با نام کاربری خود درج نمایید ، که بناچار چنین هم شد .

4- موارد زیادی باید به مطلب شما اضافه کنم تا رفع سو’ تفاهم شود . اما بدلیل پیشگیری از سو’تفاهم بیشتر
از ذکر همه موارد خودداری نموده و انشاالله در فرصت های بعدی تبادل نظر خواهد شد .

5- اینکه کجای متن خود از خطر توکسوپلاسموز گفته ام و ... در پاراگراف آخر متن ترجمه (و سطر دهم متن اصلی)
دقیقا به این موضوع اشاره شده - حتی با ذکر صفت "کشنده" ...و ضمنا در همان اوایل هم انتقال از مادر به جنین
ذکر شده . بنابراین ضمن ابراز اعتقاد عمیق به قبح و گناه "کتمان" خوشبختانه خود را در این مورد بری می بینم .
ضمنا بنده لینک مقاله اصلی را گذاشته ام که بسیار مبسوط تر در همانجا نوشته اند و بنده هم صراحتا نوشته ام
که ترجمه فقط از 12 سطر اول صورت گرفته است . بنابراین منصفانه نیست مطالبی که در پایینتر همان ماخذ آمده
و ترجمه نشده به حساب "کتمان" گذاشته شود . حتی اگر در نگاشته ام - به عمد یا به سهو - نام توکسوپلاسموز
و خطر سقط جنین را هم نبرده بودم باز هم ایرادی متوجه بنده نبود ! چون بقدری رسانه های حیواندوست !!! ما
روی این مسئله زوم کرده و آنرا آگراندیسمان کرده اند که دیگر حتی بانوان عشایر ما نیز از کنار گربه رد نمی شوند
چرا که با تبلیغات گسترده صدا و سیما و روزنامه’ بسیار منصف !!! آن ، فکر می کنند چنانچه نسوان گربه ای را
فقط رویت نمایند تا 7 پشت آنها سقط توکسوپلاسمایی خواهند نمود !!!!

6- بله هنوز تاکید دارم که بیشتر موارد توکسوپلاسموز - حتی با سوش گندی ای - بدون علامت یا با علائم خفیف
خودبخود بهبود می یابند .در صورت تمایل رفرانس بیش از 50 منبع معتبر پزشکی را همینجا درج می نمایم .
 اما اگر شما همچنان بر نمایاندن وجوه سخت بیماری اصرار دارید اشکالی ندارد . اما چرا این وسواس را روی مثلآ
تب مالت هم نشان نمی دهید ؟ منظورم شخص شما نیست . همان صدا و سیما و جام جم و وزارت بهداشت و
دانشکده’ محترم دامپزشکی را عرض می کنم . تب مالت هم بیماری خفیف و خزنده ای است با این تفاوت که
برخلاف توکسوپلاسموز نه تنها خودبخود بهبود نمی یابد بلکه دهها عوارض مزمن در بیمار بر جای می گذارد
که تا آخر عمر گریبانش را رها نمی کند و کمتر پزشکی هم به تشخیص آن همت می گمارد . چرا لبه’ تیز حملات
رسانه ها در اینجا متوجه گاوها و دامداری ها نمی شود ؟ آیا چون گربه ها ارزش اقتصادی ندارند ؟ آیا چون گاوها
مالک دارند ؟ و یا این هم مصداق دقیقی از همان " کتمان" است که خود فرموده اید . چرا مردم را از خوردن
انواع لبنیات نمی ترسانند ؟ چرا نمی گویند راه اصلی انتقال همین توکسوپلاسموز " گوشت و مصرف فراورده های
گوشتی " است ، حتی لمس گوشت آلوده هم می تواند توکسوپلاسما را منتقل کند در حالیکه تماس صرف با گربه
خطرناک نیست و حتما باید بلع مدفوع گربه’ حاوی باصطلاح لارو فعال باشد .چرا مردم را از رفتن به قصابی یا مصرف
پنیر محلی نمی ترسانند ؟ .... اطمینان دارم پاسخ بسیاری از این سوالات را شما بهتر از بنده می دانید .

7- در مورد نشریه اینترنتی شما و اطلاع رسانی شما و سایر همکاران دامپزشک که تردیدی نیست . همچنین
در مورد وجود هزاران صفحه مطلب در مکاتبات یا دروس دانشکده دامپزشکی و ارگانهای ذیربط هم تردیدی نیست.
عرض بنده دقیقا چاپ یک بروشور و اطلاع رسانی عام است . امیدوارم این فعالیت فرهنگ ساز را فی المثل با
هشدارهایی که مثلآ سازمان دامپزشکی در یک مورد خاص - مثل جنون گاوی یا آنفولانزای طیور - می دهند
مقایسه نکنید . باور کنید پخش این برشور ها از تهیه و چاپ آن سخت تر است . آن را مثل آگهی کلاس کنکور در
یک میدان به زور دست مردم نمی دهیم . یا مثل تراکت آژانس لای در خانه ها نمیگذاریم ... سعی می کنیم ارائه
آنها همراه با برخورد چهره به چهره و پاسخ به سوالات گیرندگان باشد و این یعنی مثلا دوسه ساعت در یک میدان
شلوغ ایستادن و سعی در روشن کردن ذهن فقط یکنفر نسبت به حقوق حیوانات . یعنی چند ساعت وقت و انرژی
گذاشتن برای توزیع فقط یک برگ ! تا از ما نگیرند و دو متر آنطرف تر داخل جوی آب بیاندازند ... حال مجددا سوال
می کنم آیا حتی یک برگ آچهار  را تابحال به این شکل تهیه و توزیع نموده اند ؟ ... ضمنآ کجا گفتیم که شما به فکر
نیستید ؟ اگر هم جای دیگری و فرد دیگری چنین گفته یقین بدانید که منظور شخص شما نبوده است .

8- به دور از مداهنه عرض می کنم که خانم کیانا (و نظایر ایشان) به تنهایی از یک ان جی او فعال تر هستند و
ضرورتی به ذکر زحمات بی چشمداشت ایشان نمی بینم . زحماتی که -متاسفانه - برخی همکاران محترم حتی
در قبال دریافت مبالغ بیش از تعرفه نبز حاضر به قبول آنها نیستند . همینجا تاکید می کنم که همکارانی هم
هستند که نه تنها کمترین وجهی برای کارهای خیریه دریافت نمی کنند بلکه هزینه دارو و مواد مصرفی را نیز
از خویش می پردازند . تاکیدم به این دلیل است که باز متهم به یکسونگری یا بی انصافی نشوم . چنانکه خانم
کیانا هم بدلیل فعالیت چند برابر امثال بنده ، طبعآ چند برابر هم بیشتر مورد قضاوت ناعادلانه قرار می گیرند .

9- ...

ضمن تشکر متقابل از شما دوست گرامی ، به ناچار باید بخاطر اطاله’ کلام از همگی عذر خواهی کنم .

پی نوشت : سطربندی این مطلب دقیقآ برای کادر فروم گیاهخواران ایران تنظیم شده

بود که با واکنش غیرمنتظره تالار در جلوگیری از ارسال مطلب ، به ناچار عینآ همینجا

کپی پیست شد . بابت درهم ریختگی سطور از خوانندگان گرامی عذرخواهی نموده

ضمن اینکه مجالی هم برای تایپ مجدد نبود . متشکرم .

لینک
   Toxoplasma gondii   

این مطلب "فقط" برای رفع برخی سوءتفاهمات درج می شود و نگارنده نه قصد آموزش

پزشکی دارد و نه راهنمایی بهداشتی و نه ارشاد فلسفی و اخلاقی و غیره ...

خب جمعی از دوستداران حیوانات ،بروشوری تهیه کرده اند برای کمک به گربه های

آواره و بی پناه ، شاید که امسال چند گربه ای کمتر از زمستان قبل پس از تحمل

گرسنگی طاقت فرسا و تحمل درد  زخم سنگ و چوب و لگد هموطنان پاکیزه مان !

در سرمای استخوان سوز شبهای زیر صفر زمستان یخ بزنند ... امیدوارم .

برخی دوستان - که ارادت به خودشان و فضل شان و نیت خیرشان هم داریم - ایراد

علمی ! بر این تکه کاغذ نموده اند در حالیکه در تمامی چند دهه فعالیت دانشکده

-های دامپزشکی و پزشکی و پیراپزشکی سراسر ایران حتی یک برگ A4 هم

تاکنون محض رضای خدا و مخلوقاتش ، در این باب چاپ یا توزیع نکرده اند .

استناد به اصلی ترین رفرانس طب داخلی در ایران - یعنی هاریسون - نمی کنم .

کاری به رفرانس های معتبر Infectious Disease و Tropical medicine و Parasitology

هم ندارم . چون انتظار ندارم که این سطور را یک فلوشیپ یا حتی یک رزیدنت داخلی

بخواند . تنها کافی است toxoplasmosis را در گوگل چستجو کنید :

 مثلا اینجا

تقریبا در همه دفعات صفحات wikipedia در بالاترین مراتب قرار می گیرند . این رنکینگ

بالا در ویکی پدیا بدلیل sponsoring نیست . همین الان هم این موسسه با ضعف

مالی شدیدی روبروست . پس قطعآ بدلیل کثرت Refer یا همان تعداد زیاد ارجاع

است . ویکی پدیا دارای تعداد کثیری ویراستار آنلاین است که از متخصصین داوطلب

تشکیل شده اند و خیلی اوقات در همان لحظهء نشر نسبت به حذف یا ویرایش

مطلب اقدام می کنند . امتیاز بارزی که ویکی پدیا نسبت به هاریسون و غیره دارد

این است که چون به صورت دانشنامه یا دائره المعارف تدوین شده برای عموم مردم

قابل استفاده و قابل استناد است ... بگذریم .

بالاترین لینک صفحه گوگل در مورد توکسوپلاسموز را باز می کنم . صفحه نسبتآ

مبسوطی است . 12 سطر اول آنرا عینآ ترجمه می کنم . امیدوارم دیگر حرف و

حدیثی باقی نماند . انشاءالله .  

" توکسوپلاسموزیس یک بیماری انگلی است که توسط پروتزوئری به نام توکسوپلاسما

گندی ای ایجاد می شود (توضیح مترجم : کمتر جایی به این gondii  اصلآ اشاره ای

می شود چون تنها این سوش یا این گونه از توکسوپلاسما می تواند ایجاد عوارض

مورد بحث را نماید . یعنی شخص ممکن است به انگل توکسوپلاسما آلوده شود

ولی گونهء آن گندی ای نباشد . بنابراین اصلا فرد را حتی آلوده تلقی نمی کنند )

این انگل اغلب موجودات خونگرم - از جمله انسان - را آلوده می کند ولی میزبان

"اولیه" آن گربه سانان هستند (نه فقط گربه اهلی- مترجم) . حیوانات با خوردن

گوشت آلوده ، بلع مدفوع گربه ای که خودش به تازگی مبتلا شده باشد ، یا انتقال

از مادر به جنین دچار این آلودگی می شوند .(مقایسه کنید احتمال خوردن گوشت

و انواع فراورده های آن نظیر سوسیس و همبرگر و ... آنهم به دفعات مکرر - با احتمال

خوردن مدفوع گربه ، آنهم نه هر گربه ای بلکه گربهء تازه مبتلا شده ! -  مترجم ) .

اگرچه اغلب این گربه ها هستند که به خاطر انتشار توکسوپلاسموز ملامت

می شوند اما در بسیاری کشورها تماس با گوشت خام عامل بسیار مهمتری

در مبتلا کردن انسان است . 

 تخمین زده می شود که نزدیک "یک سوم انسانهای سراسر دنیا" نوعی از انگل

توکسوپلاسما را در بدن خود دارند .(اینجا 2 بحث مطرح می شود اول اینکه پس

همه به سوش گندی ای مبتلا نیستند و دوم اینکه "ناقلین سالم" انسانی در این

بیماری تعدادشان بسیار زیاد است . ضمن اینکه حتی در بیماری های بسیار

خطرناک نظیر ایدز و هپاتیت و سفلیس و غیره هم "ناقلین سالم" دیده می شوند .

 یعنی انسانهایی که مهلک ترین ویروس ها یا باکتری ها را با خود حمل می کنند و

قادر هستند افراد سالم را بسادگی مبتلا سازند اما بدلایل خاص - که البته هنوز

توجیه علمی فراگیری برای این پدیده یافت نشده - خودشان به طور طبیعی کاملا

سالم و فاقد "علائم بالینی" بیماری هستند - مترجم ) .

«مرکز پیشگیری و کنترل بیماری ها» چنین اعلان کرده که بر اساس نمونه هایی

که از سراسر آمریکا بین سالهای 1999 تا 2004 توسط مرکز ملی تحقیقات سلامتی

و تغذیه ( NHANES ) جمع آوری شده حدود 8/10 درصد تست سرمی مثبت داشته اند

و این رقم در مورد زنان واقع در سنین زادآوری (15 تا 44 ساله )به 11 درصد می رسد .

( این جمله را دوستان بیشتر دقت فرمایند - مترجم )   :      در طول هفته های اول  

 معمولآ آلودگی به شکل یک بیماری "شبه سرماخوردگی خفیف" بروز می کند

و یا اصلا هیچ گونه علامتی از بیماری دیده نمی شود .

پس از اینکه چند هفتهء اول سپری شد ، انگل به ندرت در افراد بالغ و سالم نشانهء

دیگری از خود بروز می دهد . اگرچه افراد دارای "سیستم ایمنی ضعیف" نظیر افراد

واقع در مراحل پیشرفتهء ایدز ، یا افراد باردار ممکن است به شدت بیمار شوند که

البته ندرتآ کشنده خواهد بود .(یعنی حتی در بیمارن واقع در مراحل وخیم ایدز هم

ندرتآ توکسوپلاسما می تواند عامل مرگ باشد - مترجم )

این انگل ممکن است موجب انسفالیت (تورم مغز ) و بیماریهای بافت عصبی شود

و می تواند روی قلب ، کبد و چشمها ایجاد عارضه کند . (التهاب شبکیه در چشم)"

....

قضاوت با خود شما دوستان گرامی . والسلام .

 

لینک
   پس از سالها سکوت ...   

گویا کم کم دارد سکوت شکسته می شود  ...  امیدوارم .

"به مناسبت روز جهانی حقوق حیوانات"

لینک
   IARD : روز جهانی حقوق حیوانات   

در سراسر جهان دوستداران همهء جانداران سعی دارند  "اعلامیه جهانی حقوق

حیوانات" (UDAR ) را به تصویب سازمان ملل برسانند .

درست پنجاه سال پس از تصویب "اعلامیه جهانی حقوق بشر" (UDHR ) در مجمع

عمومی سازمان ملل متحد (در سال 1948 ) حامیان حقوق حیوانات دهم دسامبر

1998 را برای اولین بار به عنوان روز جهانی حقوق حیوانات اعلام کردند که از

آن پس هر سال در چنین روزی فعالان تثبیت حقوق حیوانات طی گردهمایی ها

و برگزاری مراسم بسیار متنوع و متفاوت سعی در روشن کردن اذهان جهانیان

نسبت به حقوق حیوانات می کنند ... که البته هدف اصلی آنها در این مقطع

به تصویب رساندن UDAR است .

بدیهی است این روز "IARD" با 4 اکتبر "روز جهانی حیوانات WAD " و سایر روزهای

مشابه تفاوت دارد .

                                      **********************

پی نوشت :

توضیح کوتاهی در مورد اختصارات

U D H R

اعلامیهء جهانی حقوق بشر                 Universal  Declaration of Human  Rights  

U D A R

اعلامیهء جهانی حقوق حیوانات             Universal Declaration of Animal  Rights 

I A R D

روز جهانی حقوق حیوانات                           International  Animal  Rights  Day    

W A D

روز جهانی حیوانات                                                        World  Animal  Day

لینک
   شوراهای حل اختلاف وجاهت قانونی نداشته و باید منحل شوند   

قبلآ هم به کرّات عرض کرده ام تجربهء ناگوار "کمیته"ها در اوایل انقلاب بهترین دلیل

بر ضرورت برچیدن کامل و فوری شوراهای حل اختلاف است .

این شوراها که مصداق بارز رویهء "شترمرغی" هستند فعال من یشاء بوده و هر آنچه

میل مبارک افراد همان شعبه باشد "قانون"! است . هرجا می گویند آقا این حکم یا

آن رفتار شما «قانونی» نبوده می فرمایند اینجا «شورایی» است و نباید هم قانونی

عمل کند !!! حال همانجا اگر بگویید که درست است مهلت «قانونی» برای این موارد

ده یا بیست روز است ولی شما سه روز مهلت اضافی منظور بفرمایید ، می گویند

این درخواست شما «قانونی» ! نیست .

لینک
   تقاضای مکرر و موکد از ریاست محترم قوه’ قضائیه و شورایعالی قضائی   

    " شوراهای حل اختلاف دادگستری را منحل کنید "

لزومی ندارد به کثرت خطاها و حتی افتضاحات این شوراها اشاره کنم . بازرسی

محترم قوهء قضائیه بهتر از بنده مطلع است . ادامهء کار شوراهای فعلی یعنی  :

« بی قانونی مطلق ، با ظاهری قانونی »

لینک
   باز هم عید ...   

جالب است در یکی از قدیمی ترین و معروفترین مرثیه هایی که هر ساله در ایام عاشورا

می شنویم چنین زاری می کنند : ... امروز روز عاشوراست یا "عید قربان" است  ...

کرب و بلا یکسر از "خون"  گلستان است ...

یعنی حتی سرایندهء مسلمان و شیعهء این ابیات هم بخوبی رنگ "عید قربان" را رنگ

"خون" توصیف کرده ...

وبلاگ دوستان را که باز می کنم ، آن گوشهء بالا حدود یک ماه است تبلیغ " طرح 

جهادی ! می کند برای عرضهء دام زنده در روزهای عرفه و عید قربان . اینکه حالا چرا

نام جهادی بر آن نهاده اند فکر کنم خودشان هم نمیدانند . یا اگر بدانند هم پس در

سالیان قبل ذبح غیر جهادی! بوده است .

مرتب تبلیغ می شود در ٣ مرکز ثابت و ٣٠ مرکز موقت . البته اگر آنجور که در اخبار

آمده ، ذبح در انظار عمومی و در روی آسفالت سرد صورت نگیرد " یک گام به جلو"

محسوب می شود . اما نباید از نظر دور داشت که این طرح فقط مختص تهران است .

یعنی در سرتاسر ایران به همان روال سابق خواهد بود . دوم اینکه امسال با نام طرح

جهادی "روز عرفه" را هم اضافه کرده اند ... تازه تمام مراکز فوق حداقل از یکی دوهفته

قبل جهاد ! خویش را شروع کرده اند و هم در داخل سوله و هم در خارج آن مشغول

مجاهدت بوده و اسکناس است که روی هم می چینند . تازه ٣ مرکز هم قرار است

در تمام طول سال به کاسبی جهادگونه بپردازند . ... همین ۴ روز پیش بود که یکی

از هم محلی ها - که در آپارتمان ده واحدی زندگی می کند - دو لاشهء خون آلود را

درست از چهارچوب درب پارکینگ شان آویزان کرده بود و به جد مشغول سلاخی بود .

حالا چرا ادارات بهداشت و مجتمع قضایی مطهری و صدا وسیما و جام جم و کل اهالی

محل جمع نمی شوند و طومار امضا نمی کنند که ما و کلیهء اهالی همراه میهمانان

عزیزشان درد و مرض نمی گیرند !؟ برای بنده جای بسی سوال است . علاوه بر جوی

خون که هم بداخل پارکینگ و هم پیاده رو و هم خیابان راه پیدا کرده بود ، محتویات

سیرابی و شکنبه هم داخل باغچه ! و جوب آب تخلیه گردید که تا فردا کل محله از

بوی خوش آن فیض می بردند !

جالب اینکه در اخبار ١٨:٣٠ شبکه پنج تهران ، گزارشگر درست جلوی یک کامیون

قراضه با مسئول یکی از این مراکز مصاحبه می کرد و در پشت سر ایشان خیلی

واضح و عادی ! یکنفر داشت گوسفندها را دانه دانه با لگدی که میزد به کف سولهء

طرح جهادی و بهداشتی پرتاب می کرد . آن هم از طبقهء سوم !!! برای اینکه گوسفندان

بیشتری را بتوانند با یک کامیون حمل کنند با قرار دادن تخته ، محل بار را به ٣ طبقهء

عمودی (بر روی هم ) تقسیم کرده بودند که در هر طبقه چند برابر ظرفیت گوسفند

انباشته بودند . رحم و شفقت را برای همهء انسانها و مردم ایران آرزومندم .

لینک
   جلَ الخالق !   

آقایون خانوما می بخشین ، روم به دیوار ، جسارته خیلی ... ولی باید بگم :

از زمان حضرت آدم تا بحال "هر کسی رو فلان میکردن میرفت کلانتری" ولی در سنوات

اخیر " هر کسی رو که میره کلانتری فلان میکنن "  !!! (عذرخواهی مجدد از همهء

حضار و نظار )

ادلهء محکمه پسند : ١ - از بلند پایگانی نظیر سردار زارعی سوال بفرمایید .

٢ - یک چرخی در اطراف تهران و توابع  (حتما همراه بچه محلاتون ) بزنین . مثلا

پاکدشت و قیامدشت و شهریار و کهریزک و بومهن و رودهن و جاجرود و ...

٣ - چنانچه هنوز تردید داشتید یه توک پا تشریف ببرین نزدیکترین پاسگاه (البته بنده

مسئولیت این آخری رو گردن نمی گیرم )

خدایا تویه .

لینک
   ضرورت نظارت جدی و شفاف بر عملکرد جمعی و فردی ارگانهای نظامی و انتظامی   

وقایع اخیر قیامدشت و رودهن و ورامین و ... را حتما شنیده اید . تجاوز به عنف در جلوی

چشم اعضای خانواده ... جای دیگر در وسط شهر و در روز روشن ... جای دیگر در چند

متری یک نهاد نظامی و انتظامی ...

حداقل در یک مورد گزارش شده که دو مامور نیز در تجاوز شرکت داشته اند که به روال

همیشگی ابتدا تکذیب شد و بعد گفتند مامورنما بوده اند .

حداقل لینک خبر یکصد جرم مهم را همینجا می توانم قرار دهم که توسط مامور نما ها

صورت گرفته : از زورگیری و اخاذی تا آدم ربایی و تجاوز و قتل .

تمامی این خبرها دلالت محرز دارد بر ضعف نظارت - و در بسیاری موارد عدم نظارت - بر

عملکرد ضابطین قانون و عوامل نیروهای بسیار متنوع نظامی و انتظامی .

سخن در این باب بسیار است ... متاسفانه .

لینک
   پس گرفتن اعتراض   

زمانی که برای انتقال مرکزیت سیاسی - اداری از تهران توسط مجمع تشخیص مصلحت

نظام اعلان شد ١۶ سال بود که همان موقع نوشتم بسیار طولانی است و می تواند

علاوه بر خنثی کردن آثار مثبت طرح ، عوارض مضاعفی ایجاد نماید . خلاصه در این خیال

یا بهتر بگویم خوش خیالی بودم که با ارزیابی مجدد ، زمان اجرای طرح به کمتر از نصف

کاهش یابد . تا اینکه در اخبار آمد که قرار است مجموعهء "باغ ملی" در نزدیکی میدان

حسن آباد تخلیه و به عنوان یک اثر ملی تبدیل به یک مرکز گردشگری شود . مساحت

این میدان مشق سابق کمتر از یک در صد مساحت تهران است و تنها ساختمانهای ۴

وزارتخانه در آن واقع شده است . زمان خروج این چند نهاد و تحویل مجموعه به میراث

فرهنگی ده سال اعلان شده ! و ابراز امیدواری ! شده که پس از ١٠ سال این طرح

به تمام اجرا شود !!!

وقتی این را شنیدم بلافاصله متوجه شدم که زمان ١۶ سالهء مجمع خیلی هم عالی

و ضرب الاجلی تعیین شده است ! تازه اگر قرار باشد طرح باغ ملی به ١٠ سال برسد

- که عمرآ چنین شود - اصلا نباید این طرح اجرا شود چون یک ۶ سالی هم دندان روی

جگر بگذارند نهادهای مربوطه باید از تهران خارج شوند و اصلا نیازی به جابجایی فعلی

و دوباره کاری نیست . لذا ضمن پس گرفتن اعتراض قبلی و ابراز ندامت ، به شدت از

همان زمان شانزده ساله حمایت نموده و امیدواریم کار به هزارهء چهارم نکشد .

لینک
   یک توضیح لازم   

چند سالی هست که اینجا می نویسم . اخیرآ یک فرد عقده ای و روانی و بی جرات

پیدا شده و در جاهای گوناگون - به ویژه وبلاگ دوستان - کامنتهای مزخرف و نامربوط

و هجو می نویسد . دوستان قلم بنده را کاملا می شناسند . لطفا هر گونه کامنت

لوس یا اهانت آمیز با آی دی اینجانب دیدید (حتی کامنت خصوصی) حذف کنید و

چنانچه موردی برایتان ابهام یا تردید داشت وسیله ایمیل و غیره اطلاع فرمایید .

در تمام طول این سالها از من اهانتی ندیده اید (حتی در پاسخ به اهانت) بنابراین

در صورت برخورد با موارد اینچنینی اصلا نیازی به هماهنگی نیست و میتوانید نظر یا

مطلب مربوطه را حذف کنید . در صورت عدم حذف هم ، تشخیص مطلب بنده از

سایرین کار مشکلی نیست .

لینک
   شانزده سال بسیار طولانی   

مجمع تشخیص مصلحت نظام در اقدامی شایسته طرح خروج مرکزیت سیاسی - اداری

ایران از تهران را تصویب نمود . اما زمان در نظر گرفته شده برای این کار ١۶ سال است

که بسیار طولانی است و حتی می تواند آثار مثبت این طرح حیاتی را خنثی کند .

تجارب سایر کشورها در این زمینه نشان می دهد که ۴ سال زمان بسیار مطلوب و

ثمربخش برای اجرای چنین طرحی است . باور کنید امکان پذیر و عملی است اگر ارادهء

جدی پشت این تصمیم باشد .

از طرف دیگر در نظر داشته باشید طرحهای دو یا پنج ساله در مقام اجرا به ده یا بیست

سال زمان کشیده می شوند و بسیاری هم بعد از این سالهای طولانی نیمه کاره رها

می شوند . لذا به نظر می رسد تعیین شانزده سال برای اجرای این طرح مهم، فرصت

مناسبی به وجود می آورد برای "به فراموشی سپردن"  آن !

لینک
   یک اشتباه استراتژیک   

سایت جدید غنی سازی اورانیوم - فردو - در ٢٠ کیلومتری شمال (شمالشرقی) قم

و در ١٠٠ کیلومتری جنوب تهران احداث شده و در حال تکمیل است .

از نظر استانداردهای بین المللی safe zone برای چنین تاسیساتی به شعاع 150

کیلومتر باید باشد . واضح است که فردو درست بیخ گوش قم قرار گرفته و با توجه به

جریان غالب باد در ایران (جنوبغربی به شمالشرقی) تهران نیز درست سر راه ذرات

ارسالی قرار می گیرد . علاوه بر قم و تهران شهرها و آبادیهای زیادی داخل منطقهء

قرمز قرار می گیرند : از ساوه و سلفچگان تا کاشان و رباط کریم و دماوند ...

با کوچکترین نشتی احتمالی در این تاسیسات (که در هر جای مشابه دیگری نیز

ممکن است اتفاق بیفتد ، در هر کشوری با هر سطحی از تکنولوژی ) شهر قم

"باید" بلافاصله کاملا تخلیه و برای مدت طولانی در قرنطینهء کامل قرار گیرد . تهران نیز

که در ناحیهء زرد قرار می گیرد بسته به میزان و ابعاد حادثه می تواند تهدید شود .

همهء این صحبت ها با حذف فاکتور تهدید نظامی (که چندان هم غیر محتمل نیست)

بیان می شود . جای سوال و تعجب بسیار دارد که در مکانیابی این تاسیسات چه

عاملی مد نظر قرار گرفته است . (نطنز و پارچین و شیان و امیرآباد را هم می توانید

اضافه کنید )

لینک
   تکرار درخواست از ریاست محترم قوه’ قضائیه   

ماجرای کشتار خانوادگی در ولنجک را حتمآ شنیده اید . باز هم پای اشتباه عمدی

یا سهوی شورای حل اختلاف در میان است . یکی از مقتولین هم از اعضای همان

شورایی است که قرار بوده  اختلاف میان اعضای یک خانواده را حل و فصل کند !!!

....

شوراهای حل اختلاف دادگستری در عمر کوتاه خود کارنامهء بسیار ناشایست

 و غیرقابل قبولی از خود بر جای گذاشته اند .

این شوراها قرار بوده وسیلهء "ریش سفیدها" و "معتمدین هر محل" تشکیل و اداره

شوند که به جایش هر چه جوانک و نورچشمی و دردانه بوده نشسته اند و تازه "اهل

محل" هم نیستند چه رسد به "معتمد محل" .

این شوراها قرار بوده طرفین را به سمت صلح و سازش سوق دهند نه اینکه خارج از

صلاحیت خود به "صدور حکم" بپردازند .

این شوراها قرار بوده باری از دوش محاکم بردارند ولی با عملکرد بسیار غلط و غیر

موجه خود بار اضافه ای بر محاکم رسمی تحمیل نموده اند . در بسیاری از موارد

صدور یک حکم غلط یا مغرضانه از سوی شورا باعث مفتوح شدن چندین پروندهء جدید

در محاکم رسمی شده و باصطلاح قوزبالاقوز دستگاه قضا شده اند . 

بر اساس شنیده های غیر رسمی قرار شده اجرای احکام کاملا از اختیارات شوراها

حذف شود که (در صورت صحت) تصمیم بسیار شایسته و صحیحی است ولی کافی

نیست . شوراها کماکان به اشتباهات فاحش خود ادامه داده و حیثیت و اعتبار

دستگاه قضایی را بر باد می دهند .

توجه ویژهء شورای عالی قضایی و شخص آیت الله لاریجانی ریاست محترم قوه به

مقولهء شوراها حاکی از کثرت خطا در شوراها و ضعف دستگاه نظارت و بازرسی

این نهاد دارد .

در انتها یکبار دیگر مصرانه و موکدآ از تمامی مسئولین قوهء قضائیه تقاضا دارد قبل

از آنکه مسئلهء شوراها به معضلی فراگیر تبدیل شوند کل این نهاد را منحل نموده

و به جای آن به استفاده از دانش آموختگان مجرب حقوق پرداخته و به توسعه و

افزایش محاکم رسمی اقدام نمایند . انشاءالله .

لینک