بزرگراه تهران - شمال

             ضرورت کاهش آثار تخريبی ( ۴ )

حال بهتر است به راهکارهايی بپردازيم تا مشکلات ياد شده را به حداقل

 برسانيم :

۱ - در صورت امکان تغيير مسير جاده و دور زدن نواحی جنگلی حتی به بهای

طولانی ترشدن مسير . به اين ترتيب در آينده مواجه با مشکلی نظير جاده

مشهد نمی شويم .اين جاده از قلب يکی از مهمترين مناطق حفاظت شده

جهان يعنی پارک ملی گلستان  می گذرد . اين منطقه توسط مراجع

بين المللی ، يکی از ذخاير بيوسفر اعلام وثبت شده است و نهادهای

 داخلی و خارجی مکررأ خواستار تغيير مسير اين جاده شده اند .

۲ - در صورت عدم امکان تغيير مسير ، شايد بهترين چاره احداث تونل باشد .

 ما درکشورمان  هم فناوری و هم تجربه و تجهيزات اين کار را داريم . ده ها

کيلومتر تونل در زير شهر تهران برای مترو  حفر شده و ميشود ، آنهم با

وجود مشکلات و موانع بسيار زيادی که دارد چون تونلها از زير مناطق

 مسکونی و تاسيسات شهری وساختمان هايی با فونداسيون عميق عبور

 می کنند . حفر يک تونل ۱۳ کيلومتری ،که بر خلاف مترو نيازی هم به

ايستگاه و ريل و تأسيسات جانبی ندارد ، به سرعت و سهولت امکان پذير

است .

۳ - باز اگر گفتيم حتما بايد جنگل تراشی و طبيعت زدايی شود ، لااقل

جاده را دراين قسمت  کفی  احداث نکنيم و ضمن خاکريزی و بالا آوردن

مسير ‌'' زيرگذرهای متعددی برای عبور جانوران '' احداث کنيم .ساخت

چنين دروازه هايی از قديم معمول بوده است البته نه به دليل ملاحظات

 زيست محيطی و حفاظت از حيات وحش ، بلکه به دليل ملاحظات راه

 - سازی . وجود چنين دروازه هايی در منطقه پربارانی نظير جنگلهای

 شمال يک ضرورت حياتی است و جاده را در برابر سيل و آبگرفتگی

 ايمن می سازد .

۴ - باز اگر گفتيم حتما بايد آزادراه  کفی  احداث شود  لااقل آن قسمت

 از جاده که از قلب مناطق حفاظت شده می گذرد  در هر دو طرف با

حصار بلند ( فنس کشی ) محصور شود تا امکان نفوذ آسان به جنگل

 نباشد .

۵ - جاده در تمامی قسمتهايی که از طبيعت بکر می گذرد ، توقف مطلقا

ممنوع شود و بر اجرای صحيح آن نيز نظارت مستمر گردد .

۶ - متوليان پروژه ، سال پيش رسما اعلام کردند که بخش شهرک سازی

 و ويلاسازی را  ( که برای تامين بودجه طرح پيش بينی شده بود ) کلا

حذف نموده اند .اين مقاله نيز بر اساس چنين پيش فرضی نگاشته شده

 است . ولی چنانچه هنوز قرار باشد بودجه طرح از طريق فروش اراضی

 حاشيه اتوبان تامين شود  ديگرکل اين نوشتار موضوعيت خود را از دست

 می دهد و شدت تخريب به حدی خواهد بود که ارتفاع جاده نقش

 اساسی نخواهد داشت .

 

انشاالله در آينده هنگام طراحی و اجرای پروژه های عمرانی،نظر سازمانها

 و نهادهای زيست محيطی نيز لحاظ شود .

 

                                                                          پايان

لینک
       
                بزرگراه تهران - شمال
 
           ضرورت کاهش آثار تخريبي ( ٣ )
 
 
هر بزرگراهي از هر کجا که بگذرد آن ناحيه را دو شقه مي کند . خواه شهر
باشد خواه بيابان و چه جنگل باشد و چه کوير ... ( سال پيش مقاله اي
خواندم در مورد تأثير فرهنگي احداث اتوبانها در شهر تهران و اينکه اين
اتوبانها با شقه کردن محلات قديمي کاملا بر مراودات و فرهنگ ساکنين
محل تأثير مي گذارند ...‌)
 
 هنگام عبور از جاده هاي شمال ايران مکررأ با پيکر بي جان و متلاشي
دامهاي اهلي و وحشي مواجه مي شويد . اين جانوران به دليل کفي و
سهل الوصول بودن جاده وارد آن شده اند و يا اينکه براي عبور از جاده هيچ
راهي نيافته و بالاجبار جاده را قطع کرده اند .
 
در اتوبان تهران - قم اين مشگل به شکل بسيار بارزي خود را نشان داده
است ، چنانکه حتي ساکنين محلي قادر به عبور از عرض جاده نيستند و
در بسياري موارد ، ده در يک سمت جاده است و مزرعه و مراتع در سمت
ديگر و خودتان مي دانيد که عبور از يک بزرگراه بسيار عريض با چند رديف
گاردريل بلند چقدر خطرناک و حتی نا ممکن است .
 بعلاوه کفي بودن جاده و حاشيه آن به رهگذران اجازه اطراق کوتاه يا
طولاني مي دهد که عوارض خاص خود را دارد . نمونه بارز آن آلودگيهاي
زيست محيطي گسترده اي است که در سيزدهم فروردين ماه هر سال
با آن مواجه مي شويم که تنها يک روز از سال است . حال در نظر بگيريد
در تمام طول سال در ناحيه اي اين اتفاق بيفتد . طبق معمول کنار جاده
محلي مي شود براي تعويض روغن و ريختن روغن سوخته و ساير
زباله هاي ناشي از تعميرات ضروري ديگر ...محلي مي شود براي نفوذ
شکارچيان و صيادان مجاز و غير مجاز ... محلي مي شود براي دسترسي
آسان قاچاقچيان چوب ... محلي مي شود براي استفاده اشرار و اوباش
براي مقاصد خاص خويش ... محلی مي شود براي ارتکاب جرم و اختفاي
مواد مخدر و جسد و غيره ! نظير آنچه در پارکهاي جنگلي تهران  به وفور
ديده مي شود  ... و سرانجام خود جاده قتلگاه صدها جانوري مي شود
که تا چندي قبل براحتي در طبيعت و مآواي خود تردد ميکردند  .... 
 
  
 
 
 
لینک
       
             بزرگراه تهران - شمال
          ضرورت کاهش آثار تخريبي ( ٢ )
 
 سيستم راه سازي ما داراي اشکالات گوناگوني است
 که مبحث ديگري دارد . پس از انقلاب بيشترين توجه به
 کميت راه شده و اينکه تا ميشود جاده و راه آهن و اتو
 - بان کشيد.در مقابل کمترين توجه به کيفيت راه شده
 است،آمار بسيار بالاي تصادفات جاده اي به وضوح اين
 مطلب را نشان ميدهد.عوامل متعددي دراين ميان نقش
 دارد اما ميتوان روي مؤلفه آشکار  "  سعي در کاهش
 هزينه ها " و مؤلفه پنهان " نگرش جبهه اي و جهادي
 در احداث راه "  تأمل بيشتري نمود .
 دو مؤلفه فوق موجب شده که اکثر جاده ها " کفي "
 احداث شوند يعني کاملا  هم تراز  با حاشيه و بستر
 خود . حال ديگر جاده ها را بالا نمي آورند . بالا آوردن
 جاده مزاياي بسياري دارد که از مهمترين آنها ميتوان
 به  غرقاب نشدن جاده  هنگام بارندگي اشاره کرد  .
 مکررا مي بينيم و مي شنويم که با يک رگبار کوتاه ،
 چند جاده بسته ميشود و با يک بارندگي ،  مسافت
 زيادي از چند جاده شسته و تخريب ميشود .    ...
 
  
لینک
       
                     بزرگراه تهران - شمال
                 ضرورت کاهش آثار تخريبي ( ١ )
 
سالهاست که بر لزوم احداث چنين بزرگراهي پافشاري
ميشود و سالهاست که از سوي مجامع زيست محيطی
داخل و خارج از کشور نسبت به اجراي آن اعتراض می ـ 
شود .اما شنيده ها حاکي از آن است که اين طرح بی
سروصدا ولي به سرعت در حال تکميل است .بنابراين
حال که در هر صورت طرح دارد اجرا مي شود شايسته
است که نهادها و محافل زيست محيطي توجه خود را
بر چگونگي اجراي طرح معطوف کنند .
بر اساس آخرين آمار ارائه شده از سوي نهاد مسئول
اجراي طرح ، تنها حدود ١٣کيلومتر از بزرگراه از ميان
جنگلهاي بکر و مناطق حفاظت شده مي گذرد .
 به نظر ميرسد قدري در اين آمار  -   به منظور توجيه
 طرح  - جرح و تعديل صورت گرفته باشد ولي با فرض
 صحت ، همين مقدار نيز مسافت کمي نيست و
 می تواند در مدتي کوتاه آثار بسيار مخربي بر روی
 جنگل و زيست بوم ناحيه برجاي گذارد ...
 
                                                   
لینک
       

 

 

                جا بجايي فصول 

 نمود بارزي از تخريب طبيعت توسط انسان

 

 اوايل اسفند گذشته ( ١٣٨٢ ) تهران به حدي گرم

 شد که همه گياهان جوانه زده يا شکوفه کردند .

 حتي در روز ملي درختکاري اغلب نهالها بيدار

 شده بودند يعني همان موقع ميدانستيم بسياري

 از آنها نخواهندگرفت .وسايل گرمازا حتي در

 شميرانات خاموش و برداشته شدند .اما تقريبا از

 يک روز قبل از تحويل سال سرماي ناگهاني

 همراه برف و باران و طوفان متناوبا ادامه داشت

 تا اينکه به باران سيل آساي ديروز و تگرگ شديد

 امروز رسيديم . اگر انسان امروزي نتواند انتشار

 گازهاي گلخانه اي را هرچه سريعتر کاهش دهد

 و اقتصاد خود را به سمت صنعت سبز هدايت کند

 ، خيلي زود به نقطه غير قابل بازگشت خواهد

 رسيد ، خيلي زود .

 

 

لینک