سياه تر از نفت سياه ...   

... کارنامه وزارت نفت خودمان است .

نگاه تحقیرآمیز همراه با سخره به سایر بخشهای دولتی و اجتماعی ما از ویژگیهای بارز کارکنان

این دستگاه است .

سالهاست اراضی جنوب تهران به آلودگی نفتی دچار شده ، سالهاست ضایعات چاهها ،انبارها

و پالایشگاههای ما به صورت روباز در دشت ها ، مراتع و بیابانهای اطراف به صورت روباز دپو

می شوند . براساس گزارش اخیر ناظرین بین المللی ایران مقام اول را در پرت گاز دارد آنهم با

میلیاردها فوت مکعب در هفته . خط لوله نفت از هر جا که می خواهند باید عبور کند چه منطقه

حفاظت شده باشد چه آبهای ساحلی و چه آبخوان های حیاتی ما .اصلا محیط زیست چه مقوله

- ای است ؟

حالا کمی هم به آمار و آثار اجتماعی درخشان پخش فراورده های نفتی بپردازیم .

درختان ارزشمندی چون شمشاد ، سرخدار و بنه قطع می شوند تنها برای مصرف هیزمی ،

چون نزدیکترین جایگاه سوخت با آن منطقه ۱۰۰ کیلومتر فاصله دارد که تازه آنهم در فصل سرما

جاده های منتهی با آن کاملا مسدود است . بیخ گوش همین وزارت در کوچه ها نفت سفید را

لیتری ۳۰۰ تومان می فروشند . نفتی که ۲۰ لیترش  ۱۷ ، ۱۸ لیتر بیشتر نیست و نیمی از آنهم

گازوییل است . در روستاهای سردسیر و کوهستانی شمالغرب ایران به لیتری ۵۰۰ تومان هم

می رسد . آنها ترجیح می دهند با بنزین خود را گرم کنند ، با تمام خطراتی که دارد .

تلویزیون مکررا گزارش هایی پخش می کند که مثلا در فیروزکوه با سرمای ۲۰ درجه زیر صفر

چند هفته است کپسول گاز مایع توزیع نشده . مدارسی را نشان می دهد ، درهمین استان

تهران که فاقد هرگونه سوختی هستند و مسئولی که باید پاسخ دهد با یک لا پیراهن تابستانی

جلوی دوربین است ( از شدت گرمای محل خدمت ! ) . دیگر همه عادت کرده اند در اوج سرما

گاز شهر یا حتی نیمی از کشور قطع شود و این سنت همه ساله شده ، تا در همین تهران

قیمت یک کپسول گاز مایع به ده هزار تومان برسد . اصلا اغراق نمی کنم . اینها که اوضاع مرکز

است خدا به داد شهرها و روستاهای دورافتاده برسد .

چندی قبل در اخبار اعلام شد که < واحد های بازرسی وزارت نفت ، پس از سالها تعطیلی !!!

مجددا  فعالیت خود را از سر گرفته اند > . خود دولت و مجلس ما هنوز واقعا نمیداند چه مقدار

مصرف واقعی بنزین در کشور است و چه مقدار مورد سواستفاده قرار می گیرد . و این خود

بارزترین نشانه از عمق و گستردگی باندهای سیاه دخیل در شبکه توزیع فراورده های نفتی

ما است . روغن سوخته مخلوط با گازوییل از طریق شبکه رسمی پخش شرکت نفت به جای

روغن موتور تحویل تعویض روغنی ها می شود و بعد چه خساراتی به خودروهای مردم وارد

می شود خدا می داند ، با اینحال آب از آب تکان نمی خورد .صدایش را هم در نمی آورند ...

سالخورده ای با اندام لرزان به یکی از مسئولین وزارتخانه برای دریافت کارت سهمیه سوخت

التماس می کند ، می گوید در توانم نیست با این قیمتها سوخت تهیه کنم . آقازادهء موجهی

که آنجا نشسته با بی تفاوتی می گوید برو کلاهتو بنداز هوا که همین هم گیرت بیاید ،درهمین

افغانستان لیتری ۷۰۰ تومان است ، در دبی لیتری ۱۲۰۰ تومان است ، در فرانسه و بورکینافاسو

هم بیشتر از این هاست ...

 

(( من از بیگانگان هرگز ننالم ...... )) 

لینک