یادآوری   

۱ - طرح انتقال پایتخت یا بهتر بگوییم انتقال دولتشهر - نظیر دفعات قبل - به فراموشی

سپرده شد . بر اساس برآوردهای اولیه هنگام انتقال بدنهء اصلی دولت نیاز به جابجائی

۴۵۰ تا ۶۰۰ هزارنفر است که در مقایسه با جمعیت شهر و استان تهران اندک شمرده

می شود . هم اکنون کشورهای دیگری هستند که این موضوع را به نوعی تجربه می کنند.

برلین ، کلن و بن در آلمان یا پیشاور و لاهور و راولپندی در پاکستان و ... نمونه هایی از این

دست هستند .چنانچه نهادهای حکومتی ما تهران را ترک کنند بسیاری از معضلات فعلی

پایتخت به خودی خود مرتفع خواهد شد .

۲ - چندی بود که در اخبار می شنیدیم شورای شهر تهران به طور جدی به دنبال حل

مشکل احداث گورستان در شرق تهران است . هنگامی که شنیدم عضوی از شورا که

بسیار پیگیر این مشکل است ، خانم ابتکار ، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست

است خیالمان راحت شد که قطعآ ایشان جلوی اجرای طرح را خواهند گرفت ...

قبلا در مورد آلودگی آب و خاک تهران در اثر اجرای طرح نوشته بودم و اینکه حتی آلودگی

صوتی ، بصری و حتی فرهنگی! را برای شهر به ارمغان خواهد آورد .

اما زمانیکه شنیدم خانم دکتر ابتکار به جد پیگیر تسریع ! در احداث این گورستان هستند

جز حیرت کاری از ما برنیامد .

لینک
   " سبز " ، واژه ای که امیدوارم بیش از این لوث نشود   

در یک آگهی تلویزیونی خانمی را می بینیم که در دل طبیعت ! دارد ملافه های شسته شده
را پهن می کند و گو ینده در حالی که گالن وایتکس ! نمایش داده می شود اشاره به پاکی
و لطافت و طبیعت و ... می کند آنهم در پس زمینهء"سبز" جنگل ! حالا همین یک گالن را اگر
در طبیعت بر یز یم چند تا درخت و ماهی و جاندار را نفله می کند بماند ... آن دیگری دارد
ز یر آبشار سرش را شامپو می کند ! و سومی هم دارد گلیمش را توی برکه آب می کشد!
چون از شامپوی فرش ... استفاده کرده !

در جشن رمضان و مراسم گلریزان و خیریهء فلان و ... منتظر حضور " سبز " تان ! هستند .

خب انرژی هسته ای هم که حق مسلم ماست منتهی از کی این انرژی"سبز" !!!!شده (؟) ما در حیرتیم . اخیرآ در هر مناسبتی که نام انرژی هسته ای به کار برده می شود  بلافاصله باید واژهء "سبز" هم به کار رود . خوب است دوستان - به خصوص در صدا و سیما -برای یکبار هم شده ببینند خطرناکترین پسماندهای روی کره زمین چیست و با چه بدبختی و مشکلات و خطرات و هزینه هایی باید دفع شوند و چند صد سال طول می کشد تا این پسماندها تجزیه شوند ... چرنوبیل را که به یاد دارید . نشتی راکتور باعث متروکه شدن تمام شهر و منطقه شد و بعد بارانهای رادیواکتیو در استرالیا بار ید و بعد کرهء حاصل از شیر گاوهایی که علف رادیواکتیو خورده بودند را هم ما در ایران خوردیم ! واقعآ که چقدر "سبز"ه!!    

لینک
   جنبش NO filament   

جنبش نسبتآ جدیدتری که از سوی نهادهای سبز بین المللی شکل گرفته ، ترویج

استفاده از لامپ های کم مصرف به جای لامپ های قدیمی رشته ای - یا همان

فیلامن دار - است . این کار را تا جایی پیش برده اند که از کارخانه های اسرام و

فیلیپس و ... خواسته اند به تولید این نوع لامپ ها خاتمه دهند .

چون پدیدهء گرم شدن کرهء زمین بسیار سربع تر از پیش بینی های قبلی صورت

می گیرد لذا بر این اعتقاد هستند که باید از هر روشی برای کاهش مصرف انرژی

بهره جست . لامپ های اکو یا همان کم مصرف اتلاف حرارتی بسیار کمتری دارند

و علاوه بر آن نیاز به تولید انرژی را هم پایین می آورند . بنابراین تعویض میلیاردها

لامپ روشنایی در سراسر جهان ، می تواند به کاهش سرعت گرم شدن زمین

کمک کند .

اما این لامپ ها هنوز معایبی هم دارند : * برای مصارف کمتر از پانزده دقیقه توصیه

نمی شوند . مثلا لامپ انباری یا دستشویی یا راه پله که مکررآ خاموش و روشن

می شوند فعلا بهتر است همان نوع رشته ای باشند چرا که عمر لامپ های  اکو

(با خاموش و روشن شدن سریع و مکرر) به شدت کاهش می یابد . برای جاهایی

که لامپ ها ساعت ها روشن می مانند بسیار مناسب هستند .

*توکسیک هستند یعنی جدارهء داخلی آنها حاوی ترکیبات مضر است . چنانچه

این لامپها شکسته شوند ( حتی در حالت خاموش ) بهتر است سریعآ محل را

حداقل به مدت ۱۵ دقیقه تهویه کرد ( با باز کردن در و پنجره و استفاده از کولر

و تهویه و غیره ) تا بخارات جیوه و ... خارج شوند و بهتر است به قطعات شکستهء

آن ها دست نزده و سریعآ با یک نایلکس یا کیسهء پلاستیکی آنها را جمع کرده و

به طور جداگانه ( ایزوله ) آن را کنار سایر زباله ها قرار داد . متاسفانه ما در ایران

سیستم جمع آوری زباله های خطرناک نداریم .

*قیمت این لامپ ها هنوز زیاد است و برای مصارف کم، اقتصادی نیستند اما چنانچه

با قبض های سنگین برق مواجه هستیم بسیار به صرفه خواهند بود .

*در همهء کشورهای تولید کننده ، لامپ های اکو  دارای گارانتی کامل طول عمر و

صحت کارکرد هستند . ولی در ایران ـ دقیقآ نظیر سایر محصولات - گارانتی یعنی

" کشک " !

لینک
   جنبش No Bags   

از حدود دو سه سال پبش نهادهای سبز بین المللی از همگان دعوت کردند تا هنگام خرید

از قبول کیسه های پلاستیکی خودداری کنند و در عین حال از فروشندگان نیز می خواست

کالاهای مردم را در پاکتهای کاغذی به آنان تحویل دهند ، چون کیسه های پلاستیکی هم

خیلی دیر در طبیعت تجزیه می شوند و هم بازیافت آنها - به دلیل نازکی - مشکل است و

هم برای تولید آنها انرژی بیشتری ( نسبت به تولید پاکتهای مقوایی ) مصرف می شود .

اما اینک پس از تجارب دوسال اخیر به این نتیجه رسیده اند که مصرف پاکتهای کاغذی هم

آثار سوء دیگری بر جای می گذارد ...

در حال حاضر به این نتیجه رسیده اند که استفاده از ساک دستی های خرید - که یکبار

مصرف نیستند - بهترین راه حل است ، لذا دعوت گسترده از همگان دارند که با استفاده

از کیف و زنبیل و ساک از قبول هر گونه کیسه ( یکبار مصرف ) خودداری کنند یعنی همان

NO  BAG  .

لینک
   طرح انتقال پایتخت   

... مکانیابی پایتخت نوین بسیار مهم است :

- نباید در نزدیکی تهران یا هیچ کلانشهر دیگری قرار گیرد .چون بلافاصله جریان تهران - کرج

تکرار می شود .

- حتی دفاتر شرکت های دولتی هم نباید به مکان جدبد منتقل شوند . تهران باید کماکان

پایتخت مالی و اقتصادی باقی بماند .

- هرچه پایتخت جدید به مرکز جغرافیایی کشور نزدیک تر باشد واجد آثار مطلوب تری

خواهد بود ، حتی جایی در حاشیهء کویر مرکزی ایران . در اینصورت مرکز سیاسی ایران

مرکز جغرافیایی نیز خواهد بود و به این ترتیب هم عدالت در دسترسی همهء مناطق

کشور به پایتخت فراهم می شود و هم  با دسترسی راحت تر به نقاطی که اکنون

دور افتاده تلقی می شوند ، امکان مدیریت دولت سهل تر خواهد بود .

علاوه بر آن دوری از نقاط مرزی برای پایتخت یک مزیت دفاعی و امنیتی هم در بر خواهد

داشت .

- تجربهء تملک اراضی برای طرح های عمرانی که گاه چند دهه به طول می انجامد و نیز

مقاومت در برابر قوانین تکلیفی - نظیر خارج نشدن سازمان ها و شرکت ها از تهران علیرغم 

مصوبه قانونی - نشان می دهد که دولت و مردم ما در تعامل با یکدیگر بسیار کند و ناهنجار

رفتار می کنند . بنابراین بهتر است به جای اینکه دولت به چند میلیون نفر شخص حقیقی

و حقوقی فشار بیاورد تا تهران را ترک کنند ، خودش به سرعت- و بدون درگیری های متعدد

حقوقی - تهران را ترک کرده و حداقل جاذبهء پایتخت نشینی را از تهران دور نماید .

لینک

   طرح انتقال پایتخت   

... نکتهء بسیار مهمی که در همین ابتدا باید مد نظر قرار گیرد این است که دولت هنگام

انتقال تحت هیچ عنوانی نباید اجازه دهد تا تبدیل به یک  ستارهء دنباله دار  شود .

با روحیات اجتماعی و فردی که ما ایرانی ها داریم مرکزیت کشور به هر کجا که منتقل

شود ، به دنبال خود خیل عظیمی از مردم و صاحبان حرف و سرمایه و مشاغل را به

دنبال خواهد کشید که در اندک زمانی یک تهران دیگر را به وجود خواهد آورد با همان

معضلات .

در واقع پایتخت جدید باید فقط یک دولتشهر   باشد . شاید چیزی شبیه نیویورک و

واشنگتن را بتوان مثال زد . یعنی تهران کماکان به عنوان مرکز تجارت و اقتصاد باقی

بماند و دولتشهر نیز تنها به ارگانهای حکومتی اختصاص یابد .

...

لینک
   طرح انتقال پايتخت   

باید اذعان کرد یگانه راه  نجات کلانشهر تهران، اجرای سریع و مدون همین طرح است .

شاید تنها چارهء ما برای حل انبوه معضلات و مسائل شهر تهران  همین راهکار باشد .

اما در همین ابتدا باید به دو نکتهء مهم اشاره نمایم :

۱ - موضوعاتی به مراتب کم اهمیت تر از این ، معمولا با جنجال و هیاهوی بسیار همراه

می شود . منجمله طرح سادهء انتقال محل نمایشگاه بین المللی تهران بود - آنهم

تنها به چند کیلومتر آنطرف تر! - که مناقشهء آن به بالاترین سطوح اجرائی کشور

رسید و آخر هم بی نتیجه رها شد . حال چرا بازتاب طرح اخیر تا این حد ضعیف بود

معلوم نیست ، شاید چون سنگ بزرگ را علامت نزدن می دانند !

۲ - تصمیمات بزرگ نیاز به آدم های بزرگ دارد . افرادی که علاوه بر توان فکری و

اجرائی قوی ، از شهامت و جسارت کافی نیز برخوردار باشند .

در این باب باز هم خواهم نوشت .

لینک
   سياه تر از نفت سياه ...   

( ... کارنامهء وزارت نفت خودمان است ... ) سال گذشته بود که این مطلب را ارسال

کردم . حالا با این اوضاع و احوال امسال و قطعی برق و قحطی گاز و نبود نفت و صف

گازوئیل و ... باید اعتراف کنم روی پارسال را  سفید ! کردند .

فقط آرزو می کنم سال آینده مجبور نشوم عین همین مطلب را بنویسم .

لینک
   فرصت سوزی   

برخلاف سوخت و بنزین که در بحرانی ترین شرایط حرکت اساسی برای کنترل مصرف

آن - شجاعانه - آغاز شد ، مناسب ترین فرصت برای جمع شدن بساط کو پن و کوپن

فروشی را از دست می دهیم و تازه انتظار شکوفائی اقتصادمان را هم داریم ...

لینک