نوساز ، صفر کیلومتر و شیلنگ   

خانه ای در محلهء ما در دست ساخت بود - که به یقین شما هم عین آن را دیده اید - و سازندهء با وجدان طبق معمول ! اضافه بنا داشت چون جریمه ای که باید بپردازد کمتر از یکدهم سود اضافه بنا می شود . وی حدود ۹۷ درصد عرصه را به اعیانی اختصاص داده      بود و تنها چند متر را برای خالی نبودن عریضه به عنوان حیاط! نگاه داشته بود . شهرداری   وقت در مرحلهء پایان اسکلت فلزی کار را متوقف نمود . کشمکش نامبرده با شهرداری به    جایی نرسید و حدود ۵ سال اسکلت فلزی به حالت متروکه باقیمانده بود . زنگ زدگی در   برابر باران و برف و اعوجاج ستونها در اثر روشن کردن آتش در پای ستونها - توسط افراد       بی خانمان - کاملا در ستونها نمایان بود . بالاخره شهردار عوض شد و باز هم طبق معمول برای کسب وجهه ملاقات عمومی روزانه برپا داشت . سازنده با مراجعه و کسب دستور مستقیم از شهردار جدید - ضمن پرداخت جریمه - پس از دو سال کار آپارتمانهای نوساز !     را به قیمت روز فروخت ... خانهء دیگری را هم سراغ دارم که حدود ۲۱ سال است منتظر    پایان کار است تا به عنوان نوساز فروخته شود !

برای تحویل خودروی صفر کیلومتر به همراه یکی از اقوام به جادهء کرج رفته بودیم . حدود   سال ۷۸ بود و مالک بیش از دوسال بود که پول را واریز کرده و در نوبت تحویل قرار داشت . از ساعت ۸ صبح تا نزدیک ۵ بعد از ظهر در سالن انتظار نشسته بودیم . تقریبا همه رفته بودند   به جز ۳ نفر و همراهانشان . بالاخره آقای مسئول تحویل آمد و گفت که خودروها در پارکینگ پیدا نمی شوند !!! و چون آخر وقت است خود شماها هم بیایید تا شاید زودتر یافت شوند!    به زمین وسیع و روبازی هدایت شدیم که تا چشم کار می کرد خودروی صفرکیلومتر! در آنجا پارک شده بود . تقریبآ روی همهء خودروها را یک لایهء ضخیم خاک و گل پوشانده بود و خود همین باعث عدم تشخیص رنگ و مشخصات خودرو می شد و یافتن ماشین را مشکل تر      می نمود . بسیاری از خودروها باد چرخ هایشان کاملا خالی و روی رینگ خوابیده بودند ... سرانجام خودروی ما پیدا شد در حالیکه کف آن پوسیده و حتی قسمتی از آن کاملا سوراخ  شده بود ... معلوم بود شش هفت سالی هست که در پارکینگ خوابیده تا نوبت ما شود!!ازتحویل گرفتن خودداری کردیم و دردسرهای بعدی ...  

تقریبآ همهء نهادها و اشخاص مطلع پیش بینی کرده بودندکه به محض شروع سهمیه بندی بنزین - موقتآ هم شده - قیمت خودرو افت کرده و فروش آن کاهش می یابد . اما در عمل  همه چیز برعکس شد . خودروسازان - که سالهاست رابطهء منحوس ایشان با بازار سیاه بر همگان آشکار شده - با قرار دادن پای خود بر شلنگ ! خروجی را محدود کرده و با ایجاد سهمیه بندی و نوبت دهی بلند مدت ، باز هم ایجاد بازار سیاه تصنعی نموده و میلیاردها    تومان سود نامشروع کسب نمودند . جالب اینکه در راستای نیات خیرخواهانه!! اخیرا اعلام نمودند به منظور کنترل بازار !!!! چند هزار دستگاه را به صورت نقدی-فوری بعد از ۱۵ اسفند    به فروش می رسانند .در واقع اینکه: عنقریب است که خودروهای صفرکیلومتر! به مدل پارسال ملقب شده و فروش آن احیانآ با مشکل مواجه شود . از یک نمایندگی این سوال را می پرسم  با صراحت می گوید شما بخر ید ما با کارخانه هماهنگ کرده ایم در کارت مدل ۸۷قید شود! وقتی می پرسم آیا خودروساز اختیار چنین جعلی را دارد با تعجب می گوید : شما فکر          می کنین اگر بنویسند مدل سال ۸۶  یعنی واقعآ تولید سال هشتاد و شیشه ؟!   

لینک
   یک " روز درختکاری " داریم و یک " سال درختکنی " !   

البته اینکه به صورت نمادین هم شده ، همین یک روز را هم گرامی بداریم بسیار نیکوست .
اما جالب این جاست که حتی در روز درختکاری هم کندن و قطع درختان متوقف نمی شود .
دقیقآ ۳ سال پیش بود که در روز درختکاری ، حوالی میدان رسالت ، شهرداری تهران داشت  نهال رایگان توزیع می کرد و دقیقا همان موقع ! برای تعریض دهانهء ورودی پل سیدخندان مشغول کندن درخت های سالدار و شمشادهای انبوه بودند . حالا بماند که شهروند تهرانی نهال چنار را وسط آپارتمان ۵۰ متری اش بکارد یا در پیاده روی نیم متری و تمام آسفالت مقابل ورودی آپارتمان ؟ که حتی به قدر یک موزاییک هم باغچه ندارد .

لینک
   سونامی ، بزودی   
تا امروز که واردات و تعرفه و حجم واردات یکی از مهمترین ابزارهای دولت برای کنترل بازار
و تورم بوده است . اما با افزایش سریع و شدید قیمت نفت و متعاقب آن افزایش قیمت
فلزات و مواد اولیه دیگر نه تنها واردات کمکی نخواهد کرد بلکه لاجرم آثار تورم جهانی به
داخل کشور هم منتقل خواهد شد و این کاملا جدا از تورم سنتی و سنواتی خودمان
است . بنابراین کشورهای صادر کنندهء نفت که قطعآ از افزایش ذخایر ارزی خود بسیار
محظوظ گشته اند در آینده ای بسیار نزدیک متوجه تبعات آن خواهند شد .
شاید شنیده باشید که هنگام وقوع سونامی آب ابتدا عقب نشینی می کند . در سونامی
مرگبار اندونزی خشک شدن و محو شدن دریا به عیان رویت شده بود . اما این عقب نشینی منجر به موج عظیم و سهمگینی می شود که بازگشته و تنها ویرانی از خود برجای
می گذارد . کشورهای نفتی نیز ابتدا با افزایش توان مالی خود متوجه عقب نشینی بازارها
شدند و عنقریب است که با موج بازگشت روبرو شوند .
لینک
   بحث بنزین و لزوم موازنه’ همزمان   

قرار است بنزین آزاد توزیع گردد . قرار است گازوئیل نیز سهمیه بندی گردد . قرار است یارانهء
سوخت تا سال ۹۱ حذف گردد . بحث بر سر قیمت بنزین آزاد هنوز ادامه دارد ...
وقتی سالهاست که ما - خواسته یا ناخواسته - قیمت جهانی را مبنای کار خود قرار داده ایم
بنابر این حتمآ باید بنزین آزاد به قیمت واقعی (جهانی) آن عرضه گردد . در غیر اینصورت تنها
مواجهه با بحران را به عقب انداخته ایم . متاسفانه چنانچه موازنهء اقتصادی طی سالیان
قبل و با آهنگ منطقی صورت می گرفت امروز ما در این وضعیت بغرنج قرار نمی گرفتیم .
شاید یگانه راه حلی که بتوان در وضعیت فعلی پیشنهاد کرد  " ارتــقاء همزمان " باشد .یعنی دولت  همزمان با رساندن قیمت سوخت و کلآ انرژی (و سایر کالا و خدمات ) به سطح  قیمت جهانی ، پرداخت ها و دستمزدها را نیز افزایش دهد تا به هرحال به نوعی تعادل در بخش های متفاوت اقتصادمان دست یابیم . چنانچه به هر علتی به وضعیت فعلی ادامه دهیم قطعآ حجم آواری را که در سنوات آینده بر سر اقتصاد ایران فرو خواهد ر یخت افزوده ایم .

لینک
   سوسک و خدا   

 داستان کوتاه زیر را امروز - با ایمیل - از دوست گرامی آقای رضا موسوی دریافت

نمودم . نمی دانم نگاشتهء خود ایشان است یا خیر . اما آنقدر زیبا بود که صبر

نکردم سوال کنم . آنرا عینآ پیوست نمودم : 

 سوسک گفت : کسی دوستم ندارد . می دانی که چه قدر سخت است ، این که کسی دوستت نداشته باشد ؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی . حتی تو هم بدون دوست داشتن … خدا هیچ نگفت . گفت : به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار می دهم . دنیا را کثیف می کنم . آدم هایت از من می ترسند . مرا می کشند . برای این که زشتم . زشتی جرم من است . خدا هیچ نگفت . گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها . مال قاصدک ها . مال من نیست . خدا گفت : چرا ، مال تو هم هست . خدا گفت : دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندانی نیست . اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن " تو " کاری دشوار است . دوست داشتن ، کاری ست آموختنی و همه کس ، رنج آموختن را نمی برد . ببخش ، کسی را که تو را دوست ندارد ، زیرا که هنوز مومن نیست ، زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته ، او ابتدای راه است . مومن دوست می دارد . همه را دوست می دارد . زیرا همه از من است و من زیبایم ، چشم های مومن جز زیبا نمی بیند . زشتی در چشم هاست . در این دایره ، هر چه که هست ، زیباست . آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود . شیطان مسئول فاصله هاست . حالا قشنگ کوچکم ! نزدیک تر بیا و غمگین نباش . قشنگ کوچک نزد خدا رفت و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست.

لینک