مناسبتها و مشارکتها !   

به مناسبت هفته منابع طبیعی ....

به مناسبت روز هوای پاک ....

به مناسبت روز جهانی پاکسازی کوهستان ....

به مناسبت روز محیط زیست ....

به مناسبت روز درختکاری ....

به مناسبت روز انس با طبیعت....

به مناسبت روز جهانی حیات وحش ....

به مناسبت روز حفاظت از تالابها ....

به مناسبت روز آبخیز داری ....

به مناسبت روز مرتع داری ....

به مناسبت ..............................

دیگران ریختند و ما جمع کردیم  /  باز هم دیگران خواهند ریخت تا ما جمع کنیم !

( بازم بگین ، هنر نزد ایرانیان است و بس ، گزافه گوئی است !! )

لینک

   منوريل يا مترو ؟   

گاهی اوقات برخی موضوعات ساده چنان بحث روز می شوند که یادمان می رود

با چه مشکلات اساسی روبرو هستیم ...

باور کنید هم مترو  نیاز داریم هم منو ریل و تازه بعد هم باید بگردیم دنبال راه حل

های جدیدتر ، شاید روزی از این ترافیک تهران خلاص شویم .

اینکه چگونه برخی دسته بندی های درونی ، چه نمود هایی پیدا می کنند برای

صف آرایی و حتی روکم کنی! واقعآ  جای تعجب و تاسف دارد .

لینک
   هياهو براي هيچ !   
 
دوروز پيش مجلس قانوني تصويب کرد که حداکثر تا سال ١٣٩١ يعني حدود
٥ سال ديگر يارانه بنزين و گازوئيل قطع شود . دردرستي اين تصميم شکي
ندارم . ما دريک جاهايي گراني کاذب داريم (نظيرخودرو) و درجاهايي ديگر
ارزاني کاذب داريم (نظيربنزين و نان ) . به هرحال و با هرسختي که شده
بايد روزي اقتصاد ما موازنه شود و تعادل بين همه بخشها برقرار گردد .
اما نميدانم چرا حتما بايد لقمه را ازپشت سردردهان بگذاريم . آيا واقعا نمي
- شد بدون تمسک به يک بوروکراسي حجيم به همين مقصود نايل شويم؟
في المثل با افزايش پلکاني بهاي سوخت دراين ٥ سال به حذف يارانه
برسيم ؟ ... بوروکراسي گازوئيل هم که درراه است ...
... به ياد دارم هنگاميکه عراق ازکويت عقب نشيني کرد تقريبا تمام چاهها
و تاسيسات نفتي آنرا آتش زده و تخريب نمود . بلافاصله پس ازبازگشت
حاکمان کويت ،به مدت چندماه ( ٣ يا ٦ - دقيقا به ياد ندارم ) بنزين دراين
کشور"رايگان" اعلام شد تا مشوقي باشد براي بازگشت سريع اوضاع به
حالت قبل ازاشغال . بعد هم که بنزين پولي شد بازهم بلافاصله قيمت معقولي
برآن نهادند ( نه يک قيمت کاذب يارانه اي) . اين درحالي است که درکشور
ما تا مدتها پس ازپايان جنگ هنوز بنزين و صابون وپودرو تخم مرغ و...
کوپني بود . جاي تاسف بسياردارد که ما هنوز بوروکراسي عظيمي به نام
ستاد بسيج اقتصادي را همچنان رها نمي کنيم ، آنهم تنها براي دوسه قلم
کالاي باقيمانده و "يارانه تعادلي!" . تاچند وقت ديگر هم قراراست کوپنهاي
مرحله جديد توزيع گردد ... بنزين آزادمان را هم دوباره وارد سيستم عظيم
بوروکراسي زائد کرديم و چندي ديگرهم گازوئيل ... و صد افسوس .
آيا امکانات يا مديريت يا سرمايه هاي ما به اندازه کويت_قوطي کبريتي
نيست ؟ تا کي مي خواهيم شعارکوچک شدن دولت را بدهيم اما مدام برحجم
اين بوروکراسي انگل و ناکارامد بيافزائيم ؟
لینک
   : ) همراه با : (   

: )  چون امروز در اخبار ساعت ۱۴ سیما شنیدم که نخستین BTS های سیار آمادهء

ورود به شبکه مخابراتی شده اند و به تدریج در نقاط مورد نظر توزیع و مستقر خواهند

شد . البته ذکر نشد آیا این استیشن های پرتابل به سیستم لوکیشن سیم کارت

هم مجهز هستند یا خیر . یکی از درخواست های بنده در سری مقالات *روز واقعه*

همین بود . و خوشحالی مضاعف داشت برای من ، چون ذکر شد ساخت صنایع

خودمان است درحالیکه ،حداقل در کوتاه مدت ، انتظار تجهیز به نوع وارداتی آن را

داشتم .

: (  چون ذکر شد این سیستم در زمان حادثه تنها به سیم کارت های خاص خود

سرویس می دهد ( نه به کل شبکه ) و این سیم کارت های خاص در حال توزیع

بین مقامات و مدیران ارشد و افراد خاص است .

بر اساس اخبار مذکور ، هرBTS پرتابل قادر به پشتیبانی از پنجاه هزار سیم کارت

 است و با اتصال به چند ماهوارهء مخابراتی ، تحت بدترین شرایط هم قادر  به

 سرویس دهی است .

در هر حال گام بلندی است رو به جلو و امیدوارم به سایر تجهیزات ،به ویژه

ژنراتورهای چند منظوره ، نیز بزودی دست یابیم .  

لینک
   چرا براساس تقويم ايراني عمل نمي کنيم ؟   
 
مسلما پاسخ به اين سوال ساده نيازبه چند رساله دارد . به هرحال درحدود ظرفيت
يک وبلاگ سعي مي کنم بنويسم .
همان موقع که دانش آموزبودم برايم اين سوال مطرح بود که چرا درسال تحصيلي
(في المثل) ٥٤-٥٥ دارم درس مي خوانم درحاليکه مي شد سال تحصيلي ام فقط ٥٤
باشد يا فقط ٥٥ . مخصوصآ که سال تحصيلي ٩ ماه بيشترنبود و براحتي مي شد
آنرا در درون "يک" سال واحد جاي داد .
بعدها دردانشگاه هم وضع دقيقا به همين منوال بود ، با وجود نظام ترمي که اساسآ
مي تواند مستقل ازسال شمسي لحاظ گردد . حتي در گواهينامه ديپلم يا دانشگاه هم
سال فارغ التحصيلي ذکرنمي شد بلکه عنواني نظير... درسال تحصيلي ٦٤-٦٥
موفق به اخذ ... گرديده است ، ديده مي شد .
با کمي جستجو موجه ترين پاسخي که يافتم :
تاسيس مدارس جديده و عاليه درايران ،عملا با تاسيس دارالفنون و ورود اساتيد
 خارجي همراه بوده که ايشان هم ملاک عملشان سال ميلادي خودشان است و
به اين ترتيب چون خشت اول اينگونه نهاده شده لاجرم تا قيامت هم بايد به همان
منوال برويم . قضاوت درصحت و سقم دليل مذکور را بر عهده دوستاني مي گذارم
که مطالعات تاريخي و اجتماعي جامعي دارند ...
اما همين حالا ليگ فوتبال ما هم بازمواجه است با مسابقات فصل ٨٥-٨٦ و صريحا
نيزفدراسيون اعلام مي کند که تقويم ليگ ما بر اساس تقويم فيفا و يوفا طراحي شده
و مي شود ، يعني بازهم براساس سال ميلادي عمل مي نمائيم .درليگ واليبال و
بسکتبال و غيره هم وضع به همين منوال است .
درمورد سال مالي وزارتخانه ها ، شرکت ها ، بانک ها و امثالهم ،وضع از اين هم
آشفته تر است . ارديبهشت يا شهريور دو ماه اصلي شروع سال مالي ما هستند ... 
 
بسياري ازعلما ومنجمين داخلي و خارجي يقين دارند که گاهنامه ايراني يکي از
دقيقترين ها درنوع خود است بعلاوه اينکه شروع سال دقيقا با تقارن روزوشب
و آغازفصل زيباي بهار همراه است و همچنين شروع وخاتمه سايرفصول نيز
به دقت ملحوظ گشته اند .
با وجوديکه نيک مي دانم درعمل چه مشکلاتي پيش خواهد آمد - که البته همه
اين مشکلات چاره پذيرند - مي پرسم چرا نبايد  سال تحصيلي ، مالي ،
ورزشي و اجتماعي ما دقيقآ از"يک سال واحد خورشيدي" تبعيت کند ؟و چه
اصراري است که حتما دردو نيم سال متفاوت برنامه ها يمان تعريف شوند؟
لینک
   رياست مجلس و "ولايتيسم "   
 
درخبرها داشتيم که آقاي حداد عادل رئيس مجلس ايران سفرخود را به اجلاس
اتحاديه اروپا - با وجود دعوت رسمي ازايشان و هيئت همراه - لغو نمود .
ديدارتني چند ازمقامات اتحاديه اروپا در استراسبورگ  با برخي  سران
اپوزيسيون ايران ، علت چنين تصميمي اعلام شده است .
اگرچه به احتمال قريب به يقين ، اين يک تصميم شخصي نبوده و با صلاحديد
سايرافراد يا نهادها صورت گرفته است ، ذکر دو نکته ضروري به نظرمي رسد:
 
١- اينکه موضع دولت ايران درنحوه برخورد با اپوزيسيون چيست يا چگونه
باشد اصلا هدف اين يادداشت نيست . موضوع مهمي که کمتربه آن توجه شد
دعوت ازآقاي حدادعادل به عنوان "رئيس مجمع مجالس آسيا(APA ) " بود .
ازاين منظر استنکاف هيئت ايراني ازحضوردر اجلاس استراسبورگ اصلا
موجه به نظرنمي رسد چرا که ايشان ديگردرجايگاهي" بين المللي" قرارداشتند
و نه "ملي" . تنها به ذکردومثال درتاييدعرايضم بسنده مي کنم گرچه جاي سخن
بسيار است . اول اينکه اگرچنين ملاقاتي بالفرض با سران ببرهاي تاميل
صورت مي گرفت ( که اپوزيسيون مسلح يک کشورآسيائي است) نه با مخالفين
دولت ايران ، آيا بازهم اين سفرلغومي شد ؟ يا درصورت حضوردراجلاس به
دولت سريلانکا يا ... اجازه اعتراض داده مي شد ؟ يا حضورهيئت ايراني بايد
به معني همبستگي با ببرهاي تاميل و مخالفت با سياستهاي دول شبه قاره هند
تلقي مي شد ؟...مثال دوم اينکه آيا دبيرکل سازمان ملل - آقاي بان کي مون تبعه
کره جنوبي - حق دارد حضورخود دراجلاس رسمي سازمان ملل را مشروط به
 طردنماينده کره شمالي ( يا هردولت يا نهادي که با کره جنوبي مشکل دارد ) نمايد؟
 
٢- متاسفانه دردوران طولاني تصدي گري آقاي ولايتي ، روزي نبود که ما
با کشوري مشکل جدي پيدا نکنيم . نتيجه تفکرايشان - که بنده تعبيربه "ولايتيسم"
نمودم - اين بود که با دوسوم سايرملل يا قطع رابطه نموديم يا تنزل روابط به
سطح کارداروحتي پايينتريا حالت قهروآشتي متناوب يا سکوت و انفعال در
مناسبات يا تعليق روابط يا ... داشتيم . دولتهاي آلمان ،انگليس ،پاکستان ،الجزاير،
روسيه ،فرانسه ، افغانستان ، يوگوسلاوي ، روماني ، گابن و ... ازاين جمله بودند .
اميد که به جاي سياست خارجي منفعلانه و کودکانه قهر و آشتي به ديپلماسي
 فعال ، منطقي و واقع بينانه دست يابيم .
لینک
   حلقه گمشده درحمل و نقل تهران   
معضل ترافيک درهمه کلانشهرهاي ما ، بالاخص تهران ، هرروزنمود بيشتري
مي يابد . جالب اينکه اگر آنها را به ترتيب جمعيت بچينيم ، شاخص ترافيک آنها
هم تقريبا در همان شکل چيده مي شوند ... مثلا کرج دارد ترافيک سي سال پيش
تهران را تجربه مي کند چون جمعيت آن به ميزان جمعيت سي سال پيش تهران
رسيده است . ازسوي ديگرنشانگر اين حقيقت است که ما هيچگاه ،نگاه جامع و
ملي به ترافيک نداشته ايم . يعني هرشهري به طورمستقل معضلات اين حوزه
را تجربه مي کند و باز به طورمستقل و براي خودش درپي کشف راه حل است .
به زبان ساده تر ازتجاربي که تهران سالها قبل پيدا کرده ،براي پيشگيري يا
چاره جويي دريک کلانشهر ديگر استفاده نشده ...
بحث درباب ترافيک تهران به قدري گسترده است که بايد با حداقل مقدمه به مطلب
مورد اشاره برسم .هم اکنون درتهران سيستم اتوبوسراني ، تاکسيراني ، مترو ،
ميني بوس وغيره فعال هستند و در بحث حمل و نقل برونشهري هم ترمينالهاي
سه گانه هست بعلاوه دو فرودگاه و يک ايستگاه راه آهن ...
هرکدام ازاين سيستم ها درزمان و مکان جداگانه اي طراحي شده اند و عملا فاقد
هيچگونه ارتباط منطقي با يکديگر هستند . به عبارت ساده تربا هم لينک نيستند.
 
في المثل يک ترمينال مرکزي اتوبوسراني که خطوط مستقيمي به ايستگاه مرکزي
مترو و فرودگاه و راه آهن داشته باشد ... يا طراحي يک مجموعه ازلينک ها که
 بتوانند دسترسي به هرنقطه ازشهررا با کمترين تعويض وسيله وکمترين جستجو
 (يا سوال) ممکن سازد . شايد درآينده سيستم منوريل اين وظيفه را برعهده گيرد.
لینک
   بنزين و بازهم تصميمي تنش زا   
 روز گذشته اعلام شد ازاول ماه آبان آينده سهميه خودروهاي عمومي به صورت روزانه
تعلق مي گيرد و چنانچه درهمان روز استفاده نشود ، سهميه آنروز باطل و ازسهميه کل
خودرو کسر مي شود .ظاهرا به منظور جلوگيري ازفروش سهميه اين تصميم اتخاذ شده
است ...
اين تصميم قطعا منجر به افزايش مصرف خواهد شد و بعلاوه آثار سؤ بسياري درپي
خواهد داشت :
١- اين قضيه" مديريت مصرف" که اينهمه روي آن تبليغ مي شود کلآ منتفي خواهدشد.
شخص اگربه هردليلي نتواند بنزين خود را دريک روز مصرف کند - مثلا بيمارشود
يا به سفرحج برود يا ميهمان ازراه دوربرايش بيايد يا خودرويش به دليل نقص فني در
تعميرگاه بخوابد يا به دليل تخلف رانندگي اجبارا به پارکينگ هدايت شود يا دهها نوع
از همين گرفتاريهاي اداري يا روزمره و شخصي برايش پيش بيايد - چون مي داندکه
سهميه اش محفوظ نخواهد بود به هرحال بايد فکري برايش کند . يا آنرا بفروشد که
نقض غرض مي شود يا دردبه يا بشکه ذخيره کند که بسيارخطرناک است يا حداقل
آنرا به رايگان دراختياراقوام و دوستان قراردهد تا لااقل ايشان استفاده کنند .
به اين ترتيب آنکه سهميه اش را مي فروخته که باز به همان کارادامه مي دهد اما
حالا آنکه نمي فروخته هم به ناچار به فروشندگان خواهد پيوست .
٢- ازابتداي سهميه بندي عموم مردم تشويق به مصرف کمتر و تاخيردرمصرف
مي شدند و مرتب تاکيد مي شد درصورت عدم استفاده ، سهميه آنان عينا به دوره
بعد منتقل خواهد شد که عجالتا گفته شد ١٠٠ ليتر از سهميه اتومبيلهاي شخصي به
دوره بعد منتقل نشده و باطل مي شود ( يعني مردم بروند هرجوري شده کلک ١٠٠
ليتر باقيمانده را هم بکنند ) . حال در مورد خودروهاي عمومي هم  به روزباطل
خواهد شد ... بنابراين اعتماد عمومي نيز به اظهارات مسئولين ازبين رفته يا سست
خواهد شد .
٣ - به علت کمبود جايگاههاي سوخت رساني ،همين حالا هم با صرف وقت طولاني
بايد به بنزين يا گاز دست يافت . تصميم اخيرباعث رجوع چندباره خودروها به پمپ
خواهد شد که به شدت برتراکم و ازدحام جايگاهها خواهد افزود .
وبالاخره افرادي که ساعتها درصف معطل مي شوند به اندازه کافي عصبي وتحريک
-پذيرمي شوند ، حال فرض کنيد به نوبتشان که رسيدند ناگهان ساعت تعويض سهميه
برسد ( مثلا ١٢ نيمه شب ) و سيستم کارت آنها را نخواند يا سهميه روزبعد را کسر
کند ( درحاليکه نفرات قبلي موفق به استفاده ازسهميه شان شده اند ) . نتيجه اينکه با
تنشهاي مستمري روبرو خواهيم شد که حتي شايد به حوادثي نظيرشب اول اعلام
سهميه بندي منجرشود .
  
لینک
   آمارهايي با نتايج از پيش تعيين شده   

برای چندمین بار بود که منزلشان مورد سرقت قرار می گرفت .

آنهم در فاصلهء نسبتا نزدیک با مقر یکی از نهادهای انتظامی .

به یاد می آورد که وقتی سال ۶۱ به کلانتری محل مراجعه کرده

بود گفته بودند سرقت جزئی ! است و ارزش رسیدگی ندارد .

با اصرار بیشتر ،صریحا گفته بودند ابلاغ شده برای سرقتهایی

که ارزش اموال مسروق کمتر از پنج هزارتومان باشد تشکیل

پرونده ندهیم ( توجه کنید به ارزش پنج هزارتومان درسال ۱۳۶۱)

....

در دو سرقت بعدی که هریک به فاصله چند سال صورت گرفته

بود هربار همین داستان تکرار شد . با این تفاوت که هر بار سقف

معافیت از تعقیب سارقین! بالاتر رفته بود ... کمتر از ۱۰۰ هزار

تومان ارزش تعقیب ندارد ... کمتر از ۲۰۰ هزار تومان ارزش ندارد!!!

...

در نمایشگاه نیروی انتظامی به مناسبت دهه فجر هستم که

ناگهان و کاملا اتفاقی چند مسئول ارشد نیروی انتظامی را در

مقابل خویش می بینم ، بدون هیچ گونه ازدحامی . فرصتی

طلایی بود تا از آخرین نرخ معافیت سارقین !! مطلع شوم . پس

از طرح سوالم با حیرت فوق العادهء ایشان مواجه می شوم !

اصرار می کنند حداقل نام افسر نگهبان یا ماموری که این موارد

را مطرح کرده به آنها بگویم ... در مقابل با حیرت من مواجه

می شوند که چطور چند <سرقت جزئی>  اینچنین توجه

ایشان را جلب نموده است . پاسخ ایشان حیرت بیشتر مرا

به دنبال داشت :

کدام سقف و کدام معافیت ؟ برخی دوایر تابعه برای مثبت

نشان دادن بیلان کاری خود - و اینکه در زمان تصدی ایشان

آمار جرائم در منطقهء حفاظتی ایشان کاهش چشمگیری

داشته ـ سعی می کنند به هرنحو ممکن از ثبت و گزارش جرائم

( به ویژه جرائم کوچک ) خودداری کنند ...!!!

....

شاید اگر موسسات مستقلی به بررسی آمار و عملکرد ادارات

و نهادهای گوناگون بپردازند به نتایج بهتری دست یابیم .

ضمن اینکه بسیاری اوقات به جای آمار تحلیلی ، آمار خام

ارائه می شود که خود تبعات منفی بسیاری به دنبال دارد .

                                                                        پایان

لینک
   آمارهايي با نتايج از پيش تعيين شده   

آقای دکتر... ازمسئولین اورژانس تهران آماری به واقع شگفت آور

از سرعت عملکرد پایگاه هایشان در تلویزیون ارائه می کند :

... با تلاش جدی همکارانمان توانسته ایم میانگین زمان حضور در

صحنه را از ۷ دقیقه به ۴ دقیقه کاهش دهیم !!!!!

صدای ناسزا از طرف همه بینندگان مصاحبه به گوش می رسد .

-  پدر آمرزیده ها فقط یکربع می کشد تا گوشی را بردارند ...

-  شرم و حیا هم خوب چیزیه، یادته اون آقاهه تو میدون سپاه

سکته کرده بود و افتاده بود رو زمین ... اونقدر نیومدند که بیچاره

همونجا تموم کرد . بعد دوساعت هم که اومدن گفتن به ماربطی

نداره ! باید به متوفیات زنگ بزنین ! و بی تفاوت رفتن ...

-  وقتی پدرم سکته کرد ساعت دوی صبح بود ... اونوقت این آقا

میگه معدووود مواردی ! که احیانا دیر برسیم به خاطر ترافیکه...

ساعت دوی بامداد کدوم ترافیکه ؟ تازه وقتی هم ساعت ۵/۵

صبح اومدن فقط گفتن دو سه ساعت دیگه هم صبر کنین تا

مطب ها وا بشن ، اونوقت ببرینش دکتر ...!! چقدر لطف کردن با

این امداد ویژه شون ...

متاسفانه هر از گاهی از زبان یک مسئول اورژانس یا آتش نشانی

یا ۱۱۰ می شنویم که میانگین زمان رسیدن ما به محل حادثه در

حد استانداردهای جهانی است و حتی گاه سریع تر !!

بله ، این است آمارهایی که تنها مصارف سازمانی و پرسنلی

دارند .

لینک
   آمارهايي با نتايج از پيش تعيين شده   
 
درآخرين سرشماري ملي که درسال ٨٥ صورت گرفت گزينه کوتاهي به
پاسخنامه اضافه شده بود درمورد وضعيت اشتغال .
به اين صورت که به گزينه هاي شاغل ، بيکار،بازنشسته و...که قبلا نيز
بودند ، " درجستجوي کار " نيز اضافه شده بود . به اين ترتيب   ازميان
جمعيت فعال که بيکار بودند سوال مي شد که آيا درجستجوي کارهستند
يا خير! بديهي است که پاسخ همه مثبت باشد . به اين ترتيب -وتنها با
افزودن يک جمله ساده به پاسخنامه - تعداد بيکاران کشور به صورت
قابل توجهي کاهش يافت !!
به همين سادگي ...
لینک
   آمارهايي با نتايج ازپيش تعيين شده   
هرچه دقت آمارگيري - درهرزمينه اي - بيشترباشد و هرچه يافته هاي
آماري ما به واقعيت نزديک ترباشد ، امکان برنامه ريزي صحيح ترو
بالطبع نيل به اهداف مورد نظربيشترفراهم خواهد گشت .اما :
 
حدود ساعت ٤٥/٦ صبح اولين روز کاري پس از تعطيلات ٤ روزه
نوروزبا اتومبيل به مقصد محل کاربه راه مي افتم .هنوزچندصدمتري
ازمنزل - دريکي ازمناطق شرقي تهران - دورنشده ام که يک کاميون
حمل زباله شهرداري - بدون داشتن پلاک - با سرعت ازچراغ قرمز
عبورمي کند و ... خوشبختانه فقط خسارت مالي برجاي مي گذارد که
طبعا سهم خسارت سواري دربرخورد با يک کاميون بسياربيشتراست .
بعدا معلوم مي شود که کاميون (با پلاک عمومي يا دولتي ) فاقد بيمه نامه
معتبر است و تازه راننده هم اظهارمي دارد کارت ماشين و گواهينامه
را هم به همراه ندارد .افسرراهنمايي چون ماشين"خودي"! محسوب
مي شود ازتمام تخلفات مذکور چشم پوشي مي کند و تنها سعي دارد به
نوعي خسارت ديدگان را راضي کند . راننده بلافاصله شروع مي کند
به التماس که چند سرعائله دارد و همان داستان تهوع آورهميشگي ...
تمامي اينها به کنار - ازاولين تماسي که براي اعزام کارشناس مي گيرم
( حدود ٧ صبح ) تا زمانيکه بالاخره افسر مي آيد (حدود ٥/١٠ صبح)
بيش از ٥/٣ ساعت مي گذرد ، تازه بعد از ده بار تماس و شنيدن تشر
- هاي اپراتور که : مگه چه خبرتونه ؟! عيده و مامور نداريم ...
بالاخره درساعت ١ بعد ازظهرکه دراداره راهنمايي بايد من هم صورت
مجلس را امضا کنم مشاهده مي شود : ساعت وقوع تصادف ١٥/٩ و
ساعت حضور مامور درصحنه ٣٠/٩ نوشته شده است !!! برمنکرش
لعنت ! چون امضاي خودم هم درپايين صفحه صحت اطلاعات مندرج
را تاييد مي کند ...
 
به نظرمي رسد اين داده ها صرفآ براي کسب رضايت مقامات ومافوق
درج مي شوند و فاقد کمترين ارزش آماري هستند . دراين مورد بازهم
برايتان خواهم نوشت اما يقين دارم چند مورد جالبتر! را خود مي دانيد .
لینک
   روز واقعه - ۴   

تجهیزات ضروری - جدا از تجهیزات کلاسیک و رایج که در سوانح گوناگون نظیر

زلزله کاربرد دارند ، ادوات زیر باید مورد توجه خاص قرار گیرند :

[ژنراتور - مبدل چند منظوره] - این دستگاه بسته به نوع کاربری (نظامی ، صنعتی،

امدادی و غیره) نام خاص خود را می گیرد که در اصل ترکیبی از چند دستگاه ژنراتور

و پروژکتور و کنورتور است که کاربری فوق العاده ای در مواقع بحران دارند .

این دستگاه به دو صورت خودکششی و یدک کش وجود دارد که البته نوع اول آن

،چنانچه با قدرت مانور بالا برای عبور از معابر مملو از آوار باشد ،ارجح است .

در اصل این دستگاه دارای انواع ورودی و خروجی برای راه اندازی سایر ابزارهای

امدادی است یعنی در شرایطی که جریان برق ، گاز و کلا انرژی قطع شده نقش

یک منبع حیاتی انرژی را پیدا می کند .

انواع نظامی آن حتما با چند سوخت کار میکنند (فی المثل تانک چیفتن که در

کشور ما نیز هست قادر به استفاده از بنزین ،گازوئیل،نفت سفید و حتی مازوت

است تا در شرایط جنگی از حرکت باز نماند ) . در بالای این دستگاهها پروژکتور 

-های بسیار قوی ،با قابلیت تنظیم زاویه تابش،قرار دارند تا نور مورد نیاز برای

استمرار عملیات نجات در شب یا مه و غیره را فراهم سازند .

این دستگاه دارای پمپ های مکنده قوی برای تخلیه آب یا گاز یا گل و لای بوده

و علاوه بر آن پمپ های دمنده قوی برای تهویه یا راه اندازی ابزارهای پنوماتیک

را نیز داراست . مبدل های آن امکان گرفتن انواع برق متناوب یا مستقیم ، ۲۲۰  

یا ۱۱۰ و غیره را می دهد و چند ردیف پریز دارد تا برای راه اندازی دریل و اره

گرفته تا گرم کردن فر پخت و پز یا شارژ موبایل بتوان از آن استفاده کرد . 

شخصا هیچ نمونه ای از این دستگاهها ( MPGU یا MFG یا ESS یا ... ) را در

ایران ندیده ام اما یکی از کاملترین انواع نظامی - امدادی آن در اختیار یکی از

کشورهای عضو ناتو است . ساخت آنها کار پیچیده ای نیست و تنها مسئلهء

کمپکت کردن و سازگاری سیستمهای گوناگون در حداقل فضا باید مورد توجه

قرار گیرد و بنده در همین جا از صنایع دفاع خودمان درخواست مطالعه برای

ساخت نوع بومی این دستگاه را دارم .

[جامبو کرین ] - یا همان جراثقال های متحرک بسیار قدرتمند هستند که

کارائی بسیار زیادی در سوانح کلانشهرها دارند . به این نکتهء مهم توجه

کنیم تمام زلزله های مهیب ایران ( بوئین زهرا - طبس - منجیل - بم ) در

مناطقی رخ داده که عمدتا با یک لایه آواربرداری ،کار امداد خاتمه می یافت

و حتی در شرایط استثنائی با یک خانهء دو طبقه با یک زیرزمین  یعنی با سه

سقف مواجه می شدند  پس با سه لایه آوربرداری کار امداد خاتمه می یافت. 

 حال آنکه در تهران و سایر کلانشهرها برای نخستین بار با آوار مطبق یا چند

لایه مواجه می شویم . ضمن اینکه این بار سقف ها در اثر ریزش کاملا متلاشی

نخواهند شد تا حتی با دست خالی بشود قطعات آوار را حمل کرد .

*ساندویچ کلاپس * ما را وادار می کند گاه یک سقف کامل بتنی را یکجا

برداریم تا تازه برسیم به مثلا سقف طبقه دهم . و این تنها از جامبو کرین

یا ماشینهای مشابه بر می آید .

[ BTS های سیار]  - علاوه بر اینکه امکان آسیب دیدن شبکه مخابراتی در

یک زلزله قوی بسیار محتمل است ، حجم فوق العاده مکالمات عملا شبکه

را فلج می کند . وجود آنتن های سیار موبایل این امکان را می دهد که از

تماس تلفن همراه افراد زیر آوار برای مکانیابی آنها استفاده کنیم . ضمن

اینکه آنتنهای مذکور می توانند به سیستمهای لوکیشن سیم کارت مجهز

باشند تا حتی از ضعیف ترین سیگنالهای ارسالی برای مکانیابی افراد

استفاده شود . باید توجه کنیم که پس از ساعات طلائی ( ۴۸ ساعت    

 اول پس از وقوع سانحه ) شارژ  تقریبا همه تلفنهای همراه قربانیان

به پایان خواهد رسید . 

[انواع رترکتور ] - یا باصطلاح قیچی معکوس . این انبر های قوی بر خلاف

قیچی ، هنگام کار تیغه های آن از هم دور می شوند و باین ترتیب قادر

به دور کردن دو لبهء یک شیار یا منفذ از هم هستند . به این ترتیب

افرادی که تمام یا قسمتی از بدن آنها زیر یک دیوار یا سقف مچاله شدهء

یک ماشین گیرکرده و در معرض دید امدادگران قراردارند به سرعت با

استفاده از این وسیله رها می شوند .

 

                                                                                            پایان 

لینک
   روز واقعه - ۳   

   فضای لازم  - بر اساس آمار ، از ۱۰۰  سولهء بحران که قرار است در تهران ایجاد

  شود ، تا امروز حدود ۷۰  دستگاه آماده شده  اما باید در نظر داشت که تهران

  حدود ۱۳۰ محلهء اصلی دارد بنابراین با احداث تمامی یکصد دستگاه ، باز هم

   معدل بهره مندی محلات تهران کمتر از یک دستگاه است . علاوه بر این نگاه

   ما تنها به تهران نباید باشد و سایر کلانشهرها نیز باید از حداقل هایی بهره

   داشته باشند .

   ضمن ستایش از حرکت انجام شده باید توجه داشت که امکانات فوق ضمن

   اینکه قادر به پوشش حجم عظیم نیازهای گوناگون ،در صورت بروز سانحهء

   فراگیر، نخواهند بود ، اصولا فاقد برخی کاربری های حیاتی هستند .

   فی المثل همزمان با اسکان آسیب دیدگان نمی توان به عنوان محل دپوی

   اجساد از آنها استفاده کرد .

   راه حل بالنسبه مناسبی که می توان پیشنهاد کرد ، در نظر گرفتن چند

   فضای وسیع تحت عنوان  دشت نجات است که باید از پیش مکانیابی و

   به مردم معرفی شوند . تعداد این دشت ها حداقل باید ۵ عدد باشد .یک

   دشت مرکزی و برای هریک از ۴ جهت اصلی نیز ۱ دشت .

   این مکانها حتما باید به صورت فضای باز باشند تا امکان برپایی چادر ،استقرار

   نیروها و ادوات امداد و نجات ، استقرار درمانگاههای سیار ،استقرار سرویس

  -های بهداشتی ، استقرار تجهیزات ارتباطی ، استقرار نیروهای امنیتی و

   ستادی، دپوی موقت آوار و ضایعات ، دپوی موقت اجساد برای شناسایی

   و ده ها کاربری دیگر را دارا باشند .

  پادگان هایی که قرار است به خارج شهرها منتقل شوند از بهترین گزینه ها

  هستند و در صدر آنها فرودگاه و پادگان دوشان تپه را می توان نام برد .

  حتی حفظ باندهای پرواز موجود در این فرودگاه می تواند محل بسیار مناسبی

   برای نشست و برخاست هواپیما و هلیکوپترهای امدادی است که ازداخل یا

  خارج کشور اعزام شده اند . بدیهی است در صورت انتخاب و معرفی چنین

  دشت هایی ، در اولین لحظات باید به فکر تامین امنیت آنها بود . فرقی

  نمی کند سیل باشد یا زلزله ، نیواورلئان باشد یا بم . غارتگری و  اغتشاش

  اولین پدیده های پس از هر سانحهء فراگیر هستند ... 

لینک
   روز واقعه - ۲   

... به جهت رعایت حداکثر اختصار سعی می کنم کمتر وارد توضیحات شوم ، لذا

باید این مطب را به ۳ بخش تقسیم کنم :

۱- عوامل انسانی

۲- فضای لازم

۳- تجهیزات ضروری

مجددا یادآور می شوم که هدف این نوشته آموزش مقابله با زلزله نیست بلکه

تنها ذکر مواردی است که تاکنون با آنها مواجه نبوده ایم یا اینکه کمتر مورد توجه

قرار گرفته اند . عجالتآ به مورد اول می پردازم :

عوامل انسانی - مهمترین نقصان ما در این زمینه ، تشکیل بدنهء اصلی آن از

عناصرداوطلب است . اگرچه نقش عناصر داوطلب - به ویژه در امور لجستیک -

بسیارمهم است اما از نظر عملیات نجات و آواربرداری نیاز به کادرهای کاملا

حرفه ای و مجرب داریم . در بسیاری از تیم های نجات خارجی ، حتی عناصر

داوطلب ازمیان کوهنوردان ، صخره نوردان و به ویژه غار نوردان استفاده می شود .

اینکه آوار از کدام جهت برداشته شود ( حرکت از خارج به مرکز ) و اینکه قطعات

آوار چگونه بلند شوند تا موجب ریزش لایه های زیرین نگردد بسیار مهم است و

نیاز به آموزش مستمر و تجربهء کافی دارد که خارج از توان داوطلبین ساده است.

جالب است بدانید اهتمام برخی کشورهای پیشرفته برای شرکت در عملیات

نجات در سوانح خارجی ،تنها جنبهء بشردوستانه ندارد . ایشان بدینوسیله

همواره سعی در آماده سازی و  به روز کردن مستمر نیروهای امداد خود را

دارند ....

لینک
   روز واقعه - ۱   

به طور مشخص هدف اصلی ام در این سری از یادداشتها ، وقوع زلزله

با درجات ۷ (درمقیاس ریشتر)و بالاتر در کلانشهرهایمان است . چیزی که 

خوشبختانه تاکنون رخ نداده اما در صورت وقوع ـ در شرایط فعلی - متاسفانه

شاهد یکی از مهلک ترین فجایع تاریخ بشری خواهیم بود .

اول به دلیل نظام غلط شهرسازی بعلاوه ساخت و سازهایی بدون رعایت

اصول ابتدائی ایمنی . این قسمت را شاید همه بدانید .

دوم به دلیل زندگی بر روی* مین * ! مینی به وسعت یک کشور . تعجب

نکنید . هنگامی که شهرها در سکوت کامل به خواب رفته اند میلیاردها

فوت مکعب گاز در زیر بالین آنها در جریان است . هنگامی که سه دهه

قبل تصمیم به توزیع گاز شهری - توسط شبکه زیرزمینی - گرفته شد

کمتر کسی جرات مخالفت داشت و اندک صداهایی هم که برخاست

در میان هیاهوی توسعه و تمسخر خاص و عام گم گشت .

در اصل این گاز باید تنها به نیروگاههای تولید برق هدایت می شد تا هم

از هزینهء بسیار سنگین دیسپچینگ دوری می جست ،هم از آلودگی

شهرها - به دلیل عدم مصرف مستقیم سوخت - کاسته می شد و هم یک

دستگاه عظیم دیگر به بوروکراسی کشور اضافه نمی شد ( چون توزیع

انرژی حاصله بر عهده شرکت برق می شد که سیستم توزیع آماده ای

داشت و توسعهء شبکهء برق هم بسیار کم هزینه تر و ایمن تر از لوله

گذاری و انشعاب گاز بود ) . تنها در سالهای اخیر کمی به این موضوع

توجه شده که نتیجهء آن نصب شیرهای اتوماتیک قطع گاز در صورت

افت فشار است ، البته قسمت اعظم شبکه گاز هنوز فاقد سنسورها

و سایر تجهیزات ایمنی لازم است . کلانشهرهای ما بلافاصله پس از

وقوع زلزله با آتش سوزی های وسیع همراه انفجارهای متعدد خواهد

بود . متاسفانه هنوز در حال گسترش شبکه گاز هستیم حتی در شهر

- های بسیار گرمسیری جنوب ...

لینک
   مديريت بحران   
 به هرحال ما اکنون داراي تشکيلاتي تحت عناوين "مديريت بحران" يا "ستاد کاهش آثاربلاياي
طبيعي" يا "ستاد حوادث غيرمترقبه" يا "هلال احمر" و غيره هستيم . با وجود عدم آمادگي يا
حتي عدم کارآيي نهادهاي فوق ، عدم هماهنگي نهادهاي ذيربط معضل ديگري است که بايد
درجاي خود به آن پرداخت .
قطعا کارهاي بسياري درزمينه امداد و نجات هنوز باقي است که بايد به آنها پرداخت . اما
هنوز بزرگترين مشکل ما شيوه شهرسازي است و صد البته اين مقوله از وظايف نهادهاي
امدادي نيست . خانه هايي که بدون رعايت ابتدايي ترين اصول ايمني ساخته مي شوند و
حتي دربرابر يک زلزله شش ريشتري تخريب مي شوند ، کمبود عرض معابر و يا حتي
احداث برج ، دقيقا بر روي يک گسل و ... عواملي هستند که مي توانند ورزيده ترين
نيروهاي امدادي را فلج کنند . خوشبختانه نهادهاي ما امروزکاملا به موارد ذکرشده اشراف
دارند لذا نگارنده ، که تجربياتي درزمينه امداد و اورژانس دارد ، سعي مي کند طي چند
نوشتار به عواملي بپردازد که احتمالا کمتر به آنها توجه مي شود .
عواملي که در " روز واقعه " به بدترين شکل خود را نشان مي دهند ...
لینک