با حيوانات مهربان باشيم   

.

حتی به وقت ذبح ....

.

لینک
   ضرورت اخذ ماليات از آدمهاي نامرئي و درآمدهاي مرئي   
 
مهمترين ابزاري که اقتصاد مدرن دراختيار مديران جامعه قرار مي دهد تا ازافزايش
شکاف طبقاتي جلوگيري نمايند "ماليات" است . چنانچه به هربهانه يا انگيزه اي از
اخذ ماليات واقعي غافل شويم نتيجه اي جزفقيرترشدن فقرا و پولدارترشدن اغنيا
عايدمان نخواهد شد .
اخذ ماليات به شکل فعلي بيشترشبيه نوعي سرگرمي است که براي اداره کشور
بيشتر نقش کمک هزينه دارد تا درآمد .
قانونگزار و ادارات مالياتي سالهاست که به اخذ "عوارض" و"ماليات غيرمستقيم"
دل خوش کرده اند که بيشتربه نابرابري کمک مي کند . درواقع عوارض وماليات
- هاي غيرمستقيم کاملا کورکورانه عمل مي کنند يعني يک سواري براي عبوراز
يک اتوبان مثلا بايد صد تومان بپردازد و کاري نيست که پيکان مدل ٤٨ باشد يا
بي ام و مدل ٢٠٠٧ . يا يک آدامس را يک دانش آموز مي جود يا يک طلافروش.
هردوبه يک ميزان عوارض مي پردازند .
درمبحث ماليات اصناف و مشاغل آزاد ، ارقام دريافتي بيشتر حالت مزاح دارند
تا ماليات "بردرآمد" . دولت حتي به خوداظهاري ! بسنده کرده که کسبهء منصف
همان را هم نمي پردازند . حتي درهمين مبحث هم عدالت رعايت نمي شود يعني
با توافق دارايي با اتحاديهء يک صنف ،با همه يکسان رفتار مي شود يعني يک
سوپرچهاردهنه درخيابان آفريقا با يک بقالي محقردرصالح آباد تقريبا به يک
ميزان ماليات مي پردازند که خود همين کار موجب فربه شدن اولي و ورشکستگي
دومي مي شود ...  به هرحال راه فرارازماليات درايران بسيار ساده  است . از
چانه زني ! بگيريد تا اختفاء و ارتشاء و غيره .
به هرحال معضلي که ما اکنون با آن مواجه هستيم بيش ازچند دهه قبل کشورهاي
توسعه يافتهء امروزي با آن مواجه بودند . اولين اصل را براين گذاشتند که بايد
درآمد "واقعي" کشف شود . نه با خوداظهاري ! و نه با تساوي !
بنابراين ابزارآن را نيزفراهم کردند . درتمام اين کشورها ادارات اخذ ماليات
داراي " دوايرآگاهي " هستند . اين دوايردقيقا نظيرادارات آگاهي جنايي عمل
مي کنند : ازتعقيب و مراقبت گرفته تا بازرسي توسط خبره ترين حسابداران و
کارشناسان .ما هنوزپليس مالياتي يا چيزي شبيه آن نداريم . 
دومين اصل را نيزبراين گذاشتند که فرارازماليات يک جرم کيفري است نه
صرفآ حقوقي . بنابراين با کشف جرائم مالياتي تنها به يک جريمه -نظيرما-
بسنده نمي کنند بلکه حتي حبس هاي طويل المدت و مصادرهء اموال از
رايج ترين کيفرهاي پيش بيني شده است .
اخذ ماليات به صورت موردي وحقيقي نبايد با انگيزهء افزايش درآمد خزانه
صورت گيرد بلکه جلوگيري ازشکاف طبقاتي و افزايش رفاه دهک هاي
پايين اجتماع و فقرزدايي ، آثار به مراتب مهم تر هستند که عايد خواهند شد .
.
لینک
   بوی گلاب می آيد ...   
فيلم کفش هاي ميرزا نوروز را به ياد داريد ؟ اگر خير، خوش به حالتان ! که اصلا دههء
٦٠ را به ياد نمي آوريد ... درقسمتي ازاين فيلم ظرف گلاب ازدست يکي ازاهالي خانه
برزمين مي افتد و مي شکند و رايحهء گلاب تمام محله را پرمي کند . جماعت سائلين و
متکديان هم با تصوراينکه دارند نذري مي دهند به درخانه هجوم برده و الباقي ماجرا...
عين اين صحنه را مي توانيد درصحنهء پراز اکشن سياست خودمان به کرات مشاهده
نماييد .
فعلا که انتخابات مجلس درپيش است و نمايندگاني که تا ديروزحتي هيئت رئيسهء مجلس
هم نمي توانست اثري ازايشان بيابد ( چه رسد به موکلين حوزه نمايندگي ايشان ) برسر
نوبت براي نطق پيش ازدستورحاضربه جانفشاني هستند . خطابه ها هرروزآتشين تر
مي شوند ! تا ديروزحتي ابوي و اخوي ايشان هم گوشي تلفن را برنمي داشتند اما الان
چنانچه شخصآ هم پاسخ ندهند ، منشي تلفني شان قربان صدقهء مخاطب مي رود .
احزاب فصلي و موسمي هم دوباره حلول نموده و درحال ضايع کردن طرف مقابل
هستند . آنها که سياست را خيانت مي ناميدند حالا از همه سياسي تر شده و پشت سرهم
تراکت و بروشور و روزنامه و شب نامه صادر مي کنند ...
کم حادثه اي نيست اين رويداد ! و دورنيست اين اسفند مبارک !
بوي گلاب مي آيد .....
.
لینک
   ضرورت پرهيز از توزيع سري جديد کوپن ارزاق   
 
 
درخيابان مولوي ، کوچهء حاج ابوالفتح ، طبقه زيرين پاساژ... ، يک دکان خالي
هست که داخل آن فقط يک ميزوصندلي کهنه و يک تلفن عهدعتيق قرار دارد .
نه بخاري ،نه کولر، نه پنکه ونه هيچ . اما کسي که گوشي را برمي دارد بسيار
مهم است . ممد ... را همهء "اهل فن" مي شناسند . حتي لقبش را نمي نويسم چون
کاملا شناخته مي شود! کمترکسي نام خانوادگي حقيقي او را مي داند . او کوپن را
فقط "بندي" معامله مي کند . هر بند شامل ده هزارقطعه ازيک کوپن اعلام شده يا
حتي نشده ! است . ممد ازيکي دو ماه قبل ازاکران عمومي !مي داند که کدام شماره
قراراست به چه کالايي ،با چه وزني و چه قيمتي اعلام شود .
ممد تنها نيست . بالا دستي هاي او کم کم دارند درستاد بازنشسته مي شوند وپايين
دستي هاي او هم ديگررغبت سابق را نداشته و کم کم دارند سراغ برج سازي !
يا تاسيس آژانس توريستي مي روند . اما ممد هنوز يکي از افرادي است که در
تعيين نرخ روز! اثرگذاراست ....
بيست سال ازپايان جنگ و بيست وهشت سال ازآغازجنگ و تاسيس ستاد بسيج
اقتصادي مي گذرد . سيستمي که از همان اول اسيرفساد اداري و اقتصادي شد و
گواهي ناکارآمدي آن ، کلکسيون کوپن هاي باطله است که درهرخانه اي يافت
مي شود .بالاخره يک روزبايد به اين وضع پايان داد . حتي درپايين ترين دهک
درآمدي جامعه ، فردي نيست که بتواند تنها با دوسه وعده کوپن ساليانه ازتنها
دوسه قلم باقيمانده ،به حيات خود ادامه دهد . اما درپشت سرهمين چند دانه کوپن
درسال که اعلام مي شود ، يک بوروکراسي بسيار وسيع و زائد قرار گرفته که
ميلياردها تومان يارانهء دولتي را به جاي سفرهء مردم روانهء جيب دلالان ريز
و درشت مي نمايد .
بايد اين وضع خاتمه يابد . بايد .
.
لینک
   ترفند ناشايست شرکتهاي آب و برق و گازبراي افزايش درآمد   
 
به احتمال زياد شما هم يکي ازافرادي هستيد که درماههاي اخيربا ديدن يک قبض
(مثلا برق) شوکه شده اند . ارقامي بسيارمتفاوت با قبض هاي قبلي و حتي بعدي !
 
آب وبرق سالهاست که تصاعدي شده اند و امسال گازنيزبه آنها پيوسته . به هرحال
اين "تصاعد" به نوعي براي شرکتهاي مذکورايجاد رانت کرده است وازسال گذشته
شرکتهاي مذکورتصميم گرفتند- طي بخشنامه اي کاملا شفاهي و حتي درگوشي ،به
ماموران قرائت ومحاسبه قبض و... - حداکثراستفاده (يا بهتر حداکثرسوء استفاده )
را از رانت مذکور به عمل آورند .
چرا ؟ چون دولت نهم سنت شکني کرده و تصميم به تثبيت بهاي خدمات دولتي گرفت
تا خود دولت پيشگام گراني شناخته نشود . لذا عليرغم مخالفت جدي بسياري ازدواير
و سازمان ها - که مثل مسافرکشهاي محترم عادت دارند با گراني به پيشوازسال نو
بروند - همچنان برعدم گراني خدمات دولتي پافشاري شد . بنابراين هردستگاهي با
وضع عوارض متفرقه يا تصويب آيين نامه هاي داخلي و من درآوردي سعي کرد
اين قضيه تثبيت را دوربزند .
چگونه ؟ بسيارساده است . فقط کمي خلاقيت مي خواهد . مامورآب ازهر٣ خانه يک
خانه را جا مي اندازد و کنتورقرائت نمي شود . لذا مصرف به دوره بعد منتقل شده و
آن وقت با يک قبض شايان پذيرايي مي شويد . دوره بعدي نوبت خانه بغلدستي است .
ماموربرق کنتورشما را به شکل معکوس قرائت مي کند مثلا به جاي اضافه کردن
سيصد کيلووات مصرف شما ، دويست کيلووات هم رقم را به عقب برمي گرداند . در
قبضي که مي آيد تعجب مي کنيد که چرا بستانکارشده ايد (مثلا ٣ هزارتومان ) اما
وقتي دوره بعد با قبض تصاعدي شصت هزارتوماني روبرو مي شويد ،تازه متوجه
مي شويد که شرکت بيخودي ٣ هزارتومان ضررنکرده بود!
مامورگازپارسال سعي داشت حتي الامکان در٣ ماهه آخرسال يا اصلا براي قرائت
کنتورمزاحمتان نشود يا اگرهم بيايد رقمي بسيارناچيزبنويسد چون به اين ترتيب مصرف
شما به امسال منتقل شده که يکبار آنرا با بهاي جديد پرداخت کرديد (امسال فقط گازرسما
گران شد) و درقبض بعدي هم تصاعد را به عنوان مابه التفاوت پرداختيد .
جالب اينکه گازي ها و برقي ها درتابستان "نرمش" به خرج مي دهند و آبي ها درزمستان!
چون با درج رقم کمترازمصرف حقيقي شما ، بهاي آن را دردوره بعد مي گيرند که علاوه
بر جريمهء عدم رعايت الگوي مصرف ، بهاي فصل  نيز به آن افزوده مي شود ...
اگربخواهم به سايرموارد شعبده بازي اشاره کنم اعتبارمثنوي کاهش خواهد يافت !
راستي مي دانيد بسياري ازسازمانها و شرکتهاي "دولتي" ، به نسبت درآمد حاصله به
مديران وکارکنان خود حقوق مي دهند ؟؟ ( اينم از انگيزه ! )
.
لینک
   ... به خاطرنجات زمين   
 
حالا ديگر نفت صددلاري هم سوداگران بين المللي را ارضا نمي کند .
مي فرمايند به علت سقوط ارزش دلار بايد به نفت دويست دلاري فکرکنيم !
صد البته که براي زراندوزان داخلي و خارجي نفت پانصد دلاري هم جاي رشد
خواهد داشت .
ازسوي ديگر هشدارهاي متخصصين اقتصاد نيزمدام درحال افزايش است .
اينکه بايد منتظررکود ، تلاطم و حتي فاجعه دراقتصاد جهان باشيم ... به هر
حال بازنده جهان سوم و پايين تر ها خواهند بود .
حالا بشنويد از سازمانهاي فعال زيست محيطي و بين المللي که اين روزها
بسيار خرسند و دلشاد هستند! چون چندين سال است که مهمترين خطربراي
زمين را گرم شدن آن مي دانند و مهمترين عامل اين گرم شدن را استفاده از
سوخت هاي فسيلي مي دانند و سالهاست که خواهان انرژي پاک وطبيعي
هستند ( نظير نيروگاههاي خورشيدي و بادي ) . اما مهمترين مانع ،مقرون
به صرفه نبودن بيوانرژي ها بود ... تا امروز که ديگر اوضاع تغيير کرده
و ... سبزها بسيارخوشحال هستند .
نه به خاطرگراني ، به خاطرنجات زمين .
.
لینک
   شهرداري تهران و استفاده از تجارب هخامنشي درادارهء شهر   
 
اينکه با يه نم بارون تهرون بشه عين پارک ژوراسيک اصلا تعجبي نداره .
سالهاست که به اين وضع عادت کرده ايم و شهرداري هم هميشه غافلگيرمي شه!
 
ولي اينکه تو چلهء تابستون ،اونم ساعت ٣ بعد از ظهر يک دفعه جوبا همزمان طغيان
کنند و آب يا بهتربگم گنداب بزنه تو همهء خونه ها و پارکينگها وداخل آنهم همه رقم
اشياء و مواد غيره و ذالک ! شناور باشه کمي تازگي داشت ، اما بعد ازاينکه اين
موضوع هم هرروزتکرارشد بازهم برايمان عادي شد و جذابيت خودش را ازدست داد!
اما ازآنجا که بنده هميشه دنبال علت العلل مي گردم لذا چند صباحي کنکاش لازم بود...
 
شهرداري و پيمانکاران پيمان شکنش مدتي بود از کمبود بنزين و افغاني ! شاکي
بودند و علت عدم جمع آوري ضايعات را کمبود دو قلم فوق عنوان مي کردند . خوب
است که خدمات شهرداري را درزمان وفورنعمت هم  به ياد داريم !ولي هنوزگرهء
کور قضيه باقي بود تا اينکه چندي قبل به طور اتفاقي فيلم مستندي راجع به شهرهاي
باستاني ايران و زيگورات ها و معابد وغيره ديدم . باستان شناسي که درفيلم حضور
داشت با نشان دادن معابر باقيمانده دريک شهرباستاني هخامنشي اظهار مي داشت که:
"اين جويها براي آبرساني به داخل شهر طراحي شده بود تا مردم نيازي به رفتن به
کنارچشمه يا رودخانه را نداشته باشند و اين جوي هاي کناري براي دفع فاضلاب
طراحي شده بود ... به اين ترتيب ايرانيان را مي توان مبتکر طراحي سيستم اگو
دانست "
به يکباره متوجه شدم چرا وقتي نيمه هاي شب کارگران شهرداري مي آيند براي
جمع آوري زباله ،به ازاي هردوکيسه اي که برمي دارند چهارپنج تاي ديگررا
-درسته يا پس ازپاره کردن - به داخل جوي آب پرت مي کنند . به اين ترتيب
به جاي مثلا بيست ماشين زباله تنها پنج شش ماشين زباله انتقال مي دهند که خود
اين باعث صرفه جويي دربنزين و وقت ونيروي انساني و کاهش آلودگي صوتي
و آلودگي هوا هم مي شود !! درعوض فردا بعد ازظهر که ازفرط گرما پرنده پر
نمي زند ،آب را ازبالاترين نقطه منطقه با فشاربه جوي ها پمپاژمي کنند تا هم
آثار جرم ديشب پاک شود ، هم قسمت اعظم اين گنداب به منطقهء پايين دستي
شهرداري رفته که چشم پيمان کارش کور ،هرکاردلش خواست بکند و الباقي
هم تنها درچند نقطهء معلوم - که متاسفانه ارتفاع کافي براي پاساژزباله ندارند!-
گيرمي کند که نهايتا با دو ماشين آنها را منتقل يا نصفه شب آتش مي زنند .
خلاصه خلاقيت ما ايراني ها بسيار بيش از اين حرف هاست .
لینک
   مصوبهء غيابي ؟   
 
ديروز مکررا خوانديم و شنيديم و ديديم که مجلس براي زمين هاي بايرعوارض ساليانهء
١٢ درصدي وضع کرده که به جاي خود مي تواند مفيد باشد اما سوالات زيررا پاسخي
يافت نشد ، شايد شما بدانيد :
 
١- ازسالها قبل چنين عوارضي وجود داشته و هرکسي هم که پرداخت نمي کرده موقع
نقل و انتقال يا واريزماليات برارث يا ... تا دينارآخر،اصل و فرعش را دريافت مي کردند.
 
٢- حالا اين عوارض قرارشده جايگزين قبلي شود يا اضافه برقبلي معلوم نيست اما حالت
دوم محتمل تر است چون همين قانون تجميع عوارض را وضع کردند که بقيهء عوارض
متفرقه و متعدد حذف شود درحاليکه تجميع عوارض هم به ليست ساير عوارض اضافه
شد !!
 
٣- حالا اين عوارض عطف به ماسبق مي شود يا نه معلوم نيست ولي به احتمال زياد
 سال تاسيس بلديهء تهران ( همين صدسال پيش ) مبناي محاسبه قرار خواهد گرفت .
نيک به ياد دارم حدودا سال ٥٩ بود که اعلام شد هرکس ازسال ٥٥ به بعد خط تلفن
خريده بايد ٢٥ هزارتومان ديگرهم بدهد !چون آن موقع ارزان خريده !!! باورکنيد
جوک نيست .( قابل توجه پليس محترم ١١٠ درباب مصاديق زورگيري ! )
 
٤- آيا زمين هايي را که سالهاست کميسيون محترم ماده ٥ يا مواد ٦و٨ يا ماده ١٢
يا سازمان زمين شهري يا وزارت مسکن يا ارگانهاي نظامي يا ............ بلوکه
کرده و صاحبان آنها را به خاک سياه نشانده و کرکر هم به ريش خلق الله خنديده اند
نبايد ديناري - حتي ١% - به صاحبان املاک خسارت پرداخت کنند ؟؟ ولي لابد
عوارض را از حلقوم اصحاب سند رسمي و ايضا ورثهء! کثير ايشان بيرون
خواهند کشيد!!
 
٥ - و اما ...
ديروز مکررا خوانديم و شنيديم و ديديم که مجلس شورا، هم ديرتر تشکيل جلسه
داده و هم زودترتعطيل شده است .چرا ؟ چون بيش از ١٠٠ نفر غايب داشته که
نيمي از ايشان رفته بودند اردبيل گل بچينند و نيمي ديگر هم رفته اند مشهد گلاب
بياورند ! نتيجه اينکه مجلس از اکثريت افتاده و هرچقدرهم حضار صبرمي کنند
شايد چند نفري اضافه شده و مجلس به نصاب قانوني برسد ، نشد که نشد .
حالا ما مانده ايم که اين قانون را چه کساني تصويب کردند و رفتند ؟
لینک