رونمایی   

مثل هر جای دیگر دنیا ، ما هم مشکلاتی داریم . اما برخی از این مشکلات خاص ما

هستند ...

به هر حال یک مواقعی پیش می آید که یک مشکل خاص ما - که یا سعی در تکذیب

آن می کنیم یا فرافکنی یا ... - به وضوح خود را نشان می دهد و دیگر کاملا "رونمایی"

شده و جایی برای فرار یا پنهانکاری نمی گذارد .

از جمله مهمترین و شاخص ترین مصداق ها می توان از زمان انتخابات نام برد به ویژه

انتخابات ریاست جمهوری ، که هر ۴ سال یکبار رونمایی می شود و بعد طبق معمول

فراموش می کنیم تا برسد موسم بعدی.

بیشتر خواهم نوشت ...

لینک
   خودسوزی و جگرسوزی   

واقعا جگر هر انسانی می سوزد وقتی که حادثه و پی آمدهای آن را می شنود .

اصل خبر کوتاه است . فردی معترض "و قطعآ مستاصل" در برابر مجلس خود را با

بنزین به آتش کشیده و کمی بعد جان می سپارد . حیرت اینکه هیچ کس به نام

و وضعیت وی اشاره ای نمی کند و هر کس به فکر کلاهی از این نمد برای خویش

و امیال خویش است .

- مجلسیون و هواداران ایشان به جای حداقل ِ احترام به یک همکیش و هموطن

که جان خود را از دست داده "رسمآ" شروع کرده اند به لجن مال کردن حیثیت

آن فرد . بابا حالا جانباز بوده یا نه ، بیکار و معتاد هم بوده یا نه ، تازه دارند کشف

می کنند که توطئه ای در کار بوده !!!!!!! برای مخدوش کردن چهرهء مجلس !!!!!!!!!!

واقعآ جای شرم دارد که در سخنان اولیای عظیم الشان حتی یک کلمه اظهار تاسف

خشک و خالی شنیده نمی شود .

- بر اساس آنچه منتشر شده حدود ٣ هفته قبل هم فردی که مقابل دفتر ریاست

جمهوری خودسوزی نموده است از زلزله زدگان بم بوده است .

- در هفتهء قبل دو روز بارندگی شدید در تهران بود . در هر دو روز هم در مقابل ساختمان

مجلس در میدان بهارستان (حدود ساعت ٧ شب) در ترافیک بسیار سنگینی گیر افتاده

بودم . شخصآ شاهد دو نزاع شدید بودم . یکبار بین دو نفر موتورسوار و یکبار هم بین

مردم با مامورین راهنمایی و انتظامی که یک ورودی به میدان بهارستان را کاملا مسدود

کرده بودند . در هر دو مورد مامورین متعدد و مجهز حراست مجلس با خونسردی و

بی تفاوتی کامل نظاره گر محض بودند .تا کلانتری بهارستان هم ۴ قدم فاصله بود ...

_ بارها و بارها دیده ام در شلوغ ترین و حساس ترین نقاط شهر نزاعی درگرفته و

مردم برای تماشا ! گرد آنها حلقه زده اند . و نکتهء اسف بارتر اینکه مامورین کلانتری

یا حفاظتی که در دو قدمی بوده اند ، خود نیز به تماشای نزاع و حظ بصر !! مشغول

بوده اند .

- بر اساس گفتهء شاهدان عینی ، آن مرحوم ابتدا قصد داشته دقیقا در ورودی

مجلس خود را بسوزاند اما مامورین انتظامی ضمن تمسخر وی ، او را با زور به

پیاده روی آنطرف خیابان منتقل می کنند و با خنده می گویند حالا اینجا هر غلطی

دوست داری بکن !!! و حتی هنگام خودسوزی نیز با خونسردی نظاره گر بوده اند

و تنها چند عابر داد و فریاد می کنند که کسی کپسول اطفای حریق ندارد ؟ که

خیلی زود دیر می شود .

- در مقابل ِ دشنام دهندگان به این بندهء خدا (که اغلب حکومتی هستند) ، مدافعین

هم متاسفانه کاری به هویت و رنج و مصیبت دو فرد یاد شده ندارند و فقط آن را

بهانه ای قرار داده اند برای حمله به شخص یا جناح خاص یا اصلا کل طیف نامطلوب.

...

اگر مرحومین ذکر شده اخیرا جان خود را از دست دادند ، بسیاری از مردم و نهادها و

مسئولین ما رافت و وجدان و انسانیت خود را مدتهاست از دست داده اند .

 

لینک
   طرح تهوع اقتصادی !   

قرار است اقتصاد وابسته به نفت ما را درمان ترک اعتیاد دهند . آنهم به قول اهل فن

به روش سقوط آزاد . از همان اول هم خود بنده از مدافعین این طرح بوده ام ولی از

همان اول هم تاکید کرده ام که بدون تحقق پیش شرط های لازم ، طرح مذکور نه

تنها موفق نخواهد شد بلکه آثاری بس مخرب بر جای خواهد گذاشت .

بدون گرایش به سیاست های تنش زدایی و بدون پرهیز از سیاستهای میلیتاریستی

هیچ تضمینی برای موفقیت طرح های کم اهمیت تر هم نمیتوان در نظر گرفت . و ....

به هر حال ظاهرا که تصمیم جدی بر این است که اقتصاد نفتی - سوبسیدی ما

یارانه هایی را که طی بیش از یک قرن بلعیده ، یکجا بالا بیاورد .

و این در شرایطی است که ثبات اقتصاد جهانی هم کاملا بر هم خورده و آیندهء آن

مبهم است . به هر حال مثل همیشه گفتن از ما ، خواه پند گیرید و خواه ملال .

 

لینک
   محاکم نباید تبدیل به محفل و پاتوق شوند   

چنین بشارت دادند در اخبار امروز که یک شورای حل اختلاف ویژه در سازمان نظام

پزشکی تشکیل شده تا هم حقوق بیمار حفظ شود !!!! و هم شآن پزشک !!!!!!!!

تا آنجا که ما می دانیم همهء افراد در برابر قانون یکسان هستند . از کی تا حالا حضور

یک نفر در یک مرجع رسمی و قانونی کسر شآن تلقی شده که حالا خواسته اند

یک قشر خاص را عزت دهند ؟! پس کارمند و کاسب و معلم و مهندس هم نباید در

 دادگاه حضور یابند به صرف اینکه کسر شآن است .

- یکی از مهمترین ضعف های نظام قضایی و بازرسی ما ، ارجاع شکایت به همان

فرد یا همان مرجعی است که از آن شکایت می شود . یعنی مثلا شهرداری حق

شما را ضایع کرده است . به بازرسی آنجا یا وزارت کشور یا دیوان عدالت اداری یا

کمیسیون اصل نود یا ... هم که مراجعه کنید بلافاصله می نویسند شهرداری محترم،

ارجاع جهت رسیدگی و اظهار نظر ! و نتیجه هم همیشه یکسان است . هیچ ارگانی

علیه خویش رای نمی دهد . بنابراین ارجاع پرونده به بایگانی و شروع سرگردانی

شاکی از نقطهء صفر . نظام پزشکی هم از این امر مستثنی نیست . اصلا به روال

سابق هم ندرتآ بیمارانی که حقوق مادی و معنوی ایشان تضییع شده بود موفق

به احقاق حق خویش می شدند . چه رسد حالا که قرار است شورایی (یعنی بدون

ضابطه ) رسیدگی شود .آنهم در مکانی که شورا و تشکیلات صنفی پزشکان دارای

آبدارخانهء مشترک شوند !!!

- این همه ما دارای فارغ التحصیلان حقوق بیکار هستیم . از لیسانس تا دکترا و از

مبتدی تا مجرب . چرا این همه انرژی و هزینه صرف می شود برای گسترش تشکیلاتی

که مدتهاست بطلان آراء و روشهای اجرایی آن محرز گردیده است . نکتهء بسیار عجیب

اینکه اعلام فرموده اند برای ارتقای کیفیت کار شوراها قرار است اعضای شوراها

به تدریج آموزش های لازم را ببینند (که یعنی تا حالا ندیده اند) و حتی در رشتهء

حقوق تحصیل کنند (البته بدون کنکور - تحصیل حقوق بالاترین رتبه را در گروه علوم

انسانی می طلبد ) تا بعد از تحصیل و آموزش های لازمه و کسب تجربه - به قیمت

خانه خراب شدن انبوهی از مراجعین - شاید روزی تصمیمات صحیح و منطبق با

موازین قانونی بگیرند . یعنی دست آخر هم بشوند یک شعبهء (بدون انضباط) دادگاه .

خب پدرجان از همین اول بیایید و شعب رسمی را گسترش داده و تقویت کنید .

چندین و چند سال است که داریم ضرر همین طرح های آزمون و خطا را می بینیم ...

لینک
   داستان های باور نکردنی   

متولد و بزرگ شدهء شرق تهران هستم . تهران نو . ظاهرآ اولین جایی که در ایران به

سیستم شهرکی (دور از هستهء اصلی شهر) ساخته می شود همینجا بوده و به

همین دلیل نام آنرا تهرانِ نو گذاشتند . هنوز قدیمی های محل به خیابان دماوند

می گویند جادهء تهران نو ! چون در آن موقع باید از شهر خارج می شدید و با حدود

نیم ساعت رانندگی در میان اراضی بایر تازه به اول تهران نو (حوالی میدان وثوق )

می رسیدید ...

همسایه ای داشتیم نیک . مرحوم حاج آقا "ب" . قبل از انقلاب هم حاجی شده

بود و نماز هم می خواند . یعنی از مسلمانان سال ۵٧ نبود! در وزارت کشور و به

تبع آن در شهرداری مشغول بود . چند بار هم به دلایلی مغضوب واقع شده بود و

در محل کار - به دلیل گفتن برخی سخنان که به مذاق بالادستی ها خوش

نمی آید ( مثل همین حالا !! ) - تنزل رتبه و بازخواست و تنبیه شده بود .

به همین دلیل بلافاصله پس از انقلاب از مدیران شد ولی خوشبختانه خودش

را گم نکرد . رفت و آمد خانوادگی و صمیمانه داشتیم . این از مقدمه !

حالا اصل داستان : درست یادم نیست منطقهء شهرداری ما ٧ بود یا ٩ ...

تهران هم بیست منطقه نداشت . حدود سال ۵٩ بود که تعداد مناطق به ٢٠

افزایش یافت و حالا هم که ٢٢ تا شده است . کل حوادث اصلی انقلاب در منطقهء

ما اتفاق افتاد . از ١٧ شهریور میدان ژاله تا شورش ٢٠ بهمن همافران و سنگربندی

خیابان های فرح آباد (پیروزی ) و تهران نو . خلاصه محلات تهران نو و نیروی هوایی

و محلات مجاور از حاکمیت وقت خارج شد و به دنبال آن تهران سقوط کرد و به دنبال

تهران هم کل ایران سقوط کرد . یعنی سرنوشت محل و شهر و کشور و خاورمیانه و

... به دنبال هم و به سرعت تغییر یافت ... مدتی اسم محله را گذاشتند "قهرمان

محله" و حتی تابلو هم زدند ولی بعدها منتفی شد .

خلاصه بعد از اینکه منطقه بندی جدید تهران اعلام شد تجریش عین سابق همان

منطقهء یک شد! که هنوز هم هست . وهمینطور نقشهء جدید را سیر می کردیم

که یکباره دیدیم ای بابا منطقهء ما شده  ١٣ . من که خرافاتی نیستم ولی چند

روز بعد حاج آقا را - که در کمیتهء تقسیمات جدید هم بود - در کوچه مان دیدم .

به شوخی پرسیدم آخه حاجی انصافه ؟ بین این همه محل و شماره چرا سیزده

قسمت ما شده ؟!  حاجی خدابیامرز کمی سکوت کرد و بعد ناگهان گفت :

" نحوست این منطقه سالها گریبان جهانیان را خواهد گرفت " !!!! و به سرعت

راهش را کشید و رفت . من دقایق زیادی همانجا ایستاده بودم و حیرت زده به

این پاسخ فکر می کردم . بالاخره دوزاری افتاد ! یعنی اختصاص این شماره به

این منطقه کاملا عمدی بوده !!!!!!!!!!!! 

لینک
   دیار احتضار   

دیار من خاکستری است . و فقط دورنگ را می توانی ببینی . سیاه و سفید . یا بهتر

بگویم سیاه یا سفید . فقط دو رنگ . و بیش از آن دو رنگی را . و هنوز از گذشته های

دور می شنوی که :

"سر برده در گریبان  / بی خود تر از همیشه   ...

زهر این نفرین نامه / جای خون در من جاری  ...

هم بغض معصومت را / نشکفته پرپر کردی     ...

بر من فرود آر اینک  /  بغضی که خنجر کردی  ..."

" بخشی از ترانهء ماندگار نفرین نامه داریوش"

لینک
   بسی رنج بردم در این سال سی   

عجم خوار دیدم ، پریشان پارسی

لینک
   و ما هنوز لبخند می زنیم   

چندان هم بی دلیل نیست که کاندیداهای بالقوه و بالفعل انتخابات ریاست جمهوری

آینده با وجود اینهمه دعوت و التماس ! حاضر نیستند وارد میدان شوند . ظاهرآ همه

می دانند که چه چیزی را تحویل خواهند گرفت و چه وقایعی رخ خواهد داد و چه نوع

دعا و ثنا و غیره نثار اجدادشان خواهد شد !

...

مراجع معتبر بین المللی نرخ رشد اقتصادی جهان در سال آینده را حدود صفر تا

حداکثر نیم ! درصد پیش بینی کرده اند ( در حالیکه برخی مراجع تخصصی تر

بر نرخ رشد منفی در سال آینده تاکید می کنند ) . با پیش فرض فوق نرخ هر بشکه

نفت خام - بعد از ماه مارس - به حدود سی دلار و حتی کمتر خواهد رسید .

...

لایحهء بودجه ای که تقدیم مجلس شده انقباضی - انفجاری است !  اصلآ بهتر است

بگوییم انتحاری است !!  و قوز بالا قوز اقتصاد جهان و رکود و تورم گذاشته است .

خدا بیامرزد مستضعفین را انشاالله .

لینک
   حسرت سنگی !   

همیشه سعی می کنم جملاتم را با امید شروع و با امیدوارم خاتمه دهم  ...

اصلآ اتفاقی نیست که تقریبآ همزمان ، چند تن از فعالترین دوستان سبزنویس

ناگهان از خود و همگان می پرسند که اصلا ما برای چه می نویسیم ؟ اصلآ این

نوشتن ها تاثیری هم دارد ؟ اصلآ چرا ما باید در ایران به دنیا می آمدیم تا شاهد

چنین اوضاعی باشیم ؟  ...

حقیقت اینکه همهء ما از یک درد مشترک رنج می بریم ... و عجیب تر آنکه به جای

حسرت نداشته ها ، حسرت داشته هایمان را می خوریم !! اینکه چرا ما دارای

روح حساس و عواطف رقیق و احساس مسئولیت هستیم ؟! چرا فقط ما ...

و حسرت قلب سنگی"آنها" را می خوریم ."آنهایی" که فقط به خود و امیال خود

می اندیشند ... شاید که کاش ما هم در سینه به جای قلب ، قطعه ای سنگ

داشتیم .

لینک
   دهه’ قربون صدقه   

گرامیداشت دههء فجر هم - نظیر بسیاری دستاوردهای دیگر انقلاب - دچار استحاله

شده و به جای تکریم اصل مطلب به تکریم مسئولین پرداخته می شود . پارسالیا

قربون امسالیا میرن و امسالیا قربون پارسالیا . تازه هر دو دسته با هم جان به فدای

همه سالیا می کنند ! خلاصه بازار لوح تقدیر و سکهء سپاس سکه می شود ... لپ

بده و ماچ بگیر - دل بده و خاج بگیر !!!

کاش به مناسبت همین دههء فجر هم شده مقداری بازرسی از ادارات و دوایر و توابع

را بیشتر می کردند و ستون شکایات چند روزنامه را می خواندند و گره از کار چند

هموطن می گشودند و ... مطمئن هم باشند در این روال ، انقلاب به واقع نزد مردم

تکریم شده و بر تعداد علاقمندان افزوده خواهد شد .

لینک
   به مناسبت سی سال تفحص !   

الان دیگر خیلی کمتر شده ولی تا آنجاییکه بنده و هم سن وسالانم به یاد داریم ،

وارد هر کجا که می خواستیم بشویم (دانشگاه ، مدرسه ، مسجد ، بانک ، اداره ،

ترمینال و حتی برخی میادین اصلی یا کوچه های خاص فرعی ) باید بازرسی بدنی

می شدیم آنهم به نحو احسن و اکمل . تا فیها خالدون آدم را هم نمی دیدند و نمی

پرسیدند حق عبور یا ورود و حتی خروج نداشتیم . این سنت حسنه اگرچه کمرنگ

شده اما هنوز ادامه دارد ...

تا همین دیروز که مصاحبهء آقای بهمن کشاورز - وکیل و حقوقدان نامی - را خواندم

نمی دانستم تفتیش ماشین و حتی داخل لباس نیاز به حکم قانونی دارد و اصلا

فکرش را هم نمی کردم داخل آدم یعنی داخل لباس آدم حریم شخصی تلقی

می شود و هر کسی حق ندارد وارد شود ! و این در حالی است که دیگر کسی

نمانده که وارد نشده مانده باشد !!!

حتمآ بخوانید ، لطفآ .

لینک
   طرح انضباطوم اجتماعی !   

رسانه های ما همیشه طرح های امنیتی کشورهای دیگر را مسخره می کنند .

مثلا در کنفرانس سران جی هشت صدها نیروی امنیتی و هزاران دوربین خیابانی

و ... به کار گرفته شده . حتی در مورد برگزاری مسابقاتی نظیر المپیک نیز همین

دیدگاه را سعی می کنند القا کنند که ببینید در فلان کشورها چقدر ناامنی هست

که اینقدر تشکیلات چیده اند . حالا قرار شده به دلیل آلودگی هوای تهران مقداری

سخت گیری شود . مخصوصا در زمینهء ورود به محدودهء طرح ترافیک و نیز رعایت

قوانین راهنمایی و رانندگی . خیلی هم تشکر می کنیم . ولی حضور یگان ویژه

و تکاوران نیروی مخصوص با تجهیزات ضد شورش ! در مبادی ورود طرح قدری جای

سوال دارد . به جای حضور مامورین راهنمایی و رانندگی (یا حداکثر همین نیروی

انتظامی ) چرا باید از این نیرو استفاده شود و این نیرو هم در مواقع لزوم ! از تونفای

و باطوم و دستبند استفاده کند . آیا الزامآ ابزار فرهنگ سازی ما باید باطوم باشد ؟

لینک
   یاد دوستان ...   

گاهی پیوندهای مجازی محکم تر از پیوندهای حقیقی می شود . و گاه دوستان

نادیده مان را می جوییم . به هر حال قدر گذاشتن بر دوستی ، حقیقی و مجازی

ندارد ...

و بالاخره یاد هم رفت . درست مثل یاس . امیدوارم هر جا هستند شاد باشند و

کامیاب . ضمنآ اگر فردی بخواهد پس از مدتی سکوت ، دوباره شروع کند هیچ

اشکالی نخواهد داشت .)

لینک
   مالکیت زمانی و همان داستان همیشگی   

بیش از دو دهه قبل وقتی می گفتیم که آقا این زمین خواری ها و تصرف اراضی ملی

و طبیعی و حتی املاک خصوصی به صورت باندی عمل می شود و دارای عقبه در

در ادارات و دستگاه های دولتی هستند یا اول می گفتند استغفرالله ، استغفرالله ...

و بعد چک و لغط  شروع می شد و یا بالعکس ! ...

اما اخیرآ در جراید خواندیم که بیش از 165 هزار پروندهء تصرف منابع طبیعی موجود

 است (استغفرالله،استغفرالله !!! ) . تازه این آمار مواردی است که قابل عرض بوده

وگرنه یکی دو جریب که قابلی ندارد .

جریان کلاهبرداران مضاربه ای را هم حتمآ به یاد دارید ... و بعد کلاهبرداران استخدامی

(که از جویندگان کار کلاهبرداری می کردند ) ... و بعد کلاهبرداران پیش فروشی (ملک و

آپارتمان و زمین و ...) و بعد کلاهبرداران کنکوری ... و بعد کلاهبرداران وام بانکی ... و

بعد کلاهبرداران لیزینگی ...

خلاصه ظاهرآ این کلاهبرداران محترم دارای یک صنف کاملا منسجم و رسمی هستند

که هر از گاهی به تصویب مجمع عمومی شان ! سراغ یک رشتهء خاص می روند و بعد

از سرکیسه کردن خلایق (پس از پرداختن عوارض قانونی !!! ) با اسکورت رسمی

به فرودگاه تشریف می برند تا الباقی عمر را در جزایر صغیر و کبیر به عبادت! بپردازند .

الغرض هم اکنون جریانی به نام مالکیت زمانی ( Time sharing ) به شدت فعال است

که ابتدا از شمال (هتل نارنجستان) شروع شد و در ادامه به کیش و مشهد و غیره هم

رسیده . مهم اینکه ما اصلا برای این نوع معاملات فاقد قانون یا عرف و حتی مصداق آن

هستیم . یعنی اگر تخلفی صورت گیرد معلوم نیست بر چه اساسی به شکایت شکات

رسیدگی خواهد شد . یا اصلا چه ارگانی نظارت می کند بر صحت قراردادهای مالکیت

زمانی . خلاصه اینکه یکبار هم شده علاج واقعه را قبل از وقوع کنید .

لینک