میلیتاریسم پنهان   

یک نقشهء شهری ساده و با مقیاس بسیار دور ( یعنی اصلا کوچه و بن بست داخل آن پیدا نیست)

کنار دستم بود . ناگهان - کاملا اتفاقی - چشمم به شناسنامهء آن افتاد . در همان سطر اول و با حروف

درشت چاپ شده بود : با تشکر از قوهء قضائیه ! دادستانی ... ! ادارهء ... ارتش ! و کلی نهاد نظامی

و انتظامی دیگر . توضیح اینکه در نقشهء مذکور حتی اتوبان ها هم به سختی رویت می شدند ولی

نوشته های مذکور نشان می داد این نقشه در چند جا و چند مرحله مورد بازبینی قرار گرفته .

قطعا در انتهای همین سریال های تلویزیونی وطنی مشاهده کرده اید که بلا استثنا از شرکت ناجی

هنر (نیروی انتظامی) و حراست صدا و سیما و کلانتری شمارهء... و ایضا شرکت برق منطقه ای!!

کمال تشکر به عمل می آید . از سوی دیگر چنانچه به سوابق صاحبان منسب کنونی دقت کنید

به اعضای سابق یا فعلی نهادهای نظامی و انتظامی و امنیتی به کرات برخورد می کنید .

فی نفسه شاید اشکالی نداشته باشد . مثلا مهندس مجربی قبلا در جبهه یا سپاه حضور داشته .

اما اینکه شرط لازم و کافی برای دستیابی به سطوح ارشد مدیریت ملی ، این باشد قطعا جای

سوال و اشکال است .به هر حال دید نظامی - امنیتی متفاوت است با سایر دیدگاه ها .

البته این مورد محدود به ایران نیست . در بسیاری از دموکراسی های امروزی نیز شاهد حضور

VETERAN  ها در بسیاری از سطوح دولتی هستیم . قطعا دیدگاه مشترکی در بین ایشان یافت

می شود ( در مورد چگونگی برخورد با مسائل متفاوت ) "صرف نظر از ملیت و مکتب ایشان" .

لینک
   میلیتاریسم پنهان   

همه می دانیم یکی از مهمترین عوامل نابودی محیط زیست و به هرز روی منابع طبیعی و انسانی

و فقر و فلاکت جوامع بشری روی آوردن به سیاستهای میلیتاریستی است . صرف نظر از اینکه

پشتوانهء این میلیتاریسم ،ناسیونالیسم افراطی باشد یا راهبرد ایدئولوژیک یا رویکرد امنیتی .

حاصل کار تفاوتی نمی کند . کشتار ، خفقان و نابودی .

در این باره بیشتر خواهم نوشت .

 

لینک
   واردات مسکن !   

بار دیگر دولت برای کنترل بحرانی دیگر ( برنج ) مجبور به استفاده از اهرم واردات شد .بحران اخیر  
به وضوح نشان داد که چقدر اقتصاد ما بیمار و شکننده است و شبکهء توزیع ما تا چه حد اسیر  دلالی و احتکار است . به هر حال واردات سریع و گستردهء برنج می تواند موثر باشد ولی از یاد    نبر یم تا زمانی که سیستم مالیاتی و آماری و توزیع ما اصلاح اساسی نشود هر دم بری از این    باغ خواهد رسید . یک مدت سیب زمینی و پیاز و بعد یک مدت زعفران و بعد برنج و ... ضمن اینکه از یاد نبریم رسانه های ما در بحران اخیر نقش اساسی داشتند ، به ویژه صدا و سیما . وقتی به نیت سیاه نمائی اوضاع غرب - مخصوصا آمریکا - ۲۴ ساعته اخبار جیره بندی برنج در آمریکا پخش می شد اصلا به این فکر نمی کردند که اقتصاد ما تا چه حد اسیر شایعه و جوسازی است . و    این بار خود رسانهء ملی محرک این موضوع شد ...

حال بپردازیم به بحران اصلی یعنی مسکن . در بسیاری کشورها سهم دولت در خانه سازی    بسیار بیش از سهم بخش خصوصی است به ویژه در بخش مسکن استیجاری . در ایران سهم      بخش دولتی در ساخت و ساز را ۳ تا ۷  درصد از کل تخمین می زنند که ناچیز است .              خبر جالبی که اخیرآ منتشر شد برنده شدن یک شرکت اسپانیائی در مناقصهء احداث سرویس های بهداشتی ( بین راهی یا همان جاده ای ) بود . ظاهرا قرار است یک هزار توالت و ... در مدت فقط چند ماه آماده شود . به هر حال اکنون که دولت با طرح هایی نظیر مسکن مهر سعی دارد   مشکل زمین را از بخش مسکن حذف کند به نظر می رسد یگانه راه حل سریع در این زمینه نیز   استفاده از توان پیمانکاران خارجی باشد . در صورت ورود سازندگان خارجی به عرصهء تولید مسکن درایران، سازندگان داخلی هم مجبور به رقابت خواهند شد و هم از احتکار مسکن جلوگیری شده ، ضمن اینکه تکنولوژی ساخت انبوه مسکن - یعنی تولید صنعتی مسکن - نیز رواج یافته و به افزایش سرعت ساخت و ساز در این بخش کمک شایانی خواهد نمود . 

لینک
   آسیب شناسی تشکل ها   

روی سخنم در واقع با ان جی او های سبز است . اینکه چرا مدام شاهد ظهور و سقوط آن ها     
هستیم ، اینکه چرا در ابتدای حرکت خود (معمولا) بیش فعال هستند و در اواسط کار  کم کم     
مایوس و منفعل می شوند و بالاخره یا رکود کامل و یا فروپاشی را تجربه می کنند .
در واقع مبحث بسیار گسترده ای است که به هیچ عنوان قابل طرح در یک پست نیست . ولی میتوان بسیار خلاصه به اهم این عوامل اشاره کرد ...

- موسسین ان جی او ها در واقع نوعی حرکت  "هیئتی " یا محفلی را در نظر می گیرند که در این هیئت همه هر کار لازمی را باید انجام دهند . شرح وظایفی وجود ندارد . باید گفت حرکت هیئتی بیشتر مناسب حرکات مقطعی و محدود است .نظیر بسیج خودجوش مردم هنگام حوادث طبیعی   مثل زلزله یا مراسم عزاداری یا اعیاد مذهبی .قطعا برای حرکات پایدار این شیوه پاسخگو نیست . 

- پیش بینی منابع مالی و انسانی مورد نیاز نمی شود . حتی یک برآورد نسبی هم قبل از شروع به کار نمی شود .                                                                                                 

- بسیاری از تشکل های ما "فرد محور " هستند . یعنی هر تصمیم یا کنشی نهایتا وابسته به نظر یک - یا چند - فرد محدود است .                                                                               

- بسیاری از تشکل های ما "خود محور بین" هستند . به جای همکاری و تقویت تشکلهای مشابه به رقابت و حتی سرکوب یکدیگر می پردازند .                                                                

- به اعضای خود به عنوان سرمایهء اصلی اهمیتی نمی دهند . از انرژی ، ایده ها و طرح های ایشان استفادهء مطلوب نکرده و حداکثر به چشم یک منبع مالی به آن ها می نگرند . هوادار هم که اصلا برایشان مفهومی ندارد . معمولا ارتباط منسجم ، منظم و پایداری با اعضا و حتی یکدیگر  ندارند .                                                                                                               - فاقد امکانات فیزیکی اولیه هستند . یعنی داشتن یک نشانی ثابت یا نحوهء ارتباط مستقیم . متاسفانه بسیاری فکر می کنند یک ان جی او ی حقیقی را می توان همانند یک جامعهء مجازی اداره کرد. در عمل یک صندوق پستی بسیار مهم تر از داشتن چند ایمیل یا حتی یک سایت است .           

 - عدم شفافیت مالی ( و کاری ) از مهمترین دلایل ریزش اعضا یا عدم اعتماد عمومی است .      

  - عدم پاسخگوئی به ابهامات و سوالاتی که برای اعضا یا عموم مردم پیش می آید و حتی بی تفاوتی نسبت به افکار عمومی از مهم ترین مواردی است که بدان مبتلا هستیم . 

قطعا خود شما می توانید موارد بسیاری اضافه کنید به ویژه اگر سابقهء عضویت یا همکاری با  تشکل های مردمی را داشته باشید . در انتها فقط یادآور می شوم که تنها یکی از عوامل فوق   می تواند به تلاشی یک ان جی او  بیانجامد ، حال آنکه تشکل های ما معمولا به عمده موارد فوق مبتلا هستند .                    

لینک
   لرزه   

  بله دیگر عادت کرده ایم . تازگی هم ندارد ، یک روز سوخت ، یک روز مسکن ، یک روز مرکبات و 

اینک برنج ! برخی صاحبنظران این مورد را پس لرزهء اتفاقات قبلی می دانند در حالیکه  برخی دیگر

آن را پیش لرزهء اتفاقات بعدی می دانند . از نظر لرزش ! فرقی نمی کند . چون اقتصاد ما اساسآ

لرزان است .ساختار اقتصادی ما معیوب و لرزان است و ریشهء اصلی این ساختار معیوب را باید

در ساختار سیاسی و هرم قدرت جستجو کنیم نه جای دیگر . وقتی مقام ارشد اجرائی مملکت

اشارهء مستقیم به باندهای سیاه اقتصادی می کند ، مقام ارشد قضائی خودمان می گو ید اصلا

کدام باند ؟! این اختلاف آراء خود بهترین دلیل بر وجود ناهنجاری های بسیار شدید در اقتصاد ما

- چه خرد و چه کلان - است. 

چنانکه عرض شد دائم روی ویبره هستیم ! و عادت هم کرده ایم . نگرانی از وقتی است که

مصرف کنندهء مورد نظر دیگر در شبکه موجود نباشد .  

لینک
   آیا امکان زون بندی اصولی در کلانشهرهای ایران وجود دارد ؟   

در یک کلام باید عرض کنم خیر ، به ویژه در تهران . چون از یک سو به قدری تداخل بافت های     

متفاوت وجود دارد که فقط باید سعی کنیم - حتی الامکان - به اصلاح وضع موجود آنهم به شکل

منطقه ای بپردازیم ؛ و از سوی دیگر شتاب مهاجرت و افزایش جمعیت و توسعهء پهنه های شهری

به قدری سریع و حجیم است که هر قانونی را در این زمینه بی اثر می سازد .

شاید از هم اکنون بهتر است به فکر شهرهای کوچکتر و حتی روستاهای خود باشیم تا اتفاقی که

در تهران افتاده لااقل در آن نقاط تکرار نگردد .

...

گاه تنها یک تصمیم نسنجیده عواقب بسیار گسترده ای برجای می گذارد . یک مثال بارز :

در ابتدای انقلاب داشتن زمین بزرگ یا خانهء بزرگ " جرم  " شناخته شد و بعد ها نصاب

تفکیکی تعیین کردند و املاک بسیاری - منجمله باغات شهری - به طور قانونی زورگیری ! شدند.

در نتیجه به سرعت و با انواع روشهای قانونی ، غیرفانونی و شبه قانونی! همهء اراضی مسکونی

و کشاورزی و بایر و غیره تفکیک شدند و قواره های کوچک چنان معضلی شد که حالا درست

برعکس آن قانون را تصویب کرده اند یعنی قانون تجمیع اراضی که در برخی مناطق اجباری است.

مضحک تر اینکه هم اکنون و در آن واحد هر دو قانون معتبر و لازم الاجرا هستند !! یعنی ما هنوز

کمیسیون ماده ۶ و ۸ و ۱۲ داریم و در همان اطاق ! کمیسون مادهء (فکر کنم ۲۵۰ - دقیق به

یاد ندارم ) تجمیع تشکیل می شود .یعنی چه صاحب قوارهء کوچک باشید و چه بزرگ باید در

این کمیسیون ها مواخذه شوید . جالب اینکه چند روز قبل وقتی از یکی از مقامات شورای شهر

تهران پرسیدند چرا شورا برای اجاره بهای هر منطقه سقف یا ضابطه ای نمی گذارد پاسخ دادند

که مغایر با مالکیت شخصی می شود !!!!!!!!!! یعنی کل باغ یا ملک شخصی را ستاندن مغایرتی

ندارد ولی نرخ گذاری ، آنهم برای اجاره نه خرید و فروش، مغایرت دارد .

لینک
   مشکل عدم وجود "زون" های شهری   

در همه جای دنیا بافت های مسکونی ، باغات ، برج ها و ... وجود دارند . در همه جای دنیا هم    

افرادی هستند که دوست دارند در خانهء شخصی زندگی کنند یا برج بسازند یا صاحب مغازه ای  

شوند . اما آنچه مهم است علاقه و تقید شخصی ساکنین یک منطقه به حفظ بافت منطقهء مورد

علاقهء ایشان است . در بسیاری موارد همین علاقهء عمومی تبدیل به قانون می شود و زون ها

یا همان منطقه بندی خاص ایجاد می شود . در یک منطقه از شهر یا حتی روستا به هیچ عنوان

اجازهء ساخت آپارتمان داده نمی شود و بالعکس مناطقی هم هستند که تا هر ارتفاعی که توان 

و تکنولوژی اجازه دهد برج ها بالا می روند . متاسفانه در هیچ یک از نقاط تهران - یا حتی ایران -

چنین محدودیت هایی وجود ندارد و اگر هم باشد قابل عدول است یعنی با پرداخت جریمه یا اخذ

مجوزهای خاص می شود همه جور کاری انجام داد . همین"تداخل بافت ها در یکدیگر" ریشهء   

اساسی بسیاری از معضلات شهری منجمله از بین رفتن باغات شهری یا ترافیک و غیره است .

تبیین بحث به حدی گسترده است که باید به همین اشارهء اندک بسنده نمود . 

 

لینک
   گمشده در هیاهو   

غوغاسالار هستیم ، چه مردم و چه مسئولین . گرد هر چیزی که هیاهو بلند شود می پلکیم

و به نوعی با فضای آرام مشکل داریم . زود جوگیر می شویم و زود هم از یاد می بریم ...

به هر حال هرسال شب عید یک جنبش اغتشاش گونه همهء ایران را فرا می گیرد . همهء

کارهای روزمره و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی ما به حالت تعطیل درآمده و حدود

یک ماه و نیم همهء مملکت وارد اغماء شده و بعد هم که خارج می شویم چیزی به یاد

نمی آوریم . و دوباره روز از نو و تکرار از نو ...

                                           **********                                                       

خبر کوتاه بود و خلاصه . اواخر اسفند منتشر شد اما هیچ جا و هیچ وقت کسی دربارهء آن

صحبتی نکرد . نه نقدی و نه بحثی و نه اشاره ای . چرا ؟ فقط چون شب عیده !

ایران رسمآ تقاضای عضویت دائم در پیمان شانگهای نمود .

همین . 

لینک