جنایت و مباهات   

جنایت و مکافات را همه دیده یا خوانده اید ، توضیح بیشتری لازم ندارد . اما در ایران ما ، بسیاری اوقات

به مواردی برمی خوریم که بیشتر شایستهء عنوان فوق هستند . خیلی ها به کارهای خلاف خود

افتخار می کنند و حتی القاب زشت برای خود انتخاب می کنند تا همه بدانند این آدم!! تا چه حد پلید

یا قانون شکن است ... طبیعی است که از چنین افرادی نباید انتظار دیگری داشت .

اما گاه واقعآ انتظار دیگری هست . در محیط های آموزشی ما ، همه باید یاد بگیرند چگونه "انسان"

باشند و این بسیار مهم تر از حفظ صد کتاب یا حل چهارصد مسئلهء مثلثات است . در عمل دقیقآ

برعکس است . بسیاری از کودکان و نوجوانان ما در همان دبستان و راهنمایی الفاظ رکیک را یاد

می گیرند و مردم آزاری را و دروغ و ناسزا و کتک کاری را ... که همهء این ها مقدمهء ورود به دنیای

بزرگترها !! و به عبارت بهتر خلاف های "بزرگتر" است .

بنابراین سیستم آموزش و پرورش ما دارای نقایص بزرگ و عیوب فاحشی است . حال در چنین

سیستمی به جای آنکه به فکر آموزش صحیح و موثر باشیم ، چنانچه بیاییم و به مسائل حاشیه ای

و درجه سوم و چهارم بپردازیم بدیهی است که بسیار به بیراهه رفته ایم .

در کشورهای اسکاندیناوی آموزش شنا و اسکی اجباری و جزء مواد درسی پایه است . حال تصور

کنید شنا را در عربستان یا اسکی را در ایران بخواهیم اجباری کنیم ! نه تنها امکانش نیست بلکه

اساسآ به دلیل تفاوت های جغرافیائی و آب وهوائی کاری عبث و خالی از فایده است . تاکید

می شود حتی اگر امکانش را هم داشتیم ده ها مورد ضروری تر هستند که باید به آنها بپردازیم.

و سرانجام به اصل مطلب بپردازم . باور کنید رشتهء تحصیلی بنده در دانشگاه ارتباط مستقیم با

فیزیولوژی و آناتومی و ... داشت . اما نه در سالهای تحصیل و نه در سالهای پس از آن هرگز و هرگز

موردی پیش نیامد تا از تشر یح  ده ها جانور نگونبخت نظیر قورباغه و موش و رت و کبوتر و خرگوش

و همستر و ... بهره ای برده باشم ، چه خود و چه هم دوره ای هایم . حالا یک دانش آموز ابتدائی

یا راهنمائی چه بهره ای خواهد برد ( الا مشاهدهء شقاوتی رقت بار ) خدا می داند .

در سال های اخیر به کرات شاهد آگهی های عمومی و پلاکاردهای تبلیغاتی مدارس غیرانتفاعی

بوده ام که به منوی ! خدمات خویش "تشریح موجودات زنده و واقعی!!" را هم اضافه کرده اند،آن هم

با کمال مباهات ، در کنار اقلامی چون آموزش موسیقی ، زبان خارجه  و ...  در حالیکه همهء اینها

تنها بهانه ای است برای دریافت شهریه های کلان . و با کمال تاسف ما ایرانی ها هم که در چشم و

همچشمی اصلا کم نمی آوریم حتما باید فرزندمان را به یک مدرسهء گرانقیمت و اسمی! بفرستیم .

در انتها از همهء دوستانی که فرزندان شان در سنین تحصیل هستند مصرانه خواهشمندم از

نامنویسی کودکان خود در چنین مدارسی - که تشریح حیوانات زنده را در فهرست دارند - اکیدآ 

خودداری نموده و از اطرافیان خود نیز بخواهید چنین کنند .

به یاد دارم یکی دو سال قبل قرار بود نامه ای از طرف ان جی او های فعال به وزارت آموزش و پرورش

ارسال شود تا رسمآ این عمل ممنوع شود ولی از عاقبت امر متاسفانه اطلاعی ندارم .

لینک
   ضرورت استفاده از بالگرد مناسب در امداد و خدمات   

چند سال است که نهادهای متفاوت غیرنظامی - به درستی - روی به استفاده از هلیکوپتر جهت ارائهء

خدمات سریع و موثر آورده اند . از جمله گشت های هوایی برای کنترل ترافیک شهری و برون شهری،

امداد و نجات در سوانح گوناگون و پشتیبانی خدمات سیویل .

متاسفانه در تمام سالیان پس ازانقلاب تکیهء اصلی تمامی خدمات هلیکوپتری ما بر بالگردهای

آگوستابل بوده و هست ، چه در موارد نظامی و چه غیر نظامی . عمده مدل های موجود در ایران

بل ۲۰۴ ،۲۰۵، ۲۰۶  و حتی ٢١۴ و ٢١٢ (به تعداد بسیار محدود) است . بالگردهای بل در اصل آمریکایی

 هستند و همگی میراث ارتش پهلوی دوم هستند . تقریبا تمامی این بالگردها اکنون مدتهاست

 عمر مفید شان به سر آمده است و باید از رده خارج شوند .

صنایع هلیکوپتر اصفهان دراصل به مونتاژ (پیش از انقلاب) و اوورهال (پس از انقلاب ) می پردازد و ما در

این زمینه فاقد امکانات ساخت هستیم . برخی موارد هم که گاه در رسانه ها منتشر می شود درواقع

ایجاد تغییرات بومی در مدل های موجود است و نه طراحی و ساخت یک بالگرد کاملا وطنی .

تنها همین اواخر بود که - پس از سالیان زیاد - اقدام به خرید تعداد محدودی هلیکوپتر کردیم . البته

هلیکوپتر میل-می ١٧١یک هلیکوپتر نظامی سنگین روسی است که قادر به ارائهء خدمات سیویل

 نیست . بدیهی است سایر هلیکوپترهای موجود نظیر کبری یا شینوک اساسآ از بحث ما خارج هستند

 چون نوع طراحی آنها امکان استفادهء خدماتی را نمی دهد.

حال اجازه دهید ببینیم چرا  بل ٢٠۵ یا بل ٢٠۶ - علیرغم کارآیی فراوان - مناسب ارائهء خدمات

غیرنظامی نیستند .

١ - عمر زیاد این بالگردها همواره آنها را با خطر سانحه و سقوط مواجه می سازد .

٢ - ابعاد بزرگ این بالگرد ها قدرت مانور را - به ویژه در محیط های شهری - از آنان سلب می نماید .

در شرایطی نظیر تهران که هم ارتفاع ساختمان ها مدام در حال افزایش است و هم شبکهء توزیع

برق آن - فشار قوی و فشار ضعیف - را کابل های هوایی تشکیل می دهند و در بیشتر مناطق با

کمبود عرض معبر مواجه هستیم و حتی ساختمان های بلند و دولتی ما فاقد پد هلیکوپتری هستند،

پرواز با بل در ارتفاع پایین ریسک محض است .

دو سانحهء جدی گزارش شده خود موید این مدعاست . یکی در بزرگراهی داخل شهر و دیگری در

جاده ای در حومهء شهر.

٣ - طول ١٢ تا ١۵ متری ملخ اصلی امکان برخورد و سانحه را در نواحی مسکونی افزایش می دهد .

۴ - وزن ۵/٢ تا ۵/۴ تنی این بالگردها ابعاد سانحه را در صورت سقوط در مناطق مسکونی افزایش

می دهد .

۵ - برای ماموریت هایی نظیر گشت هوایی ، کنترل ترافیک یا فیلمبرداری فاقد توجیه اقتصادی

هستند . هم با ظرفیت خالی پرواز می کنند و هم مصرف سوخت زیادی دارند و هم در تامین

قطعات با مشکل مواجه هستند .

۶ - ضریب ارتعاش و شکافت هوا در این بالگردها بسیار زیاد است لذا هنگام فرود یا پرواز مشکلات

زیادی به وجود می آورند . لرزش فوق العادهء اجسام و ابنیه ، آلو دگی صوتی بسیار زیاد و ایجاد باد

و گرد و خاک زیاد از جمله موارد قابل ذکر است .

٧ - ملخ عقب فاقد قاب است که خطر بسیار زیادی برای ابنیه و مردم حاضر در صحنه و حتی

سرنشینان خود بالگرد دارد .

...

به نظر می رسد تهیه و به کارگیری هلیکوپترهای سبک و فوق سبک برای ماموریت های امداد و

نجات شهری ، نظارت ترافیک ، فیلمبرداری و ... باید در اولویت قرار گیرد .

جالب است بدانید امروزه در بسیاری بالگردهای امدادی حتی برانکارد حمل بیمار در خارج کابین

قرار می گیرد تا حتی الامکان وزن و ابعاد هلیکوپتر کاهش یابد .

 

 

لینک
   دامنه’ بحران جهانی تا کجا ادامه خواهد یافت ؟   

حدود چهار ماه قبل مقامات فائو و سازمان ملل نخستین هشدارها را، نسبت به وضعیت کنونی جهان

از نظر صعود قیمت انرژی و به تبع آن تورم جهانی در همهء زمینه ها ، صادر کردند. به ویژه پس از حوادث

هائیتی فائو رسمآ اعلام کرد در آینده جهان شاهد ظهور پدیدهء غارت - به کرات - خواهد بود . پس از

اینکه حوادث مشابه هائیتی(شورش و غارت مواد غذایی) در چند کشور آفریقایی و آمریکای لاتین بروز

کرد صحت پیش بینی فائو سرانجام منجر به اجلاس اضطراری اخیر شد که طبق معمول به صدور

قطعنامه های شعارگونه منتج شد ... امروز کارشناسان نفتی اعلام کردند تا یکی دو ماه دیگر قیمت

نفت خام به بشکه ای ١۵٠ دلار خواهد رسید ... دیروز منابع نظامی اعلام کردند دزدی دریایی نسبت

به سال گذشته - در سطح جهان - تا ١٠ برابر رشد داشته است .جالب اینکه هدف دزدان تغییر معنی

داری یافته است . یعنی به جای حمله به کشتی های کوچک با بار قیمتی به کشتی های بزرگتر با

بار مواد غذایی یا سوخت حمله می شود ! ... حدود سه ماه پیش نهادهای سبز بین المللی نسبت

به نقض پیمان کیوتو هشدار جدی دادند . چرا که کشورهای اروپایی با تورم بهای انرژی خیلی بی سر

و صدا به سمت سوخت زغالسنگ رفتند و بسیاری از معادن متروکهء زغالسنگ اروپا اکنون کاملا

فعال شده اند . آلایندگی این سوخت به حدی بالاتر از مواد نفتی است که عملا پیمان کیوتو و سایر

کنوانسیون های الحاقی را محو نموده است ... رشد قیمت فلزات نیز مزید علت شده و تورم جهانی را

در سطحی بالا برده است که اکثر کارشناسان پیش بینی رکود گسترده ای را در اقتصاد جهان نموده اند

که به نوبهء خود باعث افزایش نرخ بیکاری و فقر خواهد شد . علیرغم تمام پیش بینی ها هنوز هیچ

فرد یا نهادی پیش بینی نکرده که دامنهء این بحران تا کجا خواهد رسید ...

شاید تا مرز غارت های موعود .

لینک
   نظر شما درمورد علل حیوان آزاری چیست ؟   

آقای باقری - دوستی که همیشه در زمینهء حقوق حیوانات فعال بوده و هستند - یک نظرسنجی

در وبلاگ خود قرار داده اند . از همهء دوستان خواهش می کنم با مراجعه به وبلاگ ایشان

نظر خود را ذکر نمایند . چنانچه فقط مایل به رای دادن باشید از ستون سمت چپ استفاده کنید

و چنانچه مایل به درج نظر هستید لطفا از قسمت کامنت ها استفاده نمایید . متشکرم .

لینک
   میلیتاریسم پنهان   

مکرر این جمله را شنیده اید که : تاریخ جهان را باید به  دو دوره تقسیم نمود - قبل از یازده سپتامبر و

پس از یازده سپتامبر ! صرفنظر از اینکه قطعا این جمله غیرعلمی و فاقد اساس منطقی است ( و

بنده نیز کاملا با آن مخالفم چون فقط با هدف بزرگنمایی حادثهء مذکور بیان می شود ) اما از جهاتی

تفاوت هایی هم آشکار گشته !!

اول اینکه تمام صاحبان قدرت - در سراسر جهان و با هر مسلکی - از این حادثه منتفع گشتند .چراکه

غرب با این "سانحهء از پیش طراحی شده" دقیقا این مطلب را نهادینه کرد که " هر معترضی تروریست

است" یا اینکه " هر اعتراضی ریشه در تروریسم دارد" . خب چی از این بهتر ؟ دیگر حتی به یک

دادگاه نمایشی هم احتیاجی نیست و تحت عنوان "به خطر افتادن امنیت عمومی" هر زمان که

اراده شود می توان ( یا باید ) "عناصر نامطلوب" را از میان برداشت .

دوم اینکه تا چندی قبل از حادثهء مذکور ، سیاستمداران به امنیتی ها می گفتند که چه اقدامی

نمایند اما پس از حادثهء مذکور امنیتی ها به سیاستمداران می گویند که چه کنند .

این " امنیتی شدن مدیریت" یا " نگاه امنیتی به مدیریت" در سطح کلان ( ملی یا بین المللی) موجب

گسترده شدن میلیتاریسم ، مسابقهء تسلیحاتی و اتلاف منابع اقتصادی و انسانی می شود .

سوم اینکه نتیجهء طبیعی دو محور فوق استفادهء هر چه بیشتر از افراد نظامی یا افرادی با تفکر

نظامی ، در تمامی دستگاه های اجرایی یا تقنینی یا نظارتی است . و این خود نمود دیگری می شود

از "میلیتاریسم پنهان" .

لینک