دو نکته در باب مطلب پیشین   

اول اینکه ظاهرآ در تاسیس این شوراهای حل اختلاف از همان "کمیته" های اوایل

انقلاب الگو برداری شده است . یعنی چند نفری نشسته باشند و یکی بیاید ادعایی

کند و بعد هم بر اساس ظواهر یا مناصب یا مبالغ !! ... فی المجلس تصمیمی گرفته

شود و همانجا هم طرف محکوم یا مظلوم را دراز کنند و تازیانه ای و خلاص ...

دوم اینکه در عصر جرم شناسی مولکولی و ماهواره و اینترنت و نانو تکنولوژی و

شناسایی شبکیه چشم و ... تازه تصمیم شده برگردیم به " کدخدا منشی " و

به قول علما یک حکم مرضی الطرفین ( نه سیخ بسوزد و نه کباب ) صادر شود و

خلاص ...

زهی تاسف .

لینک
   منجلابی به نام " شوراهای حل اختلاف "   

چندی قبل نوشتم که فرمایش آقای شاهرودی مبنی بر افزایش سریع شعب و مجتمع

-های قضایی را صحیح نمی دانم، بلکه باید به فکر "جرم زدایی" باشیم نه"مجرم زدایی".

باید زمینه های "مجرم پروری" را از بین ببریم ... اما متعاقب آن با شنیدن سخنان

آقای دکتر الهام مبنی بر لزوم افزایش "شوراهای حل اختلاف" از یادداشت قبلی خود

پشیمان شدم . واقعا آقای دکتر الهام - از طریق منابع مستقل و نه زیردستان خود -

کمی در کارنامهء شوراهای حل اختلاف تامل بفرمایید و ببینید چه فجایع حقوقی و

چه افتضاحات قضایی به بار آورده اند . آخر با "بی قانونی" که نمی توان به قانون و

اجرای عدالت رسید . شوراهای بی هویت یاد شده افتخار می کنند که تابع

هیچ قانونی نیستند ! لذا خواهش موکد بنده این است که همان شعب محاکم

رسمی را افزایش دهند و پروندهء تاسف بار شوراها را برای همیشه ببندند .

لینک
   دریاچه ای که عاقبت به دو نیم شد   

دریاچهء ارومیه که از طبیعت بی نظیری برخوردار است و زیستگاه صدها گونهء گیاهی

و جانوری است ، عاقبت در میان هیاهوی توسعه گم شد . نابودی که دیگر بومی و

غیر بومی ندارد . بیش از یک دهه قبل وقتی حاضر نشدیم بهای تکنولوژی را بپردازیم

و شمع کوبی پایه های ساحلی پل دریاچه را که تا دهها متر در گل و لجن فرو

می رفت را به کشورهای صاحب این تکنولوژی واگذار کنیم ، شروع کردیم به خاکریزی

و علیرغم اعتراض مداوم اهل فن و دوستداران محیط زیست، از دو سمت دریاچه

آنهم در یکی از کم عمق ترین نواحی آن جاده خاکی کشیدیم به قلب دریاچه و از

هم اکنون هم نوید "نشست" جاده را می دهیم و اینکه سازهء پل در برابر نشست

-های مکرر آتی مقاوم خواهد بود ! دهانهء پل اصلی (یا پل واقعی ! ) تنها ١٧٠٠

متر است که با کسر کردن عرض پایه ها و مقاطعی که درون آب قرار دارند ،کانالی

باقی می ماند با عرض کمتر از ١٠٠٠ متر که توازن اکولوژیک دریاچه لزوما باید از

طریق همین تنگه تامین شود ... مبارک است . فقط چنانچه این اکوسیستم

گرانبها را نابود کردیم ( نظیر تجربه آزولا ) حتما اضافه کنید که با دانش بومی به

چنین افتخاری دست یافته ایم .

لینک
   رزمایش و یک خواهش   

از وقتی در مذمت رزمایش (به ویژه نظامی) مطلب نوشته ایم دیگر همه دست به

کار شده و از هلال احمر و آموزش پرورش گرفته تا کانون سردفتران اسناد رسمی و

اتحادیه کله پزان تهران و توابع ، به حالت آماده باش کامل درآمده و به طور روزمره

نمایش رزمایش می دهند !!!

در همین رزمایش ۶ روزهء اخیر نیروی انتظامی هم که در تهران برگزار شد

 قابلیت های حیرت آوری از این نیرو به نمایش گذاشته شد . خب حالا خواهش

بنده از جمیع امیران و سرداران این نیرو این است که شما که "راپل عمودی

دست آزاد " را مثل آب خوردن به پرسنل خود آموخته اید ، واقعا نمیشه یه جو

ادب هم یاد ایشان بدهید ؟ حتی فقط در حد دادن جواب سلام ارباب رجوع .

 

لینک
   "نقض قانون " به شیوه’ "قانونی"   

دادگستری و قوه قضائیه حال و روز خوشی ندارند ، یعنی از اول هم نداشتند .

ازدیاد حجم پرونده های ورودی ، افزایش پرونده های راکد و معلق  و از همه بدتر

صدور آرای غلط که منجر به تضییع حقوق همگان می شود  از جمله مهمترین

موارد قابل اشاره اند . سالها قبل با انحلال دادسراها ، مجلس و قوه قضائیه

مرتکب یکی از بزرگترین اشتباهات خود شدند ... قاضی همزمان دادستان بود

و این از مهمترین موارد نقص قانون جدید بود چرا که دیگر قاضی "بیطرف" نبود .

به هر حال بعد از حدود ١٠ سال بالاخره پی به گستردگی معضل بردند منتهی

هر بار که می آیند زیر ابرو را بردارند چشم را کور می کنند .

ایجاد نهاد فضاحت باری به نام "شورای حل اختلاف " خطای بزرگ دیگری است

که گریبان دستگاه قضایی و شهروندان را گرفته است . این نهاد که به موازات

محاکم عمل می کند "قانونا" خود را تابع هیچ قانونی نمی داند ! ضمن اینکه

رای شورا به صورت پیش فرض کاملا "قطعی" است و در هیچ نهادی قابل اعتراض

نیست . "شترمرغی" عمل کردن شورا ها هم بسیار تاسف بار است مثلا وقتی

بگویید چرا رای صادره بدون ابلاغ و درجا به صدور اجرائیه منتهی شده ؟ می فرمایند

اینجا شورا است و ما تابع آیین دادرسی مدنی و ... نیستیم ! اما اگر در جریان

دادرسی - که کاملا حسینقلی خانی و عباس آقائی است - حتی یک روز تقاضای

استمهال شود می فرمایند "قانونی" نیست !!!!!!

از ریش سفیدها هم که در شوراها اصلا خبری نیست و اغلب نورچشمی های

نابالغ ! در مصدر کار و حتی صدور رای قرار گرفته اند .

انحلال اداره ابلاغ و سپردن این وظیفه به پست ( نظیر انحلال پلیس قضائی ) از

دیگر فجایعی است که قوز بالا قوز شده و هرج و مرج حاکم بر دستگاه قضا را به

علو درجات رسانیده است .

خدای متعال گذر هیچ فردی را - اعم از مسلم یا غیر مسلم - به این شبه محاکم

نیاندازد . انشاءالله .

لینک
   زورگیری رسمی !   

در ادامهء مطلب پیشین باید به کارنامهء جالب بانک های خودمان اشاره کنم :

- اصلی ترین وظیفهء بانک شاید ارائهء تسهیلات باشد  یا همان وام . اگر حتی

برای ضروری ترین کارها وام درخواست کرده باشید حتما متوجه شده اید چقدر

اشکال تراشی میکنند تا شما را منصرف کنند . و بالعکس وام - با سقف نامحدود-

در چند ثانیه تقدیم کلاهبرداران میلیونی و میلیاردی می شود .

- اگر حتی یک بانک ما درست عمل می نمود دیگر نیازی به تاسیس مثلآ صندوق

مهر رضا برای پرداخت وام ازدواج نبود . ضمن اینکه تمامی ارگانهای ما از شهرداری

تا وزارت تعاون به دنبال تاسیس بانک اختصاصی هستند و این خود بهترین دلیل

ناکارآمدی بانک هاست .

- چه خوب بود اگر بانک ها به جای اینکه با صرف میلیون ها تومان، شعب جدید

تاسیس کنند فقط " یک باجه " در شعب خود اضافه می کردند . اغلب اوقات و

در بیشتر بانک ها فقط یک باجه فعال است و سایرین مشغول صرف چایی و

شیرینی همراه با مکالمه و مطالعه و چت و گیم هستند .

- کارکنان محترم بانک ها - نظیر کارکنان محترم شهرداری - عادت دارند در قبال

وظایف خود ( مخصوصا در قسمت جاری ) پول چایی ناقابلی دریافت کنند .

- پرداخت ها ، مخصوصا پرداخت حقوق کارمندان و کارگران ، را که انداخته اند

گردن خودپردازها . که الحمدلله خودپردازها هم نظیر خود کارکنان بانک خیلی

"منظم و بی عیب ونقص" سرویس می دهند .

- بانک ها حتی از ارائهء فیش حقوقی کارمندان و کارگران و بازنشستگان هم

شانه خالی کردند ، تحت این عنوان که مشغلهء کاری ایشان زیاد است !

- و بالاخره بانک ها از زیر بار "دریافت" ها هم شانه خالی کردند . مدتی است

که یا رک می گویند از پذیرش قبوض آب و برق و تلفن و موبایل و عوارض و پسماند

و ... معذورند و یا در صورت قبول بابت هر قبض بین ٢٠٠  تا ۶٠٠ تومان دریافت

میکنند یا به عبارت بهتر پول زور می گیرند .

فکر می کنم چنانچه درب چنین بانک های فعال و مسولیت پذیر را تیغه کنند

از نظر اقتصادی میلیاردها به نفع ملت و دولت است . در غیر اینصورت داخل

هر شعبه لااقل یک میز بیلیارد همراه سونا جکوزی بگذارند تا " اوقات فراغت " !

کارکنان به بطالت نگذرد !!!

لینک
   مسابقه !   

نمی دانم اگر در رشته های : " ناکارآمدی ، بوروکراسی ، بی مسئولیتی ، فساد

اداری و مالی ، وقاحت کارکنان و مفت خوری " مسابقه ای بین بانکهای ایرانی

و بیمه های ایرانی برگزار می شد کدامیک برنده می شدند ؟؟؟

لینک
   آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم ...   

یار در خانه ، چرا گرد جهان می گردید ؟؟!!

داخل یکی از میدان های معروف شرق تهران و خیابانهای اطراف آن، مملو از

ماشین ها و نیرو های گشت ارشاد است تا "امر به معروف کنند و نهی از منکر".

البته با اصل مطلب مخالف نیستیم ولی گاه روش های اجرایی را که می بینیم

نمیدانیم بخندیم یا گریه کنیم ...

خیلی اتفاقی نگاهم به یکی از دوستان افتاد که احتمالا سراکیپ گشت بود ،

چنان تو نخ سه خانم جوان رفته بود و اندام ایشان را اسکن ! می کرد (منظورم

چیزی بیشتر از ورانداز و نگاه است ) که اگر بنده همین نوع نگاه را به یک آقای

مسن می انداختم قطعآ به جرم "هیز" بودن بازداشت می شدم ...

برسیم به اصل مطلب . واقعا روسا و سرداران محترم نیروی انتظامی از آنچه

در کلانتری ها رخ می دهد خبر ندارند ؟ یادمه قدیما به برخی "وجوه" اصطلاحآ

"زیرمیزی" می گفتند . حالا در کمال راحتی و با خاطری آسوده "رومیزی" گرفته

می شود ، کاملا اوپن ، کنار خیابان ، لب جاده ، سر صحنه ، حتی داخل ....

بسیار نیکو و خدا پسندانه خواهد بود چنانچه این امر به معروف و نهی از منکر

را از داخل خود نیرو شروع می کردند نه اینکه در گرما و سرما و کوچه به کوچه

به دنبال تنها " یکی از مصادیق " منکر می گشتند . در این صورت قطعا احدی به

خود اجازه نمی داد از عبارت نیروی انتفاعی استفاده کند .

لینک
   احتمال سقوط قیمت نفت به کمتر از بشکه ای 50 دلار   

ماه ها قبل در مورد تورم تصنعی بهای جهانی نفت نوشتم و اینکه کشورهایی نظیر

ایران - به ویژه اعضای اوپک - نباید مشتاقانه از وضعیت پیش آمده استقبال کنند چرا

که با یک فاصلهء زمانی ، سونامی آن به خود ما برمی گردد و دچار تورم وارداتی

خواهیم شد .

اکنون اقتصاد غرب وارد رکود جدی شده و همین موضوع تقاضای جهانی نفت را

کاهش می دهد . همین رکود اثر روانی نیز بر بازار می گذارد و رغبت برای معامله

و سرمایه گذاری در بخش نفت را از بین می برد .

از سویی کالاهایی که اکنون مبادله می شوند در واقع با نفت بالای ١٠٠ دلار

تولید شده اند . بنابر این انتظار دسترسی به کالای ارزان هنوز خیلی زود

است . به زودی امواج فراگیر تنش های اقتصادی جهانی ، ایران را نیز فرا خواهد

گرفت و نباید خود را مستثنی بدانیم .

لینک
   به امید روزی که هر ایرانی یک شعبه داشته باشد !   

ریاست محترم قوه قضائیه ، آقای شاهرودی ، اخیرا نگرانی خود را از تعداد پرونده های

جدیدی که سال آینده در محاکم دادگستری تشکیل خواهد شد ابراز کردند .

بر اساس گفته های ایشان سال آینده حدود ١٢ میلیون پروندهء جدید تشکیل خواهد

شد که نسبت به سال قبل - ٨ میلیون - رشد قابل ملاحظه ای خواهد داشت .

مهمترین راهکار به زعم ایشان افزایش سریع شعب و مجتمع های قضایی است !

...

حالا هی بگوئید که قدمت فرهنگ و تمدن ما ایرانی ها از سن کرهء زمین هم بیشتر

است ! نمی دانم اگر اینقدر " با فرهنگ " نبودیم تعداد منازعاتی که به تشکیل

پرونده منجر می شد چقدر بود ؟

...

آقای شاهرودی عنایت بفرمایند که چه تعداد از پرونده های جدید تکراری و تبعی

است . آیا ایشان از سلامت دستگاه قضائی اطمینان دارند ؟ اینکه شکایتی که

امسال مطرح می شود - و به دلایلی به نتیجه نمی رسد - سال بعد دو شکایت

دیگر هم به آن اضافه می شود ، مثلا شکایت از برخی ضابطین دادگستری که

هنگام رسیدگی بدوی مرتکب قصور یا تخلف شده اند .

به علاوه ٢ عامل بسیار مهم - تنبیهی و تشویقی - موجب اخلال جدی در

رسیدگی صحیح به دعاوی شده است .

اول اینکه مرتب از بالا فشار می آورند که هر چه سریع تر پرونده ها را مختومه

کنید و شعب نیز برای بالا بردن آمار ترخیصی بدون کمترین دقت یا تفحص اقدام

به صدور رای می کنند .

دوم کارانه ای که نسبت به تعداد پرونده های مختومه به پرسنل پرداخت می شود

و انگیزهء زیادی در ایشان ایجاد می کند که پرونده ها را کیلویی - و حتی باسکولی!

- مختومه کنند تا دریافت مواجب مختل نشود .

به امید روزی که ...

لینک
   دیار من کجاست ؟   

حس غربت را همه ، کمابیش ، تجربه کرده اید . به هر حال حس خوبی نیست .

ولی اینکه انسان دقیقآ در زادگاه و سرزمین خود احساس کند که یک " غریبه "

است ، خیلی تلخ تر و  دردناک تر است .

لینک