رونمایی و الباقی قضایا   

قصد داشتم فردای پست قبلی ، مطلب را کامل کنم که موفق نشدم . پوزش بنده را

بپذیرید .

                                               *****

در همان ابتدای انقلاب پیشنهادات مکرر و متفاوتی را به مسئولین وقت ارائه می دادم

تا حداقل به نظر خودم یک جای کار درست شود ... اغلب با بی تفاوتی و حتی تمسخر

روبرو می شدم . ولی حالا دود آن برخوردها بیشتر به چشم همان ها می رود ...

همیشه تاکید می کردم که ما نباید تمدن را دوباره کشف کنیم . راهی را که سالها قبل

فلان کشورها رفته اند ببینید و از تجربیات آن ها استفاده کنید . البته من کمتر وارد

مباحث نظری می شدم و پیشنهادهایم کاملا جنبهء عملی و کاربردی داشت .

مثلا از همان ابتدای تغییر حاکمیت می گفتم چرا باید " عمله " که در واقع از محرومترین

اقشار کارگری بودند ، در فرهنگ ما یک "دشنام" باشد ؟! بیایید و این کارگران محروم را

در تشکل هایی مثل سندیکا و غیره جمع کنید . به آنها آموزش دهید و برای آنها بیمه

برقرار کنید ... پاسخ ها اغلب با عصبانیت و غضب و حتی پرخاش بیان می شد :

"مگه کمونیستی شده که میگی سندیکا ؟؟؟!!!! اصلا بیاییم واسه خودمون شاخ

درست کنیم ؟! که پس فردا پررو بشن !! و واسه ما اعتصاب کنن ؟؟؟!!!! دیگه اسم

سندیکا و اینجور مزخرفات الحادی رو نیاری ها !!!!! "

گفتیم خب شاخ درست نکنید ولی صبح دولت تان خواهد دمید . که دمید ! خیل

کارگران از کار افتاده و معلول که خرج خود و عائله شان افتاده گردن کمیته امداد و

بهزیستی و غیره ، خود بهترین دلیل برای سخن بنده است .

و تازه برسیم به مطلب اصلی . یکی دیگر از مشکلات ما که سالها بعد رونمایی

شده و خود را به وضوح نشان می دهد همان نگرش فوق است به " تحزب " که

مسئولین همیشه به چشم تهدید - یا به قول خودشان شاخ ! - به آن نگریسته اند.

مسئولین ارشد ما هم با الفاظی نظیر خط و خط بازی یا حزب بازی از تشکل های

سیاسی یاد کرده اند .

حالا چرا دوباره می گویم رونمایی . چون باز در این مقطع مشکل عدم وجود حزب

و تشکل به وضوح خود را نشان می دهد . در هر دو طیف اصلی و مطرح فعلی در

کشورمان هم می بینیم . یعنی لازم نبود جهت معرفی کاندیداهای طیف اصولگرا

یا اصلاح طلب درگیری شود یا مصالحه ، لابی شود یا تخطئه . کافی بود یک

انتخابات درون حزبی - نظیر مبارزهء کلینتون با اوباما - انجام گیرد تا فرد نهایی با

پشتوانهء محکمتری وارد و احیانا موفق شود . نه اینکه افرادی که عملا یا حتی

ظاهرآ ! در یک طیف قرار دارند با ورود انفرادی به صحنه به شکست همفکران خود

کمک کنند . این پدیده منحصر به انتخابات ریاست جمهوری نیست و شامل

انتخابات مجلس و شوراها و غیره هم می شود . امیدوارم بالاخره روزی نهادهای

مدنی سیاسی یا صنفی نظیر حزب و سندیکا و غیره در ایران نیز بطور جدی پای

گیرند .

لینک