رزمايش ذوالفقار   
 
قبلا درمورد اثرات سوء رزمايش بر محيط زيست نوشته بودم واينکه بايد قبل وپس از
هر رزمايشي بايد از آب وخاک وکلا بيوسفر آن ناحيه نمونه برداري شود و...
 
اينکه هرکشوري يا هر اجتماعي بتواند امنيت پايدار داشته باشد ، قطعا مطلوب است .
اما گاه داشتن برخي سلاحها وبرخي توانائيها مي تواند اثرمنفي نيز برامنيت عمومي آن
کشور داشته باشد . مثال بارز در اين مورد عراق است که به "اتهام "داشتن برخي توانائيهاي
نظامي مورد هجوم قرار گرفت واوضاع اسفبار آن را همگان مي بينند .
 
آزمون موفق جنگنده صائقه ، موشکهاي رعد وزلزال وشهاب ، هاگ ارتقا يافته ، اژدرهاي
سطحي و زيرسطحي و ... ازجهاتي مي تواند مايه مباهات باشد اما بايد از زواياي ديگرنيز
به اين مورد نگريست .
بودجه هاي نظامي وتسليحاتي هرچقدر افزايش يابند ، ازسرانه عمراني ، آموزشي ، درماني
و رفاهي کاسته مي شود . اکنون ايران وکشورهاي صادرکننده نفت ازنظر ذخائر ارزي در
وضعيت بسيار مطلوبي هستند وهمين کافيست تا کارتل هاي تسليحاتي را وسوسه کند تا سعي
درحداکثر استفاده ( به زبان بهتر سوء استفاده ) ازوضع موجود را بنمايند .
پيشرفت تسليحاتي درهر کشوري ، بطور طبيعي خطري بالقوه براي سايرکشورها تلقي
مي شود ، به ويژه براي همسايگان . اينجاست که درتله اي گرفتار مي شوند به نام
"مسابقه تسليحاتي " . ذخائر ارزي به سرعت خالي و انبارهاي نظامي به سرعت پر
مي شوند . نتيجه نهائي چيزي جز فقر و فلاکت عمومي نخواهد بود .
به ياد بياوريم چريکهاي افغان را در کوهستانهاي صعب العبور ، روي دوش آنها استينگر
بود ولي کفش به پا نداشتند . در درگيريهاي رواندا مي توانستيد يک تيربار يا حتي يک
راکت را با يک گوني آرد يا برنج معاوضه کنيد .درعراق هم با چند گالن بنزين يا يک
کارتن دارو به راحتي مي توانيد انواع سلاحهاي سبک واتوماتيک را به دست آوريد .
 
بنابراين تنها به سلاحهاي بازدارنده فکر نکنيم ، ديپلماسي بازدارنده هم هست ، موازنهء
منفي هم هست و روشهاي ديگري که مارا از دام ميليتاريزم ومسابقه تسليحاتي دورسازد .
 
 
لینک