برخورد تمدنها   
 
وقتي سالها ازانتشار يک نظريه يا فرضيه مي گذرد راحت تر مي توان به قضاوت نشست .
فرقي نمي کند کيسينجرگفته باشد يا برژينسکي  يا هانتينگتون . صحيح گفته باشند يا ناصحيح .
ما بايد قضاوت خودمان را داشته باشيم و بر مبناي آن گام برداريم .
اينکه ايران ، خاورميانه ، آسيا وکل جهان اسلام را ازبحراني به بحران ديگر سوق دهند دقيقا
منطبق با اهداف برخي ازقدرتها منجمله حاميان تز برخورد تمدنهاست .
آنها درروياي رسيدن به چنين برخوردي هستند تا سلطه خويش را تحکيم وگسترش دهند .
 
منظورازذکرمقدمه فوق ، پيشگيري ازعکس العملهاي شتابزده ، سطحي وتکراري است که
معمولا درچنين بحرانهاي "ازپيش طراحي شده" ازما سرمي زند .
اشاره مستقيم دارم به سخنان اخير پاپ . صرف نظرازانگيزه ومحتواي اين سخنان ،مي بينيم
که بلافاصله محافل خاصي درسراسر جهان آن را آگرانديسمان مي کنند و "طرفين" را وادار
به واکنش مي کنند . هرچه مخربتر بهتر.
مسيحي را به مسلمان بدبين مي کنند و مسلمان را ازمسيحي متنفر . سفارتخانه ها آتش زده
و روابط قطع مي شود . هنوزتبعات کاريکاتور دانمارکي فراموش نشده برگهء ديگري رو 
مي شود . محافلي هستند که نمي خواهند فراموش شود ، حتي خاطره جنگهاي صليبي در
صدها سال پيش .
 
اگر گفته شده مسلمانها منطق ندارند ، دقيقا الان وقت آن است که نشان دهيم منطق داريم يا نه .
چنانچه به واکنشهايي نظير وقايع قبل بپردازيم  دقيقا صحه برادعاي آنان گذاشته و...
... يک گام ديگر به آن" برخورد موعود" نزديکتر خواهيم شد .
لینک