ضرورت تشکيل پارلمان آسيا   
    
 چنانچه نگاهي به نقاط بحراني جهان بيفکنيم ، متوجه مي شويم هميشه پيرامون اين "کانون هاي بحران"يک سري "کانون هاي تصميم گيري" نيز وجود دارند .
کانون هاي اخيرالذکر نقش اساسي در ايجاد ،ادامه ، حل وفصل و بالاخره سرنوشت آن بحران را دارند .
فرقي نمي کند بحران چاد باشد يا دارفور ، بحران فلسطين باشد يا بحران جزايرمالويناس ، بحران صعود قيمت نفت باشد يا سقوط سهام وال استريت ، اصلا نوع بحران هم فرقي  نمي کند ،
سياسي باشد يا نظامي ، اقتصادي باشد يا نژادي ...
آنچه قابل توجه است حضورتعدادي محدودي ازکشورهاي (عمدتآ)غربي است که پاي ثابت مذاکرات درتمام اين بحران ها هستند . ازبحران موشکي کره شمالي و جزايرکوريل  گرفته 
تا انتخابات اوکراين واتريش ...
حضور چين (يک کشورآسيايي) درچنين مجامعي تنها به ضرورت عضويت دائم اين کشور درشوراي امنيت سازمان ملل است . بسياري اوقات نقش چين -به ناچار- منفعلانه ودرحد
 يک ناظراست . به هرحال اکثريت هميشه ازآن دولتهاي غربي بوده وهست . حتي روسيه
 (شوروي سابق) که ازنظرجغرافيايي در آسيا واقع شده است ، ازنظرسياسي کشوري اروپايي لحاظ مي شود .
تعداد زيادي ازرجال غربي سالها پيش ازاين هشدارمي دادند که بايد مواظب روزي بود که
" اژدهاي خفته"بيدار مي شود . منظورآنان به طورخاص "خاوردور" وبه طورعام "قاره آسيا" بود .
تحولات سياسي ،اقتصادي ونظامي سنوات اخيربه تدريج نشانه هاي "بيداري" اين قاره کهن را نمايان مي سازند . رشد اقتصادي بي سابقه چين ، سنگاپور، ژاپنومالزي را همراه سازيد با جمعيت هند و پاکستان به علاوه خزانه هاي سرشار کشورهاي نفتي و ...
 اکنون به حق زمان آن فرارسيده تا آسيا  نقش فعالتري را - حداقل دراقليم خويش - برعهده گيرد .
 
نگاهي به ترکيب نيروهاي حافظ صلح در افغانستان ، لبنان و عراق کاملا نشاندهنده مهجورماندن
کشورهاي آسيايي حتي درقلمروي خويش است .
اتحاديه اروپا با تشکيل کشوري واحد توانسته است تا حدودي به جابجائي مرکز ثقل سياسي درجهان کمک کند اما کماکان اين مرکز ثقل درقلمروي غرب است .
 تشکيل پارلمان آسيا يا شوراي آسيا مي تواند مکمل اين حرکت باشد ضمن اينکه منافع خاص
 شرق را نيزتضمين نمايد .
آسيا حداقل دربحرانهاي داخلي خود مي تواند - و بايد - نقش موثرتر و قاطع تري داشته باشد .
بديهي است پارلمان آسيا -حداقل دربدوتشکيل - نقش يک شوراي مشورتي را خواهد داشت ونبايد چيزي شبيه پارلمان اروپا را الگو قرار دهد چرا که گستردگي جغرافيايي ،قومي وفرهنگي
آن بسيار فراتر از اروپا است و شايد حتي تصور آسياي واحد درشرايط کنوني نابخردانه باشد ،
ولي سعي در مهار بحرانهاي دروني و حل وفصل مناقشات داخلي از طريق رايزنيهاي "درون
قاره اي" مي تواند از نخستين اهداف تشکيل شوراي آسيا باشد .
لینک