آيا مقوله اي به نام مديريت در ميهن ما جايي دارد ؟   
 همانگونه که مي دانيد چند سالي است که ستاد مديريت بحران تاسيس کرده ايم و ...
 ابتدا مي خواستم درباب مديريت بحران بنويسم ،هم ازباب نقد و هم از باب
پيشنهاد و غيره . اما الزاما بايد ابتدا به اصل مديريت و جايگاه آن درايران
پرداخت و بعد به سراغ شاخه هاي اختصاصي تر آن رفت .
سخنم را با مثالي آغاز مي کنم که قطعا همه با آن آشنا هستيد ولي باور کنيد نه
قصد تمسخردارم و نه قصد مزاح ! عامدآ با چنين مسئله پيش پا افتاده اي شروع
مي کنم . اززمانيکه تهران دو ميليوني را به ياد دارم تا همين امروزکه شمار
جمعيت ازده ميليون بسيارفراتررفته ، هنوز "معضلي" به نام آبريزگاههاي
عمومي درتهران که نه ، درسراسرکشور وجود دارد . اگرشانس بياوريم و به
صورت پخش مستقيم ! شاهد واقعه نباشيم "آثارناشي ازمعضل"را درهمه
کوچه هاي خلوت ، پاي تيرهاي برق ، زمينهاي باير،فضاي سبز،اطراف
پليس راه ها و ... به وفور مي بينيم يعني ساليان سال است که نتوانسته ايم
- به هرشکل - اين زشتي را زدوده و باصطلاح مديريت کنيم .
 
اگر يک خط  اتوبوسراني تنها پنج دستگاه داشته باشد فقط يکي يا دو تاي
آن در ابتداي مسير - تا خرخره - پرمي شوند و بقيه درحالت استراحت
هستند آنهم با موتور روشن ( قابل توجه ستاد بهينه سازي مصرف...!)
حالا اگرتعداد اتوبوسهاي اين خط به بيست دستگاه هم افزايش پيدا کند
باز هم دقيقا به همان حالت قبلي فعاليت مي کنند و تنها سر خط تجمع
اتوبوسهاي درحالت استراحت بيشتر مي شود . يعني طي نيم قرن فعاليت
شرکت واحد ، هنوز نتوانسته ايم براي زمانبندي حرکت اتوبوسها کاري
انجام دهيم يا به هرحال توزيع زماني ومکاني حرکت اتوبوسهارا"مديريت"
کنيم .
 
مقابله با زلزله و سيل پيشکشمان . دربرابر باد ! بسيار آسيب پذيرتريم .
کافي است يک تندباد ساده (نه تورنادو ) درهمين پايتخت بوزد. اول ازهمه
نوسانهاي بسيارشديد برق ومتعاقب آن قطع برق را داريم . دهها شئ منقول
و غيرمنقول درآسمان شهربه پرواز درمي آيند که عمدتا ناشي ازپشت بام
-هايي است که به صورت انباري اموال راکد درآمده اند .سقوط انواع
آنتنهاي ميله اي وبشقابي ، کولرهاي آبي همراه متعلقات ، نماي شيشه اي
سختمانهاي شيک ، درختان کهنسال و حتي يک شيرواني درسته وکامل!
واين صحنه اي است که هرسال درچند نوبت تکرارمي شود وبه خصوص
با هشدارهاي قبلي هواشناسي ، اصلا نبايد به حساب سوانح "غيرمترقبه"
گذاشته شوند . براي مديريت اين امرکاملا مترقبه تاکنون چه کرده ايم ؟
 
متاسفانه درحوصله يک وبلاگ نيست تا پنجاه شصت قلم ريزو درشت
ديگر را ،علي الحساب !، نام ببرم   ...    آيا مديريت بحران را باورکنيم؟
 
 
لینک