روز واقعه - ۱   

به طور مشخص هدف اصلی ام در این سری از یادداشتها ، وقوع زلزله

با درجات ۷ (درمقیاس ریشتر)و بالاتر در کلانشهرهایمان است . چیزی که 

خوشبختانه تاکنون رخ نداده اما در صورت وقوع ـ در شرایط فعلی - متاسفانه

شاهد یکی از مهلک ترین فجایع تاریخ بشری خواهیم بود .

اول به دلیل نظام غلط شهرسازی بعلاوه ساخت و سازهایی بدون رعایت

اصول ابتدائی ایمنی . این قسمت را شاید همه بدانید .

دوم به دلیل زندگی بر روی* مین * ! مینی به وسعت یک کشور . تعجب

نکنید . هنگامی که شهرها در سکوت کامل به خواب رفته اند میلیاردها

فوت مکعب گاز در زیر بالین آنها در جریان است . هنگامی که سه دهه

قبل تصمیم به توزیع گاز شهری - توسط شبکه زیرزمینی - گرفته شد

کمتر کسی جرات مخالفت داشت و اندک صداهایی هم که برخاست

در میان هیاهوی توسعه و تمسخر خاص و عام گم گشت .

در اصل این گاز باید تنها به نیروگاههای تولید برق هدایت می شد تا هم

از هزینهء بسیار سنگین دیسپچینگ دوری می جست ،هم از آلودگی

شهرها - به دلیل عدم مصرف مستقیم سوخت - کاسته می شد و هم یک

دستگاه عظیم دیگر به بوروکراسی کشور اضافه نمی شد ( چون توزیع

انرژی حاصله بر عهده شرکت برق می شد که سیستم توزیع آماده ای

داشت و توسعهء شبکهء برق هم بسیار کم هزینه تر و ایمن تر از لوله

گذاری و انشعاب گاز بود ) . تنها در سالهای اخیر کمی به این موضوع

توجه شده که نتیجهء آن نصب شیرهای اتوماتیک قطع گاز در صورت

افت فشار است ، البته قسمت اعظم شبکه گاز هنوز فاقد سنسورها

و سایر تجهیزات ایمنی لازم است . کلانشهرهای ما بلافاصله پس از

وقوع زلزله با آتش سوزی های وسیع همراه انفجارهای متعدد خواهد

بود . متاسفانه هنوز در حال گسترش شبکه گاز هستیم حتی در شهر

- های بسیار گرمسیری جنوب ...

لینک