رياست مجلس و "ولايتيسم "   
 
درخبرها داشتيم که آقاي حداد عادل رئيس مجلس ايران سفرخود را به اجلاس
اتحاديه اروپا - با وجود دعوت رسمي ازايشان و هيئت همراه - لغو نمود .
ديدارتني چند ازمقامات اتحاديه اروپا در استراسبورگ  با برخي  سران
اپوزيسيون ايران ، علت چنين تصميمي اعلام شده است .
اگرچه به احتمال قريب به يقين ، اين يک تصميم شخصي نبوده و با صلاحديد
سايرافراد يا نهادها صورت گرفته است ، ذکر دو نکته ضروري به نظرمي رسد:
 
١- اينکه موضع دولت ايران درنحوه برخورد با اپوزيسيون چيست يا چگونه
باشد اصلا هدف اين يادداشت نيست . موضوع مهمي که کمتربه آن توجه شد
دعوت ازآقاي حدادعادل به عنوان "رئيس مجمع مجالس آسيا(APA ) " بود .
ازاين منظر استنکاف هيئت ايراني ازحضوردر اجلاس استراسبورگ اصلا
موجه به نظرنمي رسد چرا که ايشان ديگردرجايگاهي" بين المللي" قرارداشتند
و نه "ملي" . تنها به ذکردومثال درتاييدعرايضم بسنده مي کنم گرچه جاي سخن
بسيار است . اول اينکه اگرچنين ملاقاتي بالفرض با سران ببرهاي تاميل
صورت مي گرفت ( که اپوزيسيون مسلح يک کشورآسيائي است) نه با مخالفين
دولت ايران ، آيا بازهم اين سفرلغومي شد ؟ يا درصورت حضوردراجلاس به
دولت سريلانکا يا ... اجازه اعتراض داده مي شد ؟ يا حضورهيئت ايراني بايد
به معني همبستگي با ببرهاي تاميل و مخالفت با سياستهاي دول شبه قاره هند
تلقي مي شد ؟...مثال دوم اينکه آيا دبيرکل سازمان ملل - آقاي بان کي مون تبعه
کره جنوبي - حق دارد حضورخود دراجلاس رسمي سازمان ملل را مشروط به
 طردنماينده کره شمالي ( يا هردولت يا نهادي که با کره جنوبي مشکل دارد ) نمايد؟
 
٢- متاسفانه دردوران طولاني تصدي گري آقاي ولايتي ، روزي نبود که ما
با کشوري مشکل جدي پيدا نکنيم . نتيجه تفکرايشان - که بنده تعبيربه "ولايتيسم"
نمودم - اين بود که با دوسوم سايرملل يا قطع رابطه نموديم يا تنزل روابط به
سطح کارداروحتي پايينتريا حالت قهروآشتي متناوب يا سکوت و انفعال در
مناسبات يا تعليق روابط يا ... داشتيم . دولتهاي آلمان ،انگليس ،پاکستان ،الجزاير،
روسيه ،فرانسه ، افغانستان ، يوگوسلاوي ، روماني ، گابن و ... ازاين جمله بودند .
اميد که به جاي سياست خارجي منفعلانه و کودکانه قهر و آشتي به ديپلماسي
 فعال ، منطقي و واقع بينانه دست يابيم .
لینک