آلودگي ژنتيک ...   
 
دوست گرامي ام  ياد  دروبلاگ خودپرسشي مطرح کرده بودند همراه با کمي گلايه که
درمورد دوم حق با ايشان است و درمورد اول نيزتوضيح کوتاهي همانجا نوشتم . بااين
وصف شايد برخي دوستان کمتربه مطلب قبلي بنده اشراف داشته باشند ،لذا سعي مي کنم
مختصري اضافه کنم .
يکي ازبزرگترين معضلات عصرحاضرافزايش شمارانسانهاست . به نسبت بايد توليد
مواد غذايي هم افزايش يابد . مشکل هم دقيقا ازهمين جا شروع مي شود . انسان با انواع
روشهاي علمي يا تجربي سعي مي کند توليد مواد غذايي ( اعم از گياهي يا حيواني ) را
افزايش دهد . اينجا ديگرانگيزه سيرکردن آدميان جاي خود را به سودجويي مي دهد و
فرد يا افراد يا کمپانيهاي توليدکننده موادغذايي سعي مي کنند درحداقل زمان به حداکثر
محصول (وبالطبع حداکثرسود) دست يابند . پس به گونه اي بايد از"ساعت طبيعت"
سريعترحرکت کنند .دادن هورمون ياسايرمواد سنتتيک به گياه يا حيوان يکي ازاين
شيوه هاست . اين مواد - منجمله هورمونها يا آنتي بيوتيکها - دربافتهاي گياهي و
جانوري باقي مانده و درنتيجه آثارسؤ خود را به خورندگان انتقال مي دهند .اين
مبحث ازحدود دو سده قبل شروع شده و کشورهاي پيشرفته سعي کرده اند با تعيين
حداکثر باقيماندهء مجاز به نوعي قضيه را کنترل کنند .
 
اما مورد دوم - دستکاري ژنتيک - قدمتي درحد دودهه دارد . اينجا موضوع ربطي
به هورمون يا ساير مواد ندارد و متخصصين سعي مي کنند با تغييرساختارژنتيک
به يک صفت خاص ( درگياه يا حيوان ) دست يابند . مثلا برنجي توليد کنند که ساقه
آن ضخيم ترباشد تا دچار ورس ( خوابيدگي ) نشود يا توت فرنگي که درون خود
برخي ويتامينها را با دوزبالا (دوز دارويي) توليد کند يا گندمي که عملکرد آن درهکتار
به دو يا سه برابر ميزان طبيعي برسد يا هندوانه اي که (براي سهولت دربارگيري)
مکعب رشد کند يا گاوي که ران آن سه برابربزرگترازران گاوهاي معمولي باشد ...
خب حالا اشکال کجاست ؟ چرخهء حيات برروي کره زمين طي ميليونها سال موازنه
شده است يعني  ديدگاه ما ماترياليستي باشد يا الهي يا ... درعمل فرقي نمي کند يعني
موجودات روي زمين دريک چرخه حياتي قرار دارند که تشکيل زنجيره غذايي يکي
از شاخص هاي آن است . حالا ما هرکجا و به هرروش اين چرخه را مختل کنيم به
طبيعت و نهايتا به خودمان آسيب مي رسانيم . جدا ازايرادات اخلاقي يا مذهبي که
ميتوان متوجه اين دستکاري ژنتيک ديد ، مهمترين ايرادات علمي نسبت به توليد
موجودات ترنس ژنيک ( تغييرژن يافته ) موارد زيراست :
- ما يک جا تغييري به وجود مي آوريم که هنوزازنظرعلمي قادربه محاسبه تغييرات
مترتب برآن نيستيم . يعني به فرض حالا توليد گندم را سه برابرکرديم ،آيا متابوليزه
شدن اين گندم درانسان يا گنجشک يا کرم خاکي يا ... هم به همان صورت قبلي است؟
پاسخ قطعا منفي است .يعني حالا آنزيم هاي ديگري دربدن جانداران لازم مي شوند
تا آن گندم يا آن برنج را تحليل کنند .
- به فرض يک گياه تغيير ژن يافته براي انسان عوارض سوئي نداشته باشد آيا ما
مي توانيم بگوييم براي سايرجانداران - حتي ميکروارگانيسم ها - هم بي ضرراست؟
- محصولات تغييرژن يافته ، ديگرواجد صفات قبلي خود نيستند و فرمول وراثتي
خود را به نسل هاي بعدي خود منتقل مي کنند يعني ما عملا يک گونه طبيعي را
نابود و با يک گونه صناعي تعويض مي کنيم .
- بسياري ازتغييرات ژنتيک درنسل هاي اوليه تمام آثارخود را بروزنمي دهند
يعني مي توانند واجد آثارسوئي هم براي خود و هم براي زنجيره غذايي منجمله انسان
باشند که سالها بعد بروز کند .
- دراغلب موارد موجودات تغييرژن يافته فاقد تغييرات ماکروسکوپيک هستند يعني
درمحيط خود قابل افتراق با گونه هاي طبيعي نيستند درحاليکه ازنظرکروموزومي
و ساختارپروتئيني کاملا متفاوت هستند . اين موضوع مي تواند به انتشارسريع و
خارج ازکنترل گونه هاي غيرطبيعي کمک شاياني کند ...
ودرنهايت چرخهء مواد ارگانيک  در سراسر کرهء زمين مختل خواهد شد ...
 
يقين دارم بيش ازاين درحوصله يک وبلاگ نيست اما درصورت لزوم بسياربيش
ازاين سرتان را درد خواهم آورد !
لینک