مقصد نفت : قله يا پرتگاه ؟   
 
اولين بار هنگام تحريم فروش نفت ازسوي کشورهاي عربي (دهه هفتاد ميلادي) بود
که با " نقطهء بحراني " درقيمت کالا آشنا شدم . آن موقع فقط يک دبيرستاني بودم که
مقاله يک تحليل گر غربي را- درمورد اينکه قيمت نفت تا کجا مي تواند افزايش يابد-
مي خواندم . بعدها هنگام سقوط قيمت نفت ( دهه هفتاد شمسي ) نيز مقاله اي مشابه
خواندم . خلاصهء مطلب اينکه براي هرکالايي (من جمله نفت ) يک قيمت متعارف
يا معقول هست ولي مهم تر دامنهء نوسان قيمت يک کالاست ... اگرقيمت کالايي به
زيرحداقل دامنه برسد ديگر توليد آن مقرون به صرفه نخواهد بود (نظيرزماني که
يک بشکه نفت به کمتراز٨ دلاررسيده بود و عملا سرمايه گذاري دراين بخش متوقف
شده بود) . جالب اينکه تحليل گران(همان زمان ٨ دلار) چنين روزي را پيش بيني کرده
بودند . اگرقيمت کالايي به بالاي حداکثردامنه برسد ديگر خريد آن مقرون به صرفه
نخواهد بود ... تقريبا درهمهء مقالاتي که مد نظردارم قيمت ١٠٠ دلار براي هربشکه
نفت را "قيمت بحراني نفت" ذکرکرده بودند .زماني که نفت به زحمت بشکه اي ٢٨
دلار فروش مي رفت کسي اصلا به خود زحمت نمي داد به قيمت افسانه اي  ١٠٠
دلاري و عواقب آن فکر کند .اما اکنون روزموعود فرارسيده و طبق تحليل هاي
مذکور بايد منتظرچند شوک اقتصادي درسراسر جهان باشيم .
نخست اينکه سايرسوختها نسبت به نفت ارزانتر شده و جهان به سرعت به سمت
تعويض سوخت خواهد رفت . البته همين الان هم قيمت متانول يا اتانول غيرنفتي
، که حاصل ازضايعات کشاورزي است ، دربسياري نقاط جهان کمترازقيمت
بنزين وگازوئيل است . يا انرژي حاصل ازنورخورشيد يا باد هم ارزانترازانرژي
فسيلي خواهد شد .
بنابراين روند فعلي مي تواند به تغييرناگهاني الگوي جهاني مصرف سوخت بيانجامد
ومتعاقب آن شاهد سقوط بازارهاي نفتي باشيم . دراين صورت ،با يک تاخيرزماني،
بازنفت اقتصادي مي شود ولي بي اعتمادي نسبت به بازارنفت مي تواند به ادامهء
رکود دربازار انرژي نفت منجرشود ...البته بنده يک تحليل گراقتصادي بازارنفت
نيستم اما چون صحت کلمه به کلمهء مقالات مذکور را تاکنون ودرعمل نظاره گر
بوده ام ،متاسفانه طبق نظرايشان اکنون بسياربه " پرتگاه " نزديک شده ايم . 
لینک