توضيح ضروري درمورد متن قبلي :   
 
دوستاني که رفرانس مطلب را خواسته بودند ،بايد عرض کنم که استناد بنده
تنها به يک مقاله يا يک نويسنده نبوده . دوم اينکه افرادي که مستقل مطلب
مي نويسند ازجانب هيچ مرجعي حمايت نمي شوند . به عبارت ساده ترحتي
کتابخانه پارک شهر هم به امثال بنده ارائه خدمات نمي دهد وبايد الزاما به
جايي يا فردي متصل باشيد، تا مثلا يک جلسه کتابخانه ملي يا فلان دانشکده
فقط شما را به داخل راه دهد ، که خود اين مورد مانع استقلال راي نويسنده
مي شود .سوم اينکه افرادي نظيربنده ناچاربه جمع آوري يا نگهداري منابع
گوناگون به طورفردي وشخصي هستند که الزاما هم دچارمحدوديت فضا و
نگهداري مي شويم وهم به مرور زمان مديريت آن منابع نيز دشوارمي گردد.
پس نهايتا بهترين و سهل الوصول ترين رفرانس - به ناچار - همان رجوع
به حافظه خويش است . درنقل مضمون چنين مواردي مشکل خاصي پيش
نمي آيد اما اگربخواهيم نشاني دقيق ومعتبربدهيم بايد علاوه برنام نويسنده به
ناشروسال چاپ وجلدکدام و صفحه چندم و... اشاره کرد که به يقين براي
نشروبلاگي امکان پذيرنيست وشايد حتي لزومي هم نداشته باشد .
 
اگرازباب امانتداري نگاه کنيم قطعا بايد نام مولف يا ناشرذکرشود،ولي چون
بازبه مشکل دسترسي سريع وآسان به منبع مذکوربرمي خوريم ،لذا فکرمي کنم
همين که صراحتا نوشته مي شود : درجايي اين مطلب را خوانده ام (نه اينکه
تحليل را به نام خويش ارسال کنم ) ،خود به نوعي رعايت امانت است .
 
و اما درمورد صحت موضوع : حتي خود نويسندگان مذکورنيزنگفته بودند
"قطعا" چنين خواهد شد يا چنان نخواهدشد ، بلکه گزينه هاي متعددي رامطرح
و هريک را جداگانه تحليل کرده بودند که اشاره به تمامي آن موارد لزومي
ندارد يا اصلا درحوصله يک وبلاگ نيست .
لینک