ضرورت پرهيز از توزيع سري جديد کوپن ارزاق   
 
 
درخيابان مولوي ، کوچهء حاج ابوالفتح ، طبقه زيرين پاساژ... ، يک دکان خالي
هست که داخل آن فقط يک ميزوصندلي کهنه و يک تلفن عهدعتيق قرار دارد .
نه بخاري ،نه کولر، نه پنکه ونه هيچ . اما کسي که گوشي را برمي دارد بسيار
مهم است . ممد ... را همهء "اهل فن" مي شناسند . حتي لقبش را نمي نويسم چون
کاملا شناخته مي شود! کمترکسي نام خانوادگي حقيقي او را مي داند . او کوپن را
فقط "بندي" معامله مي کند . هر بند شامل ده هزارقطعه ازيک کوپن اعلام شده يا
حتي نشده ! است . ممد ازيکي دو ماه قبل ازاکران عمومي !مي داند که کدام شماره
قراراست به چه کالايي ،با چه وزني و چه قيمتي اعلام شود .
ممد تنها نيست . بالا دستي هاي او کم کم دارند درستاد بازنشسته مي شوند وپايين
دستي هاي او هم ديگررغبت سابق را نداشته و کم کم دارند سراغ برج سازي !
يا تاسيس آژانس توريستي مي روند . اما ممد هنوز يکي از افرادي است که در
تعيين نرخ روز! اثرگذاراست ....
بيست سال ازپايان جنگ و بيست وهشت سال ازآغازجنگ و تاسيس ستاد بسيج
اقتصادي مي گذرد . سيستمي که از همان اول اسيرفساد اداري و اقتصادي شد و
گواهي ناکارآمدي آن ، کلکسيون کوپن هاي باطله است که درهرخانه اي يافت
مي شود .بالاخره يک روزبايد به اين وضع پايان داد . حتي درپايين ترين دهک
درآمدي جامعه ، فردي نيست که بتواند تنها با دوسه وعده کوپن ساليانه ازتنها
دوسه قلم باقيمانده ،به حيات خود ادامه دهد . اما درپشت سرهمين چند دانه کوپن
درسال که اعلام مي شود ، يک بوروکراسي بسيار وسيع و زائد قرار گرفته که
ميلياردها تومان يارانهء دولتي را به جاي سفرهء مردم روانهء جيب دلالان ريز
و درشت مي نمايد .
بايد اين وضع خاتمه يابد . بايد .
.
لینک